سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    06/31/ 1398
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
 
جهاد اقتصادی، عامل خودکفایی و استقلال

، هرچند که به نظر مي رسد، استقلال سياسي نقش تعيين کننده اي در استقلال جامعه و ملتي دارد، ولي نمي توان از نقش تعيين کننده استقلال اقتصادي در کنار استقلال فرهنگي و استقلال نظامي و مانند آن غافل ماند.
استقلال اقتصادي به سبب اين که پاسخ گوي نيازهاي ابتدايي بشر است، همواره مورد توجه و تاکيد بوده است؛ زيرا انسان نخستين نيازي که در زندگي مادي و دنيوي دارد، تغذيه شامل آب و خوراکي و مانند آن است. پس از فراهم آمدن اين مهم در انديشه امنيت و آرامش بر مي آيد و در مراحل بعدي به سراغ عشق و محبت يعني ديگران مي رود تا پاسخ گوي وي در اين حوزه از نيازها باشد. اين گونه است که نقش اقتصاد در زندگي مادي و دنيوي بشر برجسته مي شود.
البته هر انساني براي خود فلسفه زندگي دارد و سبک زندگي را نيز براي خود تعريف مي کند. اين فلسفه زندگي، زماني شکل مي گيرد که انسان، به نوعي کمال رسيده باشد. در اين زمان است که نوعي تقدم براي چيزهاي ديگر قايل مي شود. اما بيشتر مردم همچنان دغدغه اقتصاد يعني آسايش و آرامش مادي دارند و اين اقتصاد جايگاه ارزشي و تقدمي خود را در فلسفه و سبک زندگي آنان از دست نمي دهد.
به هر حال، اقتصاد چه بخواهيم و چه نخواهيم نقش تعيين کننده و کليدي در هر دو بينش مادي گرا و معنويت گرا ايفا مي کند: زيرا جامعه انساني به گونه اي در دنيا شکل گرفته که اقتصاد مايه قوام آن است. از اين رو هر جامعه اي براي دست يابي به استقلال و در اختيار گرفتن سرنوشت خود نيازمند استقلال اقتصادي است؛ زيرا در صورت فقدان استقلال اقتصادي نمي تواند در مسير اهدافي که براي جامعه خود تعريف کرده گام بردارد و ناچار است تا در اصول ديگر فرهنگي و معنوي و سياسي تابع فشارهاي صاحبان ثروت و قدرت شود که از ديگر جوامع بر آن جامعه وارد مي سازند.
نويسنده در اين نوشتار بر آن است تا نقش جهاد اقتصادي در خودکفايي و استقلال براساس آموزه هاي قرآني را تبيين نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
تقابل جوامع مادي گرا و آخرت گرا
هر جامعه اي براي خود اهداف مشخصي تعيين کرده و روشهاي خاص را نيز براي تحقق آن در نظر گرفته است؛ هرچند که همه جوامع دو هدف مشخص آسايش و آرامش را در دستور کار اصلي خود قرارداده و تحقق آن را از طريق جامعه و نهادهاي آن پي گيري مي کنند، ولي تفاوت هاي مشخصي در روشهاي آنها به سبب تفاوت هاي جغرافيايي، فرهنگي، ادراکي و مانند آن پديد مي آيد که جامعه اي را از جامعه ديگر جدا مي سازد.
البته مي توان تفاوت هاي مشخصي را در دو هدف اصلي ميان جوامع مشاهده کرد. از اين رو جوامع را مي توان به جوامع ماديگرا و معنويت گرا، يا دنياگرا و آخرت گرا دسته بندي کرد. اين تفاوت بينشي و نگرشي چنان در دو هدف اصلي جوامع تاثير مي گذارد که جوامع در همه ابعاد در دو طيف مقابل هم قرار مي گيرند؛ زيرا جوامع ماديگرا و دنياگرا، آسايش و آرامش را تنها در دنيا و امور مادي مي جويند و چيزي جز همين دنيا و ماديات براي آنان معنا و مفهوم و اصالتي نمي يابد.
در مقابل، جوامع معنويت گرا و آخرت گرا قرار مي گيرند که زندگي دنيا و آسايش و آرامش را هرچند مطلوب مي دانند، ولي براي آن اصالتي قايل نمي شوند و بيشترين همت و توجه خويش را به آخرت معطوف مي دارند و لذا اهدافي چون آسايش و آرامش، تنها نقش ابزاري براي آخرت و آسايش و آرامش باقي و پايدار آن دارد.
اين دو بينش و نگرش متقابل، از نظر اسلام به حق و باطل تفسير شده است. از اين رو تقابل آن دو مي تواند دو جامعه را از نظرهاي گوناگون در برابر هم قرار دهد؛ زيرا اصالت بخشي به ماديات و دنيا و هدف قرارگرفتن آسايش و آرامش مادي و دنيوي، به اين معناست که مي توان براي دست يابي به اين اهداف، همه چيز را قرباني کرد. اين گونه است که حدود آزادي تنها در مرز تضييع حقوق ديگران پايان مي يابد و از آن جايي که اين مرز بي پشتوانه و خاستگاه هاي استوار است، مي توان به سادگي آن را دور زد و يا ناديده گرفت. بدين ترتيب قوانين و اصول اخلاقي در جوامع ماديگرا و دنياگرا، قوانين در معرض خطر است و هر آن مي تواند از سوي اکثريت يا اقليتي پايمال شود؛ زيرا بنيادهاي اخلاقي آن متزلزل است و وقتي هدف، آسايش و آرامش مادي و دنيوي باشد، هر آن چه در برابر آن قرار گيرد، پايمال و نابود مي شود.
اين که برخي از جوامع مادي و دنياگرا، قوانين را به سختي مراعات مي کنند، از آن روست که براي حفظ کف بهره مندي ها لازم است تا قوانين را مراعات کنند وگرنه همين آسايش و آرامش مادي آنان باخطر مواجه مي شود. براين اساس، هرگاه احساس کنند که دور زدن قانون و يا پايمال کردن آن، آسيبي به آسايش و آرامش مطلوب آنان وارد نمي سازد، به سادگي قوانين را ناديده مي گيرند. اين سياست به ويژه در برابر جوامع ديگر به سادگي و آساني انجام مي گيرد؛ زيرا نهايت جامعه گرايي در جوامع مادي گرا و دنيوي، حفظ جامعه خودي و محافظت بر آن است. اين مسئله را مي توان در بينش و نگرش سبک آمريکايي شناسايي کرد.
تقابل جوامع مادي گرا و معنوي گرا يا دنيا گرا و آخرت گرا، تقابل جدي است؛ زيرا جوامع مادي گرا، به نوعي از نظر ذاتي طغيان گرا و متجاوز به حقوق ديگران است و ظلم و ستم به ديگران را براي رسيدن به هدف آسايش و آرامش مادي و دنيوي توجيه مي کند.
از آن جايي که جامعه اسلامي و ايماني، جامعه اي با اهداف معنوي و آخرت گراست، اگر بخواهد در مسير تعالي خود گام بردارد، نيازمند استقلال اقتصادي است تا بتواند در برابر فشارها و تعديات جوامع مادي گرا و دنياگرا تاب بياورد و مسير فرهنگي و معنوي خويش را چنان که مي خواهد بپيمايد و از همه ظرفيت هاي دنيوي براي رسيدن به اهداف اخروي و معنوي بهره برد؛ چرا که جوامع رقيب مادي، خواهان بهره مندي از ظرفيت ها و امکانات مادي جامعه ايماني است و اجازه نمي دهد تاجامعه ايماني در يک شرايط مناسب در مسير خود گام بردارد.
به سخن ديگر، همزيستي مسالمت آميز ميان دو نگرش حق و باطل يا نگرش دنيوي و اخروي، شدني نيست، چرا که حتي اگر جامعه ايماني به سبب عدالت خواهي و عدالت گروي، به حقوق و امکانات مادي خود بسنده کند و چشم داشتي به امکانات مادي ديگر جوامع نداشته باشد، جامعه مادي گرا به طور طبيعي چون اصالت را به ماده و دنيا مي دهد و باوري به آخرت ندارد، خواهان دست يابي به همه امکانات مادي جهت آسايش و آرامش و ديگر اهداف مادي و دنيوي مي باشد و به اشکال گوناگون مي خواهد حقوق ديگر جوامع را تضييع کرده و بر آنان و امکاناتشان تسلط يابد. اين گونه است که جوامع مادي گرا، جوامع سلطه جو و استکباري هستند و استقلال ديگر جوامع را تهديد مي کنند و باخطر جدي مواجه مي سازند.
به عبارت ديگر، سلطه جويي و استکبارورزي و ستم گرايي، جزو ذاتيات جوامع مادي و دنياگراست و ديگر جوامع نمي توانند در چنين شرايطي احساس امنيت از تهديدات و خطرات اين جوامع داشته باشند.
جهاد اقتصادي، جهاد خودکفايي و استقلال
جوامع بشري به سبب جهات گوناگون به يکديگر نيازمند هستند و نمي توان از رشد و توسعه اقتصادي و تمدني سخن گفت و در همان حال خواهان قطع کامل روابط اقتصادي، فرهنگي و سياسي شد.
مي دانيم که ثروت هاي زمين در جغرافياي زمين پراکنده است و در هيچ منطقه اي از زمين همه امکانات اقتصادي به تمام و کمال وجود ندارد؛ هر چند که در هر منطقه جغرافيايي، بيشترين امکانات ابتدايي وجود دارد و آسايش و آرامش نسبي فراهم است ولي آن چه ما از آن سخن مي گوييم تحقق امکاناتي براي تمدن سازي است. از اين رو لازم است تا همه امکانات زمين در همه مناطق جغرافيايي مورد استفاده قرار گيرد. اين بدان معناست که نياز به ارتباط دست کم اقتصادي براي دسترسي به امکانات و ظرفيت هاي تمدني ضرورت مي يابد.
از سوي ديگر، همه چيز را همگان مي دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند. اين بدان معناست که علم و دانش در همه انسانها وجود دارد و نياز است تا با ارتباط، اين دانش در دسترس قرار گيرد. ارتباطات فرهنگي کمک مي کند تا تجربيات و دانشهاي جوامع و امت هاي ديگر به يکديگر منتقل شود و شرايط مناسب براي زايش تمدني يا گسترش آن فراهم آيد.
بنابراين، هنگامي که از جهاد اقتصادي سخن به ميان مي آيد، به معناي جهاد دسترسي به امکانات تمدني است تا جامعه از وابستگي اقتصادي برهد و در مسير تحقق اهداف آفرينشي چون رباني شدن قرار گيرد. خودکفايي به معناي توانمندي در تحقق اهداف اقتصادي و برآورد نيازهاي جامعه از طريق بهره گيري از تمام موجوديت و ظرفيت است. خودکفايي به اين معنا کمک مي کند تا جامعه، بسياري از نيازهاي خود را در داخل سرزميني و فکري و فرهنگي خود تامين نمايد و در کمترين سطح وابستگي به بيرون قرار گيرد. چنين حالتي به جامعه کمک مي کند تا بتواند بقيه نيازهاي تمدني خويش را به سبب غلبه اقتصادي و علمي و فرهنگي از ديگر جوامع تامين نمايد بي آن که اين تامين از ديگر مناطق و جوامع، موجب وابستگي و عدم استقلال در اين عرصه يا عرصه هاي ديگر چون سياسي و نظامي و فرهنگي شود.
ضرورت قطع رابطه اقتصادي با دشمنان
خداوند در آيه 28 سوره توبه، نيازمندي هاي اقتصادي جامعه را عامل وابستگي اقتصادي و در نهايت وابستگي سياسي و فرهنگي مي شمارد و به مومنان و جامعه ايماني هشدار مي دهد تا با جهاد اقتصادي و تلاش، خود را از اين وابستگي نجات بخشند و اجازه ندهند تا دشمن با سوءاستفاده از نيازهاي اقتصادي و وابستگي اقتصادي، سرنوشت امت و جامعه ايماني را در اختيار گيرد و سياست هاي نظامي و فرهنگي و سياسي جامعه را تحت سلطه خود درآورد.
البته برخي گمان مي کنند که قطع ارتباط اقتصادي با دشمنان جامعه اسلامي به معناي اختلال در نظام اقتصادي و فقدان رشد و شکوفايي آن و در نتيجه از دست رفتن اهداف کلان جامعه مي شود؛ در حالي که خداوند در همين آيه به مسلمانان و جامعه ايماني وعده مي دهد که اگر قطع ارتباط اقتصادي به قصد رسيدن به خودکفايي از طريق جهاد اقتصادي باشد، اين قطع به سبب اين که الهي و في سبيل الله است، خداوند به طرق ديگري و با امدادهاي غيبي کمک مي کند تا اقتصاد جامعه از اختلال مصون بماند.
به هر حال، قطع روابط اقتصادي با دشمنان هر چند که در کوتاه مدت شوک اقتصادي وارد مي کند ولي در بلندمدت موجب رهايي از وابستگي اقتصادي و در نتيجه سياسي و فرهنگي شده و استقلال جامعه را در ابعاد گوناگون تضمين مي کند. همچنين اين قطع که همراه با جهاد اقتصادي است، فرصت شکوفايي تمدني را به جامعه مي بخشد و جامعه به ظرفيتهاي کلان اسمايي سرشته در ذات خويش پي مي برد و مي تواند از مقام رباني شدن، همانند خداوند عمل کند و شگفتي ها بيافريند و در علم و دانش چنان شود که از همه ظرفيت جامعه خود به بهترين شکل استفاده کند و با تغييرات مناسب در خلقت، همانند خداوند از کمترين و ساده ترين مواد، پيچيده ترين مواد مورد نياز را بسازد؛ زيرا عناصري که همه اين هستي را شکل بخشيده، عناصر محدودي است و علم به عناصر و چگونگي ساخت و ساز موجودات مي تواند جامعه ايماني را در وضعيتي قرار دهد که همه نيازهاي خود را در همان بخش جغرافيايي تامين کند. البته رسيدن به اين مقام نيازمند دست يابي به جامعه ايماني مطلوب و انسان هاي کاملي است که همه اسماي الهي را در خود فعليت بخشيده يا دست کم در بخش اعظم آن موفقيت داشته اند. اين همان عنايت فضلي خداوند به جامعه ايماني است که در آيه 28 سوره توبه پس از قطع روابط ناسالم اقتصادي ميان جامعه ايماني و جامعه دشمن اتفاق مي افتد و جامعه ايماني را به کمال مي رساند.
خداوند در اين آيه به مومنان و جامعه ايماني هشدار مي دهد که نگران قطع رابطه اقتصادي با دشمنان متجاوز و معاند و کافر نباشند؛ زيرا اين قطع رابطه نه تنها موجب اختلال در حوزه اقتصادي نمي شود، بلکه زمينه و فرصتي مناسب براي جامعه فراهم مي آورد تا ضمن شناخت ظرفيت هاي وجودي خود، از فضل الهي بهره مند شود و گام هاي بلندي را در راه تمدن سازي بردارد و خودکفايي را در همه عرصه ها تجربه کند و چيزهايي را بسازد که به نظر غيرقابل دسترس و امکان و امکانات بشري است؛ چرا که خداوند از فضل خودش جامعه ايماني را به علم الهي بهره مند مي کند و فلسفه و حکمت بهره مندي در مسير اهداف آفرينش را در اين جامعه شکوفا مي کند.(توبه، آيه 28)
به هر حال آن چه از آيات و روايات در اين زمينه برمي آيد، دست يابي به خودکفايي اقتصادي از طرق گوناگون چون قطع رابطه ظالمانه با دشمنان اسلام، اين امکان را به جامعه ايماني مي بخشد تا بتواند در مسير شکوفايي تمدني گام بردارد و از امدادهاي الهي برخوردار شود و خداوند استعدادهاي آنان را شکوفا کرده و به آنان فرصت بهره مندي تمام و کمال از همه آن چه در زمين جغرافيايي و منابع انساني وجود دارد، بدهد.
قطع روابط ظالمانه با مستکبران و ظالمان کافر و دشمن، نوعي تقواي الهي است که فرصت مضاعفي به جامعه ايماني مي بخشد؛ زيرا خداوند در آيه 96 سوره اعراف و 2 و 3 سوره طلاق، رعايت تقواي الهي را از عوامل دست يابي جوامع به توسعه اقتصادي و شکوفايي تمدني برشمرده است. بي گمان، قطع رابطه اقتصادي با دشمن دين و خدا و بشريت، از مهمترين مصاديق تقواي الهي است.
خداوند در آيات اخير به صراحت بيان مي کند که تقواي الهي موجب مي شود تا خداوند از طرقي که بيرون از حساب و کتاب است، به آن جامعه عنايت نمايد و از فضل خاص خويش به آن ببخشد.
اين بدان معناست که خداوند فرصت هاي ديگري براي آن جامعه تقوا پيشه فراهم مي آورد که در عقل و حساب انساني نمي گنجد. اين همان چيزي است که از آن به امدادهاي غيبي خداوند براي جوامع ايماني ياد شده است.
به سخن ديگر، استقامت در دين و پايداري بر مسايل فرهنگي و معنوي و اخروي از سوي جامعه ايماني، طريق خاصي را براي انسان مي گشايد که در چارچوب معيارهاي مادي و دنيائي نمي گنجد. (جن، آيه 16 ) چنان که استغفار و مانند آن خود راهي براي توسعه و رشد اقتصادي است که به ظاهر برخلاف هر اصل عقلاني و عقلايي است ولي خداوند در آياتي از جمله آيه 3 و 53 سوره هود، و 10 تا 12 سوره نوح، مساله استغفار را يکي از عوامل تاثيرگذار در رشد و شکوفايي اقتصادي و فراهم آوري عوامل مادي توسعه برمي شمارد و برآن تاکيد مي ورزد.
به هر حال، جهاد اقتصادي در چارچوب معنويت و دين و آخرت گرايي و در سايه سار عواملي چون عدالت، تقوا و استغفار مي تواند شرايط جديد و شگفت آوري براي جامعه فراهم آورد که خودکفايي واقعي را تحقق بخشد و جامعه را به استقلال همه جانبه برساند.

خبرگزاري اقتصادي ايران(econews.ir)

  
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.