سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    07/01/ 1398
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
 
جهاد اقتصادی به روش کارآفرینی و خوشه‌بندي صنايع

عباس سليميان استاديار عضو هيات علمي دانشکده اقتصاد دانشگاه بوعلي سينا همدان، مبحث جهاد اقتصادي را که سال جاري به آن عنوان نامگذاري شده را در مقاله‌اي مورد کنکاش قرا داده است.
خلاقيت و کارآفريني در ادبيات معمول آن امري فردي است و افراد خلاق در دايره کارآفريني منشاء حرکات اقتصادي سودآور و ماندگار مي شوند و طبقه بندي هايي مثل کارآفريني سازماني جنبه ظهور غير فردي آن است.

* کارآفريني توده‌اي

امري که امروزه در ادبيات کار و توليد در جهان مطرح است، بحث کارآفريني توده اي ( Mass creativity) است که براي سياستگذاري توسعه‌اي اشتغال و کار بايد اين مفهوم را عملياتي کرد. اين مفهوم در حقيقت بهره برداري عظيم از مجموع ظرفيت هاي کارآفريني فردي همه اعضا يک جامعه و حتي مردم جهان است و از همين نقطه مي تواند با فلسفه جهاد اقتصادي رابطه پيدا کند. به طوري که به عنوان يک مفهوم از پياده سازي جهاد اقتصادي به اين صورت بايد عمل کرد، تا در سطح تکنولوژي امروز دنيا و و به موازات آن بايد به نحوي سياست گذار کرد، تا باعث ظهور يک نوعي از پديده کارآفريني شد که از هويت يک فرد يا سازمان کارآفرين گذشته و به قابليت هاي وي در بهره برداري از اين فضاي توده اي کارآفريني توجه پيدا کرد.
پديده کارآفريني توده اي محصول حضور وسيع IT در زندگي انسان ها است. امروزه شبکه اجتماعي و تجاري اينترنتي به جايي رسيده است که در کنار مصرف انبوه انسان، مصرف کننده را به ايده پرداز و پيشنهاد دهنده ويژگي کالاي مصرفي خود تبديل کرده است، به گونه‌اي که دائمأ از طرف آنان به سمت توليد کنندگان سفارش هاي خلاقانه مي رسد و توليد کننده بدون وجود سازماني که بتواند در اين سطح از تنوع و اطلاعات محصول عمل کند، قابليت ماندگاري ندارد. اين مسئله در کنار آزادي انتخاب که براي مصرف کننده وجود دارد، باعث آن مي شود که يک تحقيق و توسعه R&D وسيع روي خصوصيات مشترک زيست انسان ها به عنوان يک الزام براي توليد کننده ظاهر شود. اين R&D بايد بتواند به صورت ديناميک به اين سوال جواب بدهد که آدم ها چگونه زندگي مي کنند؟ و چگونه زندگي خواهند کرد؟ و تغييرات اين زندگي تحت تاثير چه عواملي است؟
اصولأ در متن فلسفه توسعه اقتصادي، براي هر نوع جغرافياي کشوري مي‌توان پيش قراول کسب و کار را به گونه اي خاص ترسيم کرد، ولي آنچه که به نظر مي رسد کارساز باشد و در عين اعتقاد به حضور کوچک ها به مقياس اقتصادي بزرگ رسيد اين است که سازمان و کارکرد پيشقراولان کسب و کار بر مباني نوسازي، مجموعه سازي، و به کارگيري مفهوم کارآفريني توده اي استوار باشد و لذا براي حصول به آن سياستگذار بايد سازمان پيش قراول کسب و کار مطلوب خود را مبتني بر IT به نحوي شکل دهند که بتواند حمايت از فرآيندهايي سرمايه گذاري را در مقياس وسيع و به صورت مجموعه اي، براي سرمايه گذاران و کارآفرينان، روي سه مکانيسم اساسي مدار سيستمي توليد يعني:
1.مکانيسم تأمين مجموعه اي و يکپارچه نهاده ها
2.مکانيسم نوسازي فرآيندهاي توليد و آموزش نيروي انساني براي تطابق با آن در سطح يک سازمان توليد با واکنش سريع يا FRO (Fast Response Organization)
3.مکانيسم عرضه مجموعه اي و يکپارچه محصولات به مجاري سازمان يافته تقاضا
تشکيل داده و از سرمايه گذاري‌هاي موجود و يا در حال شکل گيري توسط کارآفرينان دفاع عملياتي نمايد، به همين دليل لازم است تا نيروي انساني آموزش يافته، هميشه به روز و در عين حال منعطفي را تربيت نمايد که در بدنه پيشقراولان کسب و کار قرار گرفته و قابليت آن را داشته باشند، تا با توجه به خصيصه طبيعي و فرهنگي سکونت گاه هاي جغرافيايي، و مرتبط با استعدادهاي ملي و بين المللي، سرمايه گذاري هاي اوليه و يا تکميلي مناسبي را در نقاط مختلف جغرافيايي کشور بتواند انتخاب، درج و سپس هدايت نمايند.
در اينجا بايد اشاره کرد که عده اي از بررسي تاريخ آموزش هاي حرفه اي و اثرات آن کپي برداري ناقصي را به عنوان راه حل برون رفت از معضل توسعه اشتغال کشور مطرح مي کنند به اين صورت که اگر سازمان يکپارچه اي بر آموزش هاي فني و حرفه اي حاکم شود، ماموريت وزارت کار و امور اجتماعي به سامان خود مي رسد. آنان توجه نمي کنند که اگر نهادهاي مختلف دست به ارائه خدمات آموزش فني و حرفه اي زده اند به علت ناکارآمدي سيستم اصلي متولي اين آموزش ها بوده است و آنان اگر تقاضا براي آموزش خود نداشته اند قطعا دست به ارائه چنين خدماتي نمي زدند.
امر يکپارچه سازي فرع بر امر کارايي آموزش ها است و اين کارايي حاصل نمي‌شود مگر سفارش بر اين سيستم حاکم شود و سفارش فراهم نمي شود، مگر پيشفراولان کسب وکار جريان عمومي و توده اي تقاضاي تخصص ( Mass Demand ) را فراهم آورندو متقابلا سيستم آموزش فني حرفه اي هم بتواند با سفارشي سازي توده اي ( Mass Customization ) به اين سطح از نياز پاسخ دهد.
ظهور چنين پيشقراولان کسب وکار در قالب يک فرد و خصيصه ها و استعدادهاي يک فرد ممکن نيست، بلکه يک مجموعه حقوقي و فني مشتمل بر تخصص ها و استعدادهاي متفاوت و مکملي را مي طلبد که مي توان آن ها را شرکت هاي مشاوره و توسعه کارآفريني ناميد. خود اين شرکت هاي مشاوره اي براي اينکه دچار مشکلات ساختاري رايج و معمول همه واحدهاي کوچک نشوند، خود بايد تحت يک نظام مجموعه اي و خوشه اي قرار گيرند. اين مجموعه ها که مي توان آنها را شبکه کارآفريني ناميد، قابليت آن را دارندکه در يک نظام معماري شده متکي به IT و D&R خدمات وسيعي شامل ارزيابي اهليت کارآفرين، ارزابي طرح کسب وکارکارآفرين و اصلاح و بهبود آن، آموزش کارآفرين و کارکنان مورد نياز وي، اتصال کارآفرين به سرمايه گذار و دارندگان منابع مالي، نطارت بر کارکرد و عملکرد کارآفرين، و... فارغ از نهادهاي خدماتي دولتي موجود ولي تحت سياستگذاري ها و نظارت هاي هوشمند دولتي براي توسعه کار و کارآفريني به وجود آورده و عرضه کنند.
مهمترين شرط لازم براي شکل گيري چنين شبکه اي قبول چنين تفکري و داشتن باور به فلسفه وجودي آن ها نزد سياستگذاران اشتغال در همه سطوح اداري و اجرايي کشور و شرط کافي آن حمايت واقعي تا استقرار کامل چنين نظامي است.

*خوشه‌ها براي يکپارچه‌سازي بنگاههاي کوچک و متوسط

با فرض وجود باور به ايجاد شبکه کارآفريني، قدم الزامي بعدي، بکارگيري فلسفه و ابزار خوشه هاي توليدي براي توسعه اشتغال است. خوشه ها را از نظر توان و نقش فوق العاده اي که در يکپارچه سازي و مجموعه سازي واحدهاي توليدي کوچک و متوسط روي تيراژ تأمين و همچنين روي تيراژ عرضه و بزرگ کردن اين دو مقياس به سمت اقتصادي بودن مي توانند ايفا کنند، بايد مورد توجه قرار گيرند. لذا، استراتژي حرکت به سمت تحول اقتصادي توسط پيشقراولان کسب و کار بايد عمدتا در سطح خوشه ها اعمال شود و خود واحدهاي مشاوره اي و توسعه کارآفريني نيز در قالب هاي خوشه اي عملياتي شوند. يک شرط اساسي درشکل گيري خوشه ها را وجود نزديکي جغرافيايي (Geographical Proximity) مطرح کرده است و توسعه آن ها را اولا منوط به وجود ريشه هاي اجتماعي همکاري و بعضي روابط اوليه آن ها (سرمايه اجتماعي اوليه به عنوان محمل همکاري هاي اوليه) و سپس شرط نزديکي کرده است، ليکن تعريف خصيصه و قابليت IT روي خوشه به راحتي اين امکان را مي دهد که پراکندگي جغرافيايي را به عنوان عنصر محدود کننده خوشه، به راحتي کنار گذاشت. در اين صورت حوزه فراگيري و پوشش خوشه از يک فضاي جغرافيايي خاص گذر مي کند و قابليت آن را پيدا مي کند تا پوشش خود را در سطح يک منطقه يا استان و يا يک محيط همگن جمع شدني گسترش بدهد. چنين خوشه اي مي تواند به يک موتور توسعه تبديل شود ( مدل خوشه اي که در شرکت فناوري اطلاعات زاگرس طراحي و توسعه پيدا کرد). از سوي ديگر اگر چه خوشه ها مي توانند باعث حصول به مقياس اقتصادي براي هر واحد عضو خوشه شوند، ولي عضويت و جذب هر واحد متجانس با هويت خوشه به آن به راحتي صورت نمي گيرد، زيرا ورود هر عصو به خوشه خود ظرفيت هاي خاصي مي طلبد و بايد آمادگي ورود به آن (Readiness) براي داوطلب وجود داشته باشد . اين آمادگي در وحله اول به تناسب سطح تکنولوژي با سطح فرهنگ زندگي و کار به عنوان شرط لازم بستگي دارد و اگر چنين شرطي براي عضو داوطلب وجود ندارد بايد شرايط آن در توسط پيشقراول کسب وکار از طريق آموزش و تربيت داوطلب فراهم شود.
به همين دليل شرط کافي حصول به نتيجه، به وجود و قابليت هاي عامل توسعه که همان پيشقراول کسب و کار است بستگي دارد، به اين معني که پيشقراول کسب و کار اولأ بايد دانش و تجربه هدايت کار گروهي را داشته باشد و ثانيأ تخصص فني و برنامه ريزي را در سطحي بالاتر از سطح فضاي عمومي خوشه و نيز تک تک اعضاء، بايد مسلط باشد.

* وزارت جديد خود را درگير مسايل ريز بنگاه نکند

اينجا است که وزارت کار ، تعاون و رفاه به جاي حرکت هاي بي فايده هميشگي و سنتي وزارت کار و امور اجتماعي قبلي، که در بسيج ظرفيت هاي مختلف براي درگير شدن با معضلات فرد فرد واحدهاي توليدي کوچک و متوسط هر زمان درقالب شکل و فرمي به ظاهر متفاوت با شکل و فرم قبلي صورت مي گرفت، بايد سنت شکني کرده و همه توان و انرژي خود و امکانات کشوري قابل استخدام براي توسعه اشتغال را صرف تعداد معدودي عناصر و واحد هاي توسعه کارآفريني نمايد و در قالب يک ساختار خوشه‌اي يعني شبکه کارآفريني از آن ها حمايت نمايد تا بتواند موج هاي هدايت شده توليد را با کارايي تمام راه اندازي نمايد.

*وزارت صنعت، معدن و تجارت و توسعه خوشه ها

در دنيا تجربه خوشه ها به گونه هاي متعدد وجود دارد. سابقه آن از خوشه سيليکون ولي(دره شنها) در امريکا تا خوشه هاي صنايع چوبي در ايتاليا و خوشه هاي قطعات خودرو در اتريش و خوشه هاي صنايع دستي و صنايع ابتدايي در هند قابل مطالعه و بررسي است. هر يک از اينها قالب هاي خاص خودشان را دارند. خوشه هاي هندي که در چند سال گذشته در وزارت صنايع الگوي عملي خوشه سازي بي نتيجه قرار گرفت، تحت شرايط فقر و نبود سرمايه براي اعضاء و يک فرهنگ تعاوني سنتي در کنار تکنولوژي ابتدايي توليد محصولات عمدتأ دستي استوار است . در اين سطح و در حالت وجود فقر رفاه و فقر سرمايه، مسئله آمادگي به راحتي قابل حصول است، ولي در سطح فرهنگ و زندگي اسراف آميز ايراني که حتي درگونه هاي فقر آلوده خود از مشخصات جامعه فئودالي و خصيصه ولخرجي آن تبعيت مي کند و شأن خود را در داشتن خودرو حتي در سطح يک پيکان سال 48 معني مي کند، بسيار مشکل و بلکه غير ممکن است که به الگوي خوشه اي از نوع هندي تکيه کرد و از آن نتيجه گرفت. اصرار بر پياده سازي مدل هندي خوشه ها درست به نظر نمي‌رسد.

* مشکل سرمايه نيست

در ايران مشکل سرمايه هيچ وقت نبوده و مشکل سرمايه به وجود آمده فعلي در بانک ها ناشي از تخصيص ناکاراي سرمايه ناشي از تحميل جريان توسعه تسهيلات به بانک ها بدون توجه به اهليت متقاضي بوده است .
خوشه ايراني بايد براساس فرض قابل حصول بودن جمع منابع سرمايه اي از يک سو و توسعه رفاه اعضاء از سوي ديگر متمرکز شود و تکنولوژي را متناسب با ساختارها و ويژگي هاي جمعيتي فراتر از آنچه که از نگاه ساده به زندگي افراد مي توان يافت به آن تزريق کرد. زيرا کافي است که يک عضو خوشه قابليت آن را پيدا کند که سفري به اروپا داشته باشد و برداشتي از کار و زندگي آنجا بگيرد و در برگشت بلافاصله نظم خوشه را به نفع خود يا يک گروه فاميلي پيوسته به خود بر هم زند و به راحتي خود و يا گروهي را از آن خارج کند. اين تزلزل در خوشه حتي در بازديد از يک نمايشگاه بين المللي صنعتي و بازرگاني که تا قبل از ادغام وزرتخانه اي به وفور در کشور ما توسط وزارت بازرگاني و فارغ از سياست هاي صنعتي و هماهنگي هاي هدفمند با وزارت صنايع و معادن و غيره صورت مي گيرد مي تواند اتفاق بيفتد .
توجه به اين مسئله و جلوگيري از حدوث آن به معني اين است که عامل توسعه يا شبکه هاي کارآفريني بايد در درون تشکيلات خود از يک نظام پيشرفته R&D که جلوتر از هر نمايشگاه يا عضو خوشه مي تواند تکنولوژي را در خوشه به روز نمايد، برخوردار باشد و اين برخورداري چيزي نيست که در سطح توان يک فرد حقيقي وجود داشته باشد که به عنوان عامل توسعه خوشه مد نظر آقايان در وزارت صنايع است.
حال بگذريم که آقايان مسئولين راه اندازي خوشه در وزارت صنايع دستورالعمل هم داشتند که مبادا عامل توسعه خوشه در خوشه مورد ماموريت خود براي خود منافع تعريف کند، بايد برود خوشه را راه بيندازد و سريعا از آن خارج شود، انگار عامل توسعه که در ذهن جناب مسئول توسعه خوشه هاي وزارت صنايع و معادن قبلي تصوير شده است، به صورت يک مامور رباتيک يا بهتر بگويم ترمينيتر ساخت خوشه قالب بندي شده است و در موقعيتي قراردارد که همه عناصر و اجزاي يک فعاليت خوشه پذير فقط گوش به فرمان و تحت دستورات وي اند. در اينجا بازگويي يک تجربه از نويسنده خالي از ضرر نيست: زماني که نويسنده در اجراي اولين قرارداد ساخت خوشه کشور که براي خوشه بندي صنعت منبت کاري و مبلمان ملاير با وزارت صنايع منعقد شده بود، در ملاير حضور داشت، بعد از يک سال که صرف اعتماد سازي در خوشه مبلمان ملاير نمود که با تشکيل جلسات و اقدامات متعدد و غيره صورت گرفته بود، با هماهنگي اعضاء جذب شده تصميم گرفت يک انتخابات براي انتخاب معتمدان و نمايندگان اعضاء انجام دهد و فرآيند جذب را فراگير کند.
اين داستان اثبات همان نقطه ضعف مدل هندي است که وزارت صنايع يک نفر را با بودجه وزارت صنايع مأمور توسعه يک خوشه در راستاي مدل هندي وزارت خانه مي کند (با مشخصات مورد نظر آن آقاي خوشه وزارت صنايع) آخر سر چيزي هم اتفاق نمي افتد. چنانکه در وزارت صنايع و معادن قبلي چيزي اتفاق نيفتاد.
لذا عامل توسعه خوشه بايد از يک سازمان پويا و متشکل از تخصص هاي فني لازم برخوردار باشد و عناصر خود را به صورت يک شبکه در يک جغرافياي وسيع مبتني بر IT مستقر کند و دقيقا براي خود به عنوان يک توسعه گر و توليد کننده فکر، منافع تعريف شده داشته باشد. براي چنين عامل توسعه اي نه تنها بايد وزارت صنعت ، معدن و تجارت ساختار علمي و فني تعريف کند، بلکه وزارت تعاون، کار و رفاه ضمن تدوين يک قاعده حمايتي که در چارچوبه قوانين و روابط کار مي گنجد، از چنين ساختاري حمايت و به تشکيلات عامل توسعه تسهيلات مالي و نه دستمزد بدهد تا کارش را درست انجام بدهد . خوشه دوريکا که فارغ از دخالت هاي وزارت صنايع و معادن در مشهد شکل گرفته بود و امروز موفق است با همين منطق حصول به منفعت شکل گرفته بود و با تزريق اوامر و اجراي رويه غلط مسئولان خوشه در وزارت صنايع و معادن سابق به وجود نيامده بود.
بستر سازماني و عملياتي پروتوتايپ چنين شبکه اي در ابتداي دولت نهم در صندوق فرصت هاي شغلي ( بعدها صندوق مهر امام رضا) اتفاق افتاد و توسط رئيس وقت آن استارت خورد و ايده آن به وزارت کار و امور اجتماعي منتقل و پس از بحث ها و بررسي ها توسط تصميم سازان اين وزارت خانه تأييد و توافقنامه آن براي اجراء در سطح ملي امضاء شد. بگذريم که اگر شبکه مجال فعاليت مي يافت و همانگونه که در نظر گرفته شده بود بررسي ، هدايت و نظارت طرح هاي توليدي مصدر عمليات آن مي شد، و بجاي حمايت درگير آسيب هاي جهال نمي شد، امروز بحث بنگاه هاي زود بازده و انحراف از اهداف آن در اين سطح و وسعت و به اين شکل مطرح نمي شد و الگويي بديع وکارا در توسعه اشتغال به نام جمهوري اسلامي ايران ثبت شده بود.
بايد اشاره کرد که وجود چنين نگاهي در شکل گيري و استقرار خوشه ها، زاده يک تجربه وسيع و يک تحليل عميق از توسعه کشور و تنگناهاي توسعه توام با به کارگيري عملي ادبيات تجربي آن بود. اين نگاه در حقيقت پياده سازي يک نوع معماري از ساختار اقتصادي خوشه اي بود. بدون چنين معماري هايي نمي توان نتايج درست از اجراي سياستگذاري هاي توسعه اشتغال داشت. اعمال نگاه مقطعي و سطحي محض در اجراي سياست توسعه توليد و اشتغال را مي توان در پياده سازي طرح هاي زود بازده ديد. اگر چه سرنوشت طرح هاي زود بازده در يک گام به جلو باعث آن شد که مسئولان اقتصادي کشور در بانک مرکزي و وزارت اقتصاد در يک نگاه کاملأ صنفي بانکي و نه توسعه اي در اجراي وظيفه حرفه اي خود با توجه به نتايج اجراي اين طرح ها و اصولأ به جهت ايجاد ابزاري براي برگشت منابع مالي بانکي اختصاص يافته به طرح هاي توليدي و در اجراي ماده (5) قانون تسهيل اعطاي تسهيلات و ... ، کانون مشاوران اعتباري و سرمايه گذاري بانکي را به وجود آورند تا طرح هاي کسب و کار (Business Plan ) و به اختصار BP را بررسي کرده و چيزي را که نتيجه بخش است به سرمايه گذار پيشنهاد دهند، و به اصطلاح BP هاي ناب و پولساز راهي بانک شود و ديگر منابع بانک ها هدر نرود. ولي اين قدم جز بسار کوچک از همه آن چيزي است که بايد صورت گيرد. اين پديده فقط مي تواند تا حدي بسيار کوچکي خطر سوخت سرمايه را جبران و يا کم کند.
اين امر که BP ها بايد کارساز باشند حرف بسيار خوبي است و اين عمل هم في نفسه، عمل خيري است ولي بايد توجه کرد که هر BP روي فروض ثابتي از داده هاي اقتصادي چه در تحليل وضع موجود و چه در پيش بيني آينده بازار تعريف مي شوند، که در جهان امروزين شديدأ متحول از نظر تکنولوژيک (که اصولأ ديگر فرض ثابت براي آن نداريم) ، اين اتفاق کاملأ محتمل است که BPها نه در طولاني مدت که حتي در طول مدت پياده سازي يک طرح مواجه با تغيير ساختارها و فروض پايه اي خود شوند و ديگرکارا نباشند و انتظارات تعريف شده خود را برآورد ننمايند. لذا اين امکان وجود دارد که مدير يک واحد سرمايه گذاري و اصولأ کارآفرينان که با توجه به چنينBP هايي با اطمينان و قطعيت بيشتر وارد اجراي BP شده اند، تحت حدوث شرايط جديد محتمل، عملأ در فضاي آلوده به آشوب (chaos) نادانسته همه ظرفيت خود را به کار گرفته و با خيال خوش تا به آخر خرج کنند و يکباره به چاه ويل سقوط کنند. به همين جهت بايد وضعيتي را به وجود آورد تا سرمايه گذاران بتوانند هر لحظه ظرفيت تطابق با داده هاي تغيير يافته و يا جابه جا شده مفروض قبلي را داشته باشند. در اين ارتباط و در توضيح موضوع مي توان گفت که ظرفيت هاي تطابق و برخورد درکارآفرينان يکسان نيست، چنانچه ممکن است کارآفرين هوشمندتر که اصولأ حسب خصيصه کارآفريني خود بايد لحظه اي تصميم بگيرد، کسب و کار مواجه با ضرر خود را به کارآفرين کم تر هوشمند منتقل کند.اين پديده به معني اين است که حتي در صورت شکل گيري جريان کارآفريني هنوز خطر ريزش و سقوط سرمايه گذاران وجود دارد و آنچه که در اين جريان براي سياستگذار اشتغال کشور اهميت دارد اين است که: در جهان تکنولوژيک امروز (بدون وجود نهادهاي هادي توسعه کارآفريني که داراي ظرفيت هاي لازم فني و تحقيقاتي و توانمندي فناوري اطلاعات باشند و قابليت آن را داشته باشند تا رهبري جمعي توليد را به عهده بگيرند،) جريان خطر مي ماند و آثار احتمالي خطر گريبان اقتصاد و جامعه را مي گيرد.
نتيجه اينکه داشتن قابليت کنترل خطر و توان مواجهه با خطر مسئله اصلي است و اين خصيصه فقط از BP بر نمي آيد، بلکه عنصر مديريتي توانمند مي خواهد که اولأ قابليت شناسايي خطر را داشته باشد و ثانيأ مانيتور و کنترل ديناميک خطر را وظيفه خود بداند و در اين سمت و سو خود را به تخصص برساند . شبکه کارآفريني با عناصر خود بايد طوري سازماندهي شود که بتواند، اين مديريت را به عهده بگيرد و در دايره عملکرد تخصصي خود سطح مناسب و همگوني از فعاليت هاي موجود را در يک يا چند رشته اقتصادي دنبال کند.


خبرگزاري فارس

  
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.