صفحه اصلی> اخبار و اطلاعيه ها

آشنايي با جايگاه مطالعات پيمايشي و افكارسنجي‌ها در مطالعات اجتماعي

آشنايي با جايگاه مطالعات پيمايشي و افكارسنجي‌ها در مطالعات اجتماعي


عباس محمدي شكيبا، مدير گروه اجتماعي مركز تحقيقات درباره جايگاه، نقش مطالعات پيمايشي و افكارسنجي‌ها در مطالعات اجتماعي جامعه  و كاربرد آن در رسانه مطالبي را عنوان كرد.

به گزارش روابط عمومي مرکز تحقیقات، عباس محمدي شكيبا، مدير گروه اجتماعي مركز تحقيقات گفت: مطالعات پيمايشي مطالعاتي هستند كه بر اساس منطق علوم اجتماعي تجربي بنا نهاده شده‌اند، ‌اغلب، موضوعات و افراد قابل بررسي و  مطالعه به مثابه ابژه در نظر گرفته مي‌شوند و هدف آن شناخت  و كشف قواعد حاكم بر روابط ميان ابژه‌هاست. اين مطالعات از مرحله شناسايي و كشف به منظور توصيف واقعيات اجتماعي تا مرحله تحليل مسائل اجتماعي به نيت درك عميق‌تر مفاهيم و مسائل را در بر مي‌گيرد و پر پيداست زماني اين مطالعات از حداكثر سودمندي برخوردار خواهد شد كه بتوانند كاربست‌هاي مناسبي بر حل يا كاهش مسائل اجتماعي بيابند. اين مهم بدون اتكا بر دانش نظري و انضمامي از جامعه و مسائل آن ميسر نخواهد شد. بدين اعتبار، مسائل، موضوعات، مفاهيم و مضامين متعددي بر مبناي مطالعات پيمايشي انجام مي‌شود و امروزه اين دست مطالعات بخش مهمي از ذخيره دانش اجتماعي در سرتاسر جهان به شمار مي‌رود.

از اين گذشته، جهان اجتماعي، جهاني پر از مسئله است، مسائلي كه بهزيستي فردي و اجتماعي را به مخاطره مي‌افكند و شايسته است كه در جهت حل مسائل پيش روي جامعه گام برداشت. بنابراين در جهان امروز مطالعات پيمايشي مرجع مهمي براي سياست‌گذاري‌هاي اجتماعي هستند و به رغم مناقشات فراواني كه درخصوص دقت، صراحت ، واقع‌نمايي و كارايي اين  حوزه از مطالعات وجود دارد، و گاه تا مرزهاي شكاكيت ناظر بر اين حوزه پيش مي‌رود، به طور نظري و عملي اين مطالعات، جايگاه مهمي در جهان امروز و مسائل پيش روي آن دارند و در سرتاسر دنيا مطالعات فراواني با استناد به اين حوزه از مطالعات صورت مي‌پذيرد و تلاش مي‌شود سياستگذاري هاي اجتماعي با بذل توجه به اين مطالعات صورت تحقق پيدا كند و موضوعات، مضامين، مسائل و روندهاي بسياري با استفاده از مطالعات پيمايشي بررسي، تجزيه و تحليل شود تا به نحو مقتضي  اين مطالعات سهمي در بازشناسي مسائل و پديده‌هاي اجتماعي بهنجار و نابهنجار داشته باشد و بتوان با استناد به كاربرد آن ها از حجم مسائل و مشكلات اجتماعي كاست و جامعه بهتري را رقم زد.  

پيداست كه اين مطالعات زماني مي‌تواند به نحو مطلوب مورد استفاده قرار گيرد كه داراي جايگاه مشخصي در چرخه سياست‌گذاري‌هاي اجتماعي باشند و مراحل اكتشاف و شناسايي  مسائل و پديده‌هاي اجتماعي تا مرحله تحليل و ارائه كاربردها و كاربست‌ها را به خوبي  طي كنند. بنابراين سودمندي مطالعات پيمايشي اجتماعي را مي‌توان با عطف به نقشي كه در سياستگذاري‌هاي اجتماعي ايفا مي‌كنند، ارزيابي و كاوش كرد.

آنچه در اين مطالعات مهم است در گام اول طي كردن مراحل و گام‌هايي است كه تضمين كننده دقت، صراحت و درستي اطلاعات به دست آمده است و در گام دوم، جايگاهي است كه اين مطالعات در مديريت جامعه ايفا مي‌كنند. بدون شك اخلال در وجه نخست، موجب نقص اطلاعات مي‌شود و مبتني بر اين دست اطلاعات نمي‌توان سياست‌هاي بهينه را به منصه ظهور رساند و اخلال در وجه دوم (با وجودي كه ممكن است اطلاعات مناسبي فراهم شده است) به توليد اطلاعاتي مي‌انجامد كه عملاً نمي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد.

پر واضح است كه در يكي دو دهه اخير اطلاعات فراواني در حوزه مطالعات اجتماعي چه در سطوح آكادميك و چه در سطوح سازماني توليد و بازتوليد شده است اما بيم آن مي‌رود كه اين اطلاعات به درستي در چرخه سياست‌گذاري‌هاي اجتماعي به كار گرفته نشده باشد. اين آسيب بسيار مهمي است كه بايد در مورد آن، حساس بود. ادامه اين روند جامعه را با اشباع اطلاعاتي روبرو مي‌سازد كه بيهوده توليد مي‌شوند و مصرف مهمي پيدا نمي‌كند. اين وضعيت نوعي بدبيني به دانش اجتماعي را موجب مي‌شود.

نمي‌توان از سياستگذاري اجتماعي صحبت كرد و نقش رسانه را در آن نديد. بدون شك در نظام سياست‌گذاري‌ در يك كشور رسانه يكي از حلقه‌هاي مهم و تاثير گذار آن است، چه رسانه در هماهنگي نسبي با ساير نهادها و موسسات اجتماعي به طور مشخص داراي نقش و جايگاه ويژه‌اي‌ است و انتظارات مهمي از آن مي‌رود. امروزه، رسانه‌ها تنها اطلاعات و آموزش‌هاي مورد نياز مردم را فراهم نمي‌كنند، يا تنها آن ها را سرگرم نمي‌كنند، بلكه از خلال محتواهايي كه ارائه مي‌دهند، نقش مهمي در اصلاح رفتارهاي اجتماعي و در انتقال فرهنگي بر عهده دارند. مسائل، مهارت‌ها، اطلاعات و آموزش‌هايي كه هر فرد در رويارويي با دنياي به شدت پيچيده امروزي بدان نيازمند است، از طريق رسانه‌ها انتقال مي‌يابند. بر اين مجموعه انتظارات، بايستي بر نقش مهم ديگري كه رسانه‌ها در دوران اخير دارند، اشاره كرد يعني انعكاس مسائل، دردها، رنج‌ها و مشكلاتي است كه افراد و گروه‌هاي محذوف، بي‌صدا و فاقد قدرت دارند، به عبارتي رسانه تنها كارگزار حكومت‌ها و قدرت نيستند و بايستي بتوانند مطالبات، انتظارات و گرفتاريهاي مردم را كه عمدتاً  فاقد منابع ثروت و قدرتند، انعكاس دهند و به نحوي اين گروه‌هاي اجتماعي را نمايندگي كنند و صدا و انتظارات آنها را به دولت‌مردان انتقال دهد. از اين منظر، نقش نظارتي رسانه‌ها برجسته مي‌شود. بايد توجه داشت كه امروزه، سپهر رسانه‌اي مردم به شدت گسترده است و رسانه‌هاي مختلف اهداف متفاوتي را در حوزه مسائل اجتماعي ايفا مي‌كنند كه گاه در تعارض و تنافر با يكديگر قرار مي‌گيرند، از اين جهت نقش اجتماعي رسانه‌ها وابسته به اعتبار و جايگاهي است كه آنها در بين مردم دارند.

اين انتظارات زماني مي‌تواند به خوبي برآوده شود، كه رسانه به طور مستقيم يا غير مستقيم به مطالعات اجتماعي دسترسي داشته باشد كه با اتكا بر پيمايش‌ها و مجموعه منظم، دقيق از اطلاعاتي از روش‌هاي تجربي رايج در علوم اجتماعي فراهم آمده باشد. مطالعات اجتماعي به شرطي مي‌توانند به حل مسائل و دشواري‌هاي اجتماعي كمك كنند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در چرخه توليد برنامه‌هاي راديو و تلويزيوني وارد شوند.

  1397/9/24
آرشیو اخبار پژوهشی

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما است.