سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    06/01/ 1396
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
گذری بر اصول و معیارهای خدمت رسانی در اندیشه امام خمینی (قدس سره)


چکيده
امام خميني قدس سره به پيروي از سيره ي انبيا و امامان معصوم عليهم السلام نظام اسلامي را زمينه اي براي خدمت مادي و معنوي به مردم مي داند. از ويژگي هاي بارز اين انديشه در خدمت رساني به انسان ها توجه به اداي تکليف و انجام وظيفه در راستاي کسب رضاي پروردگار است. از اين رو نهضت امام خميني قدس سره نيز همانند نهضت انبيا بر دوش طبقات محروم و مستضعف که به تعبير ايشان «کوخ نشينان» هستند به عنوان صاحبان اصلي انقلاب معرفي مي شوند، قرار دارد. با توجه به اين دو امر مهم است که با پيروزي انقلاب اسلامي ارائه ي خدمت در دو ميدان تأمين نيازهاي عمومي و پرورش مغزها و زدودن اشکال مختلف غبار غربت و مظلوميت از اين قشر در سرلوحه ي امر قرار مي گيرد و امام همواره خويش را مرهون اين طبقه مي بيند. در نتيجه وظيفه ي اصلي دولت مردان را که خدمت به محرومان باشد پيوسته به آنان توصيه مي کند و آن را به عنوان مسأله ي محوري نظام يادآور مي شود.
درآمد
خدمت، کاري است که شخصي براي بهره مند شدن ديگران انجام مي دهد. اين کار (خدمت)، به حسب اثر، فايده و نوع بهره برداري ديگران از آن، دو گونه است. يکي خدمات اوليه؛ مانند تأمين امنيت، بهداشت، راه، ارزاق و تمام خدمات اجتماعي که
(صفحه 17)
دولت براي مردم انجام مي دهد، و وزارتخانه هايي براي ارائه ي آنها برپا شده اند.
دو، ديگر خدمات عاليه، يا آنچه موجب هدايت و رشد و تعالي ديگران است.
خدمت از نظر ارزش نيز دو گونه است: نخست خدمت در ازاي دريافت مزد و عوض، دوم: خدمت براي خدا. گونه ي اول ارزش اخلاقي ندارد - مگر اينکه قصد خادم، علاوه بر مزد يا هر عوض ديگر، رضاي خدا باشد -. خدمت از قبيل گونه ي دوم، کاري است اخلاقي و ارزش معنوي دارد. کارهايي مانند پرداخت خمس، زکات، صدقات، تعليم رايگان ديگران، درمان رايگان بيماران و دفاع از ملت و آزادي و استقلال آنان، مانند کار بسيجيان و سپاهيان داوطلب از اين قبيل است.
در نقطه ي مقابل خدمت، «خيانت» وجود دارد، که تقريباً با نفاق هم معني است. با اين فرق که خيانت درباره ي تعهد و امانت به کار مي رود و نفاق درباره ي دين و ديانت. خيانت خلاف حق عمل کردن يا نقض تعهد است و مقابل آن، امانت است. قرآن کريم مي فرمايد: «لاتحزنوا الله و الرسول» (به خدا و رسول خيانت نکنيد)، يعني به تعهدي که به آنان سپرده ايد خيانت نکنيد.
چون ملت ثروت، امکانات و اقتدارات خاصي به حکام و کارمندان دولت سپرده است تا بتوانند وظايفي را که برعهده دارند انجام دهند و در واقع به مردم خدمت کنند، اگر حاکم، رئيس جمهور يا نماينده ي مجلس و يا هر کارمند دولتي، پس از دريافت اين امکانات، وظيفه اي را که بر گردن دارد انجام ندهد، به ملت خيانت کرده است. بنابراين خادم و خائن بودن کارمند و استاندار و... را مي توان تشخيص داد. دولتي که به جاي انجام وظيفه و خدمت رساني به مردم و انجام تعهدات شرعي و قانوني در برابر ملت، بدان پشت پا زده و بي اعتنا باشد، و در عين حال از امکانات عمومي بهره مند باشد، خائن است نه خادم. رکن اساسي هر دولت و حکومتي، مردمند. رسيدگي و خدمت به اين قشر، پايه هاي حکومت را استحکام بخشيده و موجبات دوام و استقرار آن را فراهم مي کند. قرآن مجيد دو ويژگي «خيرخواهي» و «امانت داري»


[1] را براي عموم پيامبران الهي نام مي برد که با داشتن آن دو، به طور صادقانه با مردم روبرو مي شدند، کمر به خدمت آنان مي بستند، حرف دل خويش را با آنها در ميان مي نهادند
(صفحه 18)
و حرف دل و درد و رنج آنها را مي شنيدند و براي کمک به مردم، و رفع نياز آنها و براي رفاه و آسايش و پيشرفت مادي و معنوي آنها خود را به زحمت مي انداختند. [2]
بدون ترديد امام خميني قدس سره چنين سيره ي پسنديده اي را از انبيا و اولياي الهي به ارث برده بود و پيوندي عميق و ناگسستني با ملت خويش و همه ي عاشقان انقلاب برقرار کرد که تا ساليان دراز ادامه خواهد يافت. عشق به مردم و تصميم قاطع بر حل معضلات و مشکلات آنان و ارائه ي خدمت خالصانه در گفتار و رفتار و تصميم گيري هاي ايشان موج مي زد. امت اسلامي را با تمام وجود دوست مي داشت، خود را وقف آنان کرد و هر چه در توان داشت در راستاي مصالح ملي و منافع مردم به کار گرفت. او خود را وام دار مردم مي دانست. آنان را ولي نعمت خويش مي دانست و خود را خدمت گزار معرفي مي کرد.
به تعبير رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت ا... خامنه اي :
آن اراده ي نيرومندي که کوه هاي عظيم در مقابل او به حساب نمي آمدند، همواره در برابر فداکاري ها، شجاعت و احساسات پاک مردم، سر تعظيم فرود مي آورد، آن روح بزرگ و کوه ستبر به دفعات در برابر عظمت مردم تکان مي خورد و مي لرزيد. [3]
امام بارها در کنار تلويزيون - که صحنه هاي فقر و محروميت نشان داده مي شود - گريه کرده اند، هنگام اقامت در قم، روزها متجاوز از شش ساعت با مردم ديدار مي کردند و ابداً ابراز خستگي نمي کردند و در ملاقات هاي با مسؤولين سفارش مي کردند که شما بايد خدمت گزار مردم باشيد و به اعضاي دفتر اخطار مي کردند که مبادا با مردم بدرفتاري شود. [4]
(صفحه 19)
اصول و معيار خدمت رساني در بينش امام خميني قدس سره
اقتدا به سيره و روش انبيا و معصومان عليهم السلام
پيامبران الهي و امام معصوم عليهم السلام دلسوزترين و خدمت گزارترين انسان ها نسبت به جوامع بشري بودند. از يک سو براي هدايت مردم خود را دچار مشکلات طاقت فرسا مي کردند، که خود خدمتي بي نظير است، و وقتي با عدم پذيرش دعوت حق از سوي مردم مواجه مي شدند به خاطر گمراهي آنان بسيار تأسف مي خوردند. [5]
و از سوي ديگر از نقطه نظر مادي نيز، رسولان الهي و امامان عليهم السلام ، بيشترين کمک را به افراد فقير مي کرده اند. ايثار گري علي عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام نسبت به يتيم، مسکين و اسير، که خداوند متعال سوره ي «هل اتي» را درباره شان فرستاد، نمونه اي است از اين تعهدها، انسانيت ها، دلسوزي ها و خدمت ها.
رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرموده اند :
من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم[6]
کسي که هر روز به امور مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نيست.
از رسول اکرم صلي الله عليه و آله سؤال شد: محبوب ترين مردم نزد خداوند کيست؟ فرمود:
انفع الناس للناس[7]
آنکه سودش بيشتر به مردم برسد.
به شهادت تاريخ، پس از پيامبر صلي الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام ، عالمان ديني، سودمندترين، خادم ترين و دلسوزترين افراد جامعه نسبت به توده هاي انسان ها بوده اند و از نظر مادي و معنوي، فوق العاده در اين راه مي کوشيده اند و سختي مي ديده اند و در طريق بي نياز کردن مردم، از قيد و بندهاي ستم و خيانت، بزرگ ترين رنج ها را به جان خريده اند.
از بايسته هاي نظام مردم سالار و مکتبي، رسيدگي به حقوق توده ي مردم و اقشار آسيب پذير جامعه است. زيرا حکومت اقتدار خويش را از توده ي مردم مي گيرد، وقتي توده ي مردم به حقوق مشروع خود به آساني دست يابند، پايه ها و بازوان
(صفحه 20)
ومت مي شوند، وگرنه به هيچ روي با حکومت همراهي نمي کنند و در تنگناها به کمک حکومت برنمي خيزند. به دست آوردن خشنودي توده ي مردم، از دست اندازي نزديکان و خواص به جان و مال مردم جلوگيري مي کند.
امام علي عليه السلام در فرمان خود به مالک اشتر مي نويسد:
پس خدا را! خدا را! در طبقه ي فرودين از مردم، آنان که چاره ندارند و از درويشان و نيازمندان و بينوايان و از بيماري بر جاي ماندگانند، که در اين طبقه مستمندي است خواهنده و مستحق عطايي است به روي خود نياورنده. [8]
لايه هاي فرودين جامعه، نه زبان طرح خواسته ها و دردهاي خود را دارند و نه راه ها و چاره هايي را بلدند که از آن سوي به تکاپو بپردازند و گره از مشکل خود بگشايند. از اين رو کمر همت بستن به خدمت به اين قشر از وظايف بسيار مهم دولت اسلامي و کارگزاران آن است.
امام راحل قدس سره در اين زمينه مي فرمايند:
محروميت زدايي، عقيده و راه و رسم زندگي ماست. [9]
همدردي با مردم
حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:
خداوند بر پيشوايان حق، واجب کرده که [زندگي] خويش را با ناتوانان جامعه، برابر نهند، تا تهيدستي، به مستمند فشار نياورد. [10]
گويا امام راحل قدس سره اين سخن حکيمانه را سرمشق زندگي خويش قرار داده بود که همواره همسطح مردم زندگي مي کرد و مسکن و خوراک و پوشاک و هزينه ي زندگي شخصي او هميشه در حد زندگي متوسط جامعه بود. هيچ گاه اسير زرق و برق دنيا و تجمل و زندگي اشرافي نشد و همين ساده زيستي او تسکين دل محرومان بود. زيرا
(صفحه 21)
ي که بخواهد به ملت خود خدمت کند و رفاه و آسايش عمومي را تأمين نمايد، بايد از دام خودبيني درآيد و به راحتي و آسايش خود پشت پازند.
چون مرتب [به نجف] خبر مي آوردند که مردم ايران در زندان تحت شکنجه اند، امام حاضر نبود حتي در روز يک ساعت برود کوفه و از هواي آنجا استفاده کند. در همان هواي گرم و در خانه اي که حتي وسايل معمولي خنک کننده نداشت، تابستان را مي گذراند. [11]
شيخ انصاري دست گيري از فقرا و بينوايان را جزو وظايف حتمي خود مي دانست و از ايام کودکي اين شيوه ي خداپسندانه را داشت. از اشخاصي موثق، به طور متواتر، رسيده که در بقعه ي پير محمد - واقع در محله ي حيدرخانه ي دزفول - فقيري عاجز بود و شيخ هر شب شام خود را به فقير مي داد و با شکم گرسنه مي خوابيد يا خود به اندک چيزي قناعت مي کرد. [12]
امام خميني قدس سره اين سيره و صفت حسنه را تا آخر عمر ادامه داد؛ گاه عملاً دستور مي داد به اشخاص نيازمند کمک شود و گاه مي فرمود: [13]
و اما حکومت حق براي نفع مستضعفان و جلوگيري از ظلم و جور و اقامه ي عدالت اجتماعي همان است که مثل سليمان بن داوود و پيامبر عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه و آله و اوصياي بزرگوارش براي آن کوشش مي کردند، از بزرگ ترين واجبات و اقامه ي آن از والاترين عبادات است.

خدا نياورد آن روزي را که سياست ما و سياست مسؤولين کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومين و روآوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد، و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند، معاذاللّه که اين با سيره و روش انبيا و اميرالمؤمنين و ائمه ي معصومين عليهم السلام ، سازگار نيست. [14]
ايشان اين خدمت ها و حمايت ها را تکليف و وظيفه ي شرعي مي شمرد و
(صفحه 22)
مي فرمود:
ما از خداي تبارک و تعالي، پيروزي اين ملت را و اين که ما بتوانيم خدمت کنيم بر اين جامعه، ما همه مکلفيم و بتوانيم تکليفمان را ادا کنيم، در مقابل خداي تبارک و تعالي و در مقابل ملت مسلمان، و بتوانيم اين مقدار از قدرتي که داريم صرف کنيم در راه خداي تبارک و تعالي براي نجات بندگان خداي تبارک و تعالي و نجات مستضعفين. [15]
حضرت امام قدس سره در تنفيذ حکم رياست جمهوري وقت - حضرت آيت اللّه خامنه اي - چنين نوشتند:
... رأي ملت را تنفيذ و ايشان را به سمت رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب نمودم، و رأي ملت مسلمان متعهد و تنفيذ کردن آن محدود است به اينکه ايشان به همان نحو که تاکنون خدمت گزار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف و به حکم قرآن کريم اشداء علي الکفار رحماء بينهم بوده اند، از اين پس نيز به همان تعهد باقي باشند. [16]
ايشان در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري شهيد رجايي فرمودند:
... شما بايد براي پابرهنه ها و مستضعفين، که در طول تاريخ به استضعاف کشيده شده بودند و آنها را به حساب نمي آوردند و فقط آن طبقه ي بالا را راضي نگاه مي داشتند و به اصطلاح کدخدا را مي ديدند، ده را مي چاپيدند [خدمت کنيد[17] ].
ارج نهادن به محرومان و مستضعفان
در قرآن کريم آمده است:
با کساني که بامداد و شبانگاه، پروردگار خويش را مي خوانند و رضاي او را مي جويند، با شکيبايي قرين باش و ديدگانت به جستجوي
(صفحه 23)
يور زندگاني دنيا، از آنها منصرف نشود. کسي که دل وي را از ياد خويش غافل کرده ايم و هوس خود را پيروي کرده و کارش زياده روي است، اطاعت مکن. [18]
در ذيل آيه ي فوق آمده است که «مؤلّفه قلوبهم» به پيامبر گفتند: اگر در صدر مجلس بنشيني و اين پشمينه پوشان بدبوي را از ما دور کني، دينت را مي پذيريم. آنگاه اين آيه نازل شد. پيامبر برخاست و به جستجوي اين بينوايان و مستضعفان شتافت، آنان را در آخرهاي مسجد ديد که به ذکر الهي مشغولند. به آنان فرمود:
خداي را سپاس که زندگيم را به پايان نرساند، تا دستور داد که من در کنار گروهي از امتم باشم و با آنها زندگي کنم. هان، من در زندگي و مرگ با شما هستم. [19]
امام خميني قدس سره از ابتداي نهضت اسلامي، تلاش وسيعي براي معرفي چهره ي واقعي محرومين و زدودن غبار غربت و مظلوميت از آنان به عمل آورد و اين طريق را در طي سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز ادامه داد.
هدف امام از اين تلاش بي وقفه، تثبيت دو نکته بود اول آنکه محرومين و مستضعفان، برخلاف تبيلغات سرمايه داران و مترفين، انسان هاي شرافتمندي مي باشند که از اعتماد به نفس و آرامش روحي کامل برخوردارند و در سايه ي بي اعتنايي به زخارف دنيا خدمت بزرگي به بشريت ارائه داده اند، و از اين رو شايسته ي هرگونه خدمت مي باشند. دوم آنکه همين واقعيت را به خود محرومان يادآور شوند و اعتقاد آنها را به راهي که انتخاب کرده اند تقويت نمايند.
اصرار حضرت امام قدس سره بر تثبيت اين دو نکته نشان مي دهد که ايشان براي آزاد کردن محرومين از حقارت تحميلي که زاينده ي رفتارهاي حقارت آميز نسبت به قشر مستضعف در طول قرون است - اهميت زيادي قايل بودند و، چون القائات مسموم مستکبرين و صاحبان زر و زور را در اين تحقير و توهين تاريخي مؤثر مي دانستند،
(صفحه 24)
معتقد بودند اولين قدم براي خدمت به محرومين و قشر مستضعف، مقابله با اين ظلم بزرگ و تثبيت چهره ي مثبت آنها است. به دنبال اين خدمت اصلي است که آنان را شايسته ي خدمت رساني ظاهري و مادي و به کارگيري در امور اجتماعي مي شمردند. ترسيم جوهر خط انبياء و قرآن و عالمان، در گرايش به مستضعفان و خدمت رساني به آنان، چنين است:
تمام اديان از ميان مستضعفان برخاسته اند، مستضعفين بر تمام اديان حق دارند. عبادتي بالاتر از خدمت به محرومان وجود ندارد. پيغمبر خودمان که تاريخش نزديک است، يک شخصي بود که از همين توده ها و جمعيت ها بود و با همين ها بود؛ از بدو بعثت تا آخر. با قدرتمندها و باغ دارها و مکنت دارها و سرمايه دارها، هميشه در جدال بود. پيغمبرها از اين توده ها بودند، و قدرتمندها را مي ترساندند، نه از قدرتمندها بودند، براي اينکه توده ها را چه بکنند. [20]
کسي که يک مقداري آشنا باشد با منطق قرآن، مي بيند که آن است که وادار کرد پيغمبر اسلام را... به اينکه با اين مردمي که با منافع توده هاي مردم مخالف هستند و استثمار مي کنند آنها را، با اينها بايد جنگ بکنند... [21]
محرومين و مستضعفان صاحبان اصلي کشور
در بينش حضرت امام، توده ي مردم که اکثريت جامعه را تشکيل مي دهند، ولي نعمت مسؤولان و صاحبان کشور هستند و به همين جهت در خور هرگونه احترام و خدمت مي باشند. به اعتقاد ايشان :
همه ي مقامات جمهوري اسلامي، مرهون فداکاري قشر ضعيف هستند. پيروزي انقلاب، تأسيس حکومت اسلامي، سازماندهي کشور و خنثي کردن توطئه هاي دشمنان، مرهون ملت است. پايين شهري ها ولي
(صفحه 25)
نعمت ما هستند، آنها ما را از زندان ها بيرون آورده اند و به قدرت رسانده اند و اگر تا آخر عمر به آنها خدمت کنيم، نمي توانيم از عهده ي آنها بربياييم. خدمت به گودنشينان و طبقات کم درآمد جامعه افتخار است. [22]
اين سخنان علاوه بر ارزش فقرا و محرومين و توده ي مردم در چشم حضرت امام، نشان دهنده ي اوج اعتماد بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي به فقرا و محرومين است. همان گونه که مي فرمايند:
تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند.
همواره جامعه ها از دو قشر فقير و غني و مستضعف و مستکبر و عوام و خواص، تشکيل شده اند. و اين که حکومت بتواند همه ي مردم، چه عوام و چه خواص، را از خود راضي نگه دارد ممکن نيست. راضي نگه داشتن خواص، به نارضايتي و ناخشنودي توده ي مردم مي انجامد و خشنود نگه داشتن توده ي مردم، به ناخشنودي خواص، مي انجامد، اما از آنجا که خواص تعداد اندکي هستند، حکومت براي پايداري خود و به دست آوردن رضاي خداوند، بايد تلاش ورزد که توده ي مردم را از خود راضي نگه دارد.
امام علي عليه السلام مي فرمايند:
بايد از کارها، کاري را بيشتر دوست بداري که نه از حق بگذرد و نه فروماند و عدالت را فراگيرتر بود و رعيت را دل پذيرتر، که ناخشنودي همگان، خشنودي نزديکان را بي اثر گرداند و خشم نزديکان، خشنودي همگان (عامه ي مردم) را زياني نرساند. [23]
امام راحل قدس سره نيز در اين زمينه مي فرمايند:
مملکت مال زاغه نشينان اطراف تهران است که من خدا مي داند غصه مي خورم که تا حالا براي اينها فکري نشده است.
(صفحه 26)
نهضت را اينها پيش برده اند. ما مرهون اينها - زاغه نشينان - هستيم. [24]
اين انقلاب مهم اسلامي، رهين کوشش هاي اين طبقه است. طبقه ي محروم... يک موي سر شما بر همه ي آن کاخ نشين ها و آنهايي که در اين انقلاب هيچ فعاليتي نداشتند، بلکه کارشکني هم تا آن اندازه که مي توانستند مي کردند و الان هم هر مقدار که بتوانند مي کنند. [25]
قدر اين ملت را بدانيد و در خدمت گزاري به آنان، خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستم ديدگان - که نور چشم ما و اولياي نعم همه هستند و جمهوري اسلامي ره آورد آنان و با فداکاري هاي آنان تحقق پيدا کرد و بقاي آن نيز مرهون خدمات آنان است - فروگذار نکنيد. [26]
امام تصريح دارند که همت و جهاد مستمر مستمندان و طبقه ي محروم مردم است که انقلاب را به پيروزي رسانده و در مقابل اين خدمت بزرگي که براي اسلام و مسلمين در عصر حاضر انجام داده اند، شايسته ي هرگونه توجه و خدمتند:
اگر نبود همت اين محرومان و همت اين روستاييان و همت اين جنوب شهري ها، اگر نبود اين، نه رژيم سابق ظلمش از بين رفته بود و نه در مقابل مشکلات مي توانستيم مقاومت کنيم. [27]
اين پايين شهري ها و اين پابرهنه ها، به اصطلاح شما، اينها ولي نعمت ماها هستند. [28]
مستضعفين بر تمام اديان حق دارند... نهضت ما هم با مستضعفين پيش رفت. [29]
(صفحه 27)
صحنه هاي جنگ تحميلي رژيم بعثي عراق عليه ايران اسلامي، صحنه هاي آزمون عملي براي بازشناخت مدعيان از خادمان واقعي مملکت بود. خطوط مختلف جبهه را نيز اقشار آسيب پذير، اما مؤمن و متعهد، پر کرده بودند و از اين رو، صاحبان انقلاب هستند، هم در پديد آوردن آن و هم در حفظ آن و ناکام گذاردن توطئه هاي دشمنان. امام روشن بين در اين رابطه مي فرمايند:
اين انقلاب مهم اسلامي، رهين کوشش همين اين طبقه است، طبقه ي محروم... يک موي سر شما بر همه ي آن کاخ نشين ها و آنهايي که در اين انقلاب هيچ فعاليتي نداشتند، بلکه کارشکني هم تا آن اندازه که مي توانستند مي کردند، و الان هم هر مقدار که بتوانند مي کنند... شما اگر در تمام جبهه ها نگاه کنيد، يک نفر از مردم بالانشين و سرمايه دار را نخواهيد ديد، و تمامي افراد جبهه ها، از همين افراد محروم و زاغه نشين هستند و اين انقلاب مال آنهاست و بقيه فقط تماشاچي هستند. [30]
ما کي هستيم، ما چي هستيم، من قريب هشتاد و چند سال در اين دنيا بوده ام و به قدر اين چند روزي که اين رزمندگان مشغول خدمت هستند من خدمت نکرده ام. [31]
قرب و نزديکي به خدا و تحقق اراده ي حق
يکي از مباني خدمت به همه ي مردم، به ويژه به قشر محروم و مستضعف، از نگاه امام راحل، اين بود که ايشان اين امر را اراده و خواست خدا، تکليف و وظيفه و عبادتي بزرگ مي دانست:
خداي تبارک و تعالي است که به اراده ي خودش مي خواهد که مستمندان مرفه باشند. [32]
(صفحه 28)
ما بايد... براي خدا کار بکنيم، و براي خدا کارکردن اين است که ببينيم خدا چي فرموده است، چي گفته است، ما بايد بکنيم، فرموده است که به مستمندان بايد برسيد... به مردم فقير بايد برسيد. [33]
پيش خداي تبارک و تعالي کمتر خدمتي است که به اندازه ي خدمت به زاغه نشينان فايده داشته باشد. [34]
در بينش امام قدس سره :
اسلام آمده است که ضعفا را پرستاري کند، خدمت به ضعفا بکند. [35]
بر اين اساس است که مي فرمايد:
ما مي خواهيم منافع مملکت ما صرف اين فقرا و بيچاره ها بشود. [36]
ما آمديم اين محروم ها را از محروميت دربياوريم. [37]
به همه در کوشش براي رفاه طبقات محروم وصيت مي کنم که خير دنيا و آخرت شماها رسيدگي به حال محرومان جامعه است. [38]
شما مردم شريف ايران، در جريان مبارزه با استعمار و استثمار، پيروزي بزرگي به دست آورديد... اکنون نيز بايد با خودياري و همکاري، براي مبارزه عليه فقر و محروميت بسيج شويد و با تأييد الهي، به نجات مردم مستضعف کمر همت ببنديد. [39]
اکنون که اسلام به عنوان يک ايدئولوژي پاسخگو به مشکلات زمان، پذيرفته شده است، موجبات سستي آن را فراهم نکنيم، با عمل و تفکرمان، نسل جوان را به ايدئولوژي هاي ديگر سوق ندهيم، و بدانيم که اگر مسائل اصلي مردم و جامعه را بدون جواب بگذاريم و تنها به ظواهر و شعارها بسنده کنيم، زمينه ي همه ي گرايش هاي ضدديني را فراهم ساخته ايم. نمايندگان ملت بايد از قشرهايي باشند که اسلام را پياده
(صفحه 29)
ده و انقلاب اسلامي را بيمه سازند. آيا با وجود فقر و محروميت و استضعاف، جامعه ي اسلامي مي تواند استوار بماند و اسلامي باشد؟
پاسخ امام چنين است:
يک مملکتي که زاغه نشين هايي، آن چناني، داشته باشد و مردم به فکر اينها نباشند، اين مملکت اسلامي نيست، صورتش اسلامي است، اما محتوا ندارد. [40]
بايد مسايل اساسي حل بشود، در اينجا، و پياده بشود، بايد مستضعفين را حمايت بکنند، بايد مستضعفين تقويت بشوند، زير و رو بشوند،... همه بايد با هم برادر و در اين مملکت همه باشند. [41]
عوامل و ابزار خدمت رساني
نقش قلم و مطبوعات
خدمت به مردم و جامعه، انواع و اقسامي دارد. گاه خدمات مادي است از قبيل تأمين مايحتاج عمومي، بهداشت و غيره، و گاه از قبيل خدمت به افکار و مغزها و پرورش و ساخت انسان هاست. به اعتقاد حضرت امام، قلم و مسلسل دو ابزار خدمت اند. اما يکي در خدمت انسان ها و يکي در خدمت ابرقدرت ها. انسان ها وقتي به رشد و کمال مي رسند که سلاح ها را تبديل به قلم، يعني ابزار خدمت رساني مفيد نمايند:
ما اميدواريم که بشر به رشدي برسد که مسلسل ها را به قلم تبديل کند. آنقدري که قلم و بيان به خدمت بشر بوده است مسلسل ها نبوده اند. مسلسل ها غالباً درخدمت ابرقدرت ها بوده و براي تباهي بشر بوده اند... قلم و علم و بيان است که مي تواند بشر را بسازد، نه مسلسل و ساير قواي تخريب کننده... بشر تا در سايه ي مسلسل و توپ و تانک مي خواهد ادامه ي حيات بدهد، نمي تواند انسان باشد و به مقاصد انساني برسد. آن وقتي مردم به مقاصد اسلامي و انساني مي رسند و به
(صفحه 30)
مال دانش و علم مي رسند که قلم ها بر مسلسل ها غلبه کند. اول آيه اي که بر پيغمبر اکرم وارد شده است، هم قرائت را توصيه کرده است، جهتي را که بايد قرائت و علم در خدمت او باشد را هم بيان فرموده است. فرموده است: «اقرأ باسم ربک» قرائت و علم و دانش، مطلقاً مطلوب نيست چه بسا دانشي که بر ضد انسانيت و انسان باشد و بر ضد کرامت انسان است. لکن دانشي که جهت داشته باشد، براي خدمت بشر باشد، باسم رب باشد، توجه به ربوبيت و اسم خدا داشته باشد، آن قرائت و آن علم و آن مسلسل هاشان در خدمت انسانند. [42]
به اعتقاد ايشان قلم، مسلسل، تعليم و تربيت، دانشگاه ها و آموزش و پرورش بايد جهت دار و در خدمت راه خدا و بندگان خدا باشد :
همه ي ترقيات بشر هم با دست علما و بيان و قلم علما وجود پيدا کرده است. کوشش کنيد که اين آموزشي که به مردم مي دهيد جهت دار باشد. همان طوري که سواد را به آنها ياد مي دهيد و همان طوري که نوشتن و خواندن را به آنها ياد مي دهيد، جهت هم به آنها بدهيد که براي خدا بخوانند و براي خدا بنويسند، براي خدمت به خلق و براي خدمت به خدا و براي خدمت به اسلام. [43]
در نگاه حضرت امام، مطبوعات و قلم هايي که در زمينه ي اطلاع رساني مشغول به کارند، بايد در خدمت اهداف بلند انقلاب قرار گيرند:
مطبوعات بايد به اين ملت خدمت کنند و بايد همان راه را پيش بگيرند که ملت داشته و به واسطه ي همان پيروز شده است. [44]
و آن همان اسلام و انگيزه هاي اسلامي است. ولي ايشان از برخي مطبوعات گله مند بودند که اين هدف مهم را ناديده گرفته و به جاي خدمت به مردم، در خدمت اجانب درآمده و اهداف آنان را تعقيب مي کنند.
(صفحه 31)
در راه برپايي نظام اسلامي، بسياري از بهترين کسان، جان خود را نثار کرده و شهيد شده اند و اين بالاترين خدمت يک فرد به جامعه و دين است. يادگاران و بازماندگان آنها سزاوار انواع خدمتند.
از ديد حضرت امام قدس سره :
خدمت به شهيد ارزشش بيشتر از همه خدمت هاست. معلولي که جان خودش را در دست گرفته و تقديم کرده است، آن هم فداکاري خودش را کرده است، شما که خدمت به شهيد مي کنيد... خدمت به آنها خدمت به نبي اکرم است. خدمت به انبيا است، بدانيد که شما در راه شهيد داريد خدمت مي کنيد. [45]
جايگاه حکومت و نقش مسؤولان
ملتفت باشيد که شمايي که الان به حکومت رسيديد، حکومت نيست، خدمت گزار هستيد. اسلام حکومت به آن معني ندارد، اسلام خدمت گزار دارد... شما خودتان را حاکم مردم ندانيد. شما خودتان را خدمت گزار مردم بدانيد. اين ثوابش پيش خدا بيشتر از اين است که خودتان را حکومت بدانيد. حکومت همان خدمت گزار است. [46]
حضرت امام پيروزي انقلاب اسلامي را زمينه ي خوبي براي خدمت رساني به مردم مي دانند و به استانداران و ساير دست اندرکاران خدمت رساني توصيه مي کنند قدر مردم را بدانند و تا حد امکان در خدمت آنان باشند و خدمات انجام شده را به اطلاع مردم برسانند تا زمينه ي تبليغ هاي سوء را از دست دشمن بگيرند و خدمت را عار ندانند، که رسول اکرم نيز يک خدمت گزار بود:
مردم خيلي خوبند،... ماها بديم، آنها خوبند، اين خوب ها را نگه داريد، و با خودتان همراه کنيد،... تمام استداندارها بنا را بر اين بگذارند که کارهاي خودشان را خوب انجام بدهند، در خدمت مردم باشند، حالي
(صفحه 32)
نند به مردم که حکومت اسلامي، حکومت خدمت است. پيغمبر اکرم خدمت گزار مردم بود، با آن که مقامش آن بود ولي خدمتگزار بود... اين قلب هاي صاف پاک مردم را نگه داريد، اين کشاورزها و کارگرها بودند که شما را به استانداري رساندند و الا شما را استاندار نمي کردند... ما بايد درست توجه داشته باشيم و خدا را حاضر ببينيم همه جا... ما در محضر خدا هستيم، وقتي ما در محضر خدا هستيم، بندگان خدا که عزيز خدا هستند، [اگر] در محضر خدا ما به آنها اذيت بکنيم، اين جرم بخشودني نيست. بايد نگه داريد اين مردم را، اگر بخواهيد کشور شما دوباره اسير نشود و همه چيز را از شما نگيرند. [47]
و پس از آنکه مردم، فرمان اين خدمت گزار بزرگ را پذيرفته و فتنه اي عظيم را، در روز 25 خرداد 1360 ، در نطفه خفه کردند، با گوشزد کردن آثار گران قدر حضور آنان در صحنه، با کلماتي بسيار صميمي، دوستانه، بي پيرايه و صادقانه از مردم مي خواهد که هيچ گاه صحنه هاي انقلاب را خالي نکنند و مسؤولان آن را تنها نگذارند:
دوستان عزيزم! بسيار دقت کنيد و کاملاً به هوش باشيد و هوشيارانه، با آرامش کامل، ولي با تمام توان در صحنه باشيد که بي شما هيچ کس، هيچ نمي تواند بکند و با شما همه ي دشمنان رسول اکرم و ائمه ي اطهار نابود خواهند شد... خميني دست يکايک شما را مي بوسد و به يکايک شما احترام مي گذارد و يکايک شما را رهبر خودش مي داند، که بارها گفته ام، من با شما يکي هستم و رهبري در کار نيست. [48]
ايشان در سال هاي عمر پربرکتش ضمن تأکيد بر همه کاره بودن مردم، از مسؤولان مي خواهد که به نظر و رأي مردم احترام گذاشته و يکسره خدمت گزار آنان باشند، که اين تکليف است:
بدون اين که اين ملت همراهي کند ما نمي توانستيم کاري بکنيم، هر
(صفحه 33)
ي داريم از اينهاست و هر چي هست، مال اينهاست، دولت، عامل اينهاست، قوه ي قضاييه، عامل اينهاست، قوه ي اجراييه، عامل اينهاست، قوه ي مقننه، عامل اينهاست. اداي تکليف بايد بکنند، شرکت بايد بدهند مردم را در همه ي امور[49] .
دائماً در نظرتان باشد که ما يک بنده ي خدايي هستيم که اين مردم ما را به اين محل رساندند و ما براي آنها بايد خدمت بکنيم، اصلش مملکت حبسي بود، تمام کشور يک زنداني بود براي همه... همين ملت شما را نجات داده است... بنابراين آن چيزي که اساس است، در اين مملکت، هم سياست اقتضا مي کند، هم ديانت اقتضا مي کند، هم انصاف و وجدان اقتضا مي کند، اين است که اين خدمت گزارهايي که مجاني براي شما دارند خدمت مي کنند و براي حکومت دارند خدمت مي کنند، اينها ارجشان را بدانيد، و بدانيد که اگر خداي نخواسته اين پيوند سست شود و گسسته بشود، خداي نخواسته، کار همان است که اول بود، حالا نشود، چند وقت ديگر[50] .
و من اميدوارم که انشاءا... موفق باشيد، و همه مان موفق باشيم، و همه مان عازم خدمت به مردم، اينها بندگان خدا هستند، ما به خدا بخواهيم خدمت کنيم، به اين بندگان خدا بايد خدمت بکنيم و خدا احتياج به خدمت ما ندارد. [51]
جهت گيري سياست هاي اقتصادي نظام
جهت گيري نظام اقتصادي در هر کشوري با اصل محوري آن نظام پيوستگي کامل دارد، لذا بايد کاملاً با آن متناسب باشد و همواره در مکاتب مختلف اين هماهنگي موجب استحکام نظام مي شود. چنانچه اين دو اصل با هم هماهنگ نباشند، نه تنها
(صفحه 34)
مکان دست يابي به هدف را از بين مي برند، بلکه ممکن است شرايط اضمحلال نظام را (مانند شوروي سابق) فراهم آورند. حضرت امام قدس سره ، در راستاي هموار کردن راه خدمت رساني به مردم و به ويژه توده هاي محروم، اين قدم را برداشته و در تبيين جهت اقتصاد اسلامي مي فرمايند:
ارائه ي طرح ها و اصولاً تبيين جهت گيري اقتصاد اسلام، در راستاي حفظ منافع محرومان و گسترش مشارکت عمومي آنان و مبارزه ي اسلام با زراندوزان، بزرگ ترين هديه و بشارت آزادي انسان از اسارت فقر و تهيدستي به شمار مي رود. [52]
در اين فراز، ايشان با تأکيد خاصي (اصولاً) اشاره دارند که جهت گيري اقتصاد اسلام حفظ منافع محرومين است. تنها آنچه باقي مي ماند، تبيين و اجراي عملي آن است. اين جهت گيري مشخص مي کند که آنچه بايد از برآيند نظام اقتصادي اسلام حاصل شود، حمايت از محرومين و مستضعفين است. از منظر ايشان گرايش و روح اقتصاد اسلام اين جهت گيري است. لذا اگر اين روح را از آن بگيريم ديگر جاني در کالبد اقتصاد اسلامي نخواهد بود. تضاد اصلي سرمايه داري (و سوسياليسم) با اين جهت گيري است:
بدون شک، جهان خواران، به همان ميزان که از شهادت طلبي و ساير ارزش هاي ايثارگرانه ي ملت ما واهمه دارند، از گرايش و روح اقتصاد به طرف حمايت از پابرهنگان در هراسند. [53]
ايشان سيستمي را که بايد جايگزين سيستم ناصحيح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام (در حال حاضر) شود، با تکيه بر اسلام، سيستمي مي دانند که دربرگيرنده ي منافع محرومين و در خدمت پابرهنه ها باشد، و اين خدمت را وظيفه ي علما و کارشناسان اسلامي مي دانند:
اين به عهده ي علماي اسلام و محققين و کارشناسان اسلامي است که براي جايگزين کردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام،
(صفحه 35)
ها و برنامه هاي سازنده و دربرگيرنده ي منافع محرومين و پابرهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگناها و فقر معيشت به درآورند. [54]
مجلس، که مجلس شوراي اسلامي است، نمايندگان بايد اهداف اسلام را پياده کنند و در چارچوب ايدئولوژي انقلاب، که اسلام است، حرکت مي کنند و بايد جوهر ماهوي اسلام را تحقق بخشند. نمايندگان، وکلاي توده هاي ميليوني مردم و صاحبان اصلي انقلابند، نه نماينده ي قشري خاص، لذا از ديد حضرت امام قدس سره ، مجلسيان در تدوين قوانين و لوايح نيز بايد به جهت و سمت اصلي انقلاب، يعني خدمت به محرومان، حرکت کنند.
اينها (مستضعفين) کشته داده اند. اينها خون داده اند، اينها سهيم هستند، همه ي سهم مال اينهاست. [55]
نمايندگان محترم مجلس با طرح قوانين و لوايح به سمتي حرکت کنند که مشکلات اساسي کشور مرتفع و سياست هاي زيربنايي کشور در امور فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي و سياسي، در راستاي کمک به محرومين و رفع استضعاف مدرن، به مورد اجرا درآيد. [56]
امام قدس سره ، در تاريخ 28/12/59 ، خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، فرمودند:
لعلک باخعٌ نفسک - شايد تو مي خواهي خود را هلاک کني. غصه مي خورد از بس براي اين مردم، غصه ي پيامبر براي کفار بود، غصه مي خورد که اينها نمي فهمند دارند چه مي کنند، اينها دارند براي خودشان جهنم مي سازند. چرا ما يک ذره اي، يک بارقه ي کوچکي از اين «نفس» مطمئنه ي شريف در قلبمان نباشد که براي اين ملت کار کنيم، نه براي خودمان؟ اگر همه کوشش کنيم که براي ملت کار بکنيم همه چيز اصلاح
(صفحه 36)
مي شود. بياييد به فکر اين باشيم که ما براي اين امت هر کاري مي خواهيم بکنيم، اين مقام را براي امت خرج کنيم، اين پست را براي امت بگيريم. [57]
... اميد آن است که رسيدگي به حال مستضعفين و مستمندان کشور، که قسمت اعظم ملت مظلوم را دربرمي گيرد، در رأس برنامه ها قرار گيرد. و در نخستين مجلس شوراي اسلامي طرح هاي جدي، در رفاه حال اين طبقه محروم، داده شود، تا در پيشگاه خداوند متعال بعضي از ديون خودتان را به اين طبقه ي عزيز که جان خود را براي اسلام و آزادي و استقلال کشور، در طبق اخلاص گذاشته و پيروزي را براي انقلاب اسلامي به ارمغان آوردند، ادا کرده باشيد... طرح ها و پيشنهادهايي را که مربوط به عمران و رفاه حال ملت، خصوصاً مستضعفين، است انقلابي و با سرعت تصويب کنيد... [58]
ترسيم چهره ي واقعي مستکبران
اساساً دشمن اصلي نهضت هاي پيامبران الهي، از ديدگاه قرآن کريم، همواره، مترفان و سرمايه داران هستند، که پيام ها و آرمان هاي انبيا، آنان را به وحشت انداخته و آن پيام ها را با اهداف و منافع نامشروع خويش در تضاد مي بينند، قرآن کريم، به صورت يک قاعده ي کلي، در مقابل تمامي پيامبران که در هر جامعه اي مبعوث مي شدند، گروهي خوش گذران و سرمايه دار (مترفين) را معرفي مي نمايد که با تکيه بر اموال و اولاد خويش به رسالت پيامبران کفر مي ورزيدند:
وَ ما اَرْسَلْنا في قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ اِلاّ قالَ مُتْرَفوُها اِنّا بِما اُرْسِلْتُمْ بِه کافِروُنَ وَ قالُوا نَحْنُ اَکْثَرُ اَمْوالاً وَ اَولاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعُذَّبينَ[59]
به اعتقاد حضرت امام قدس سره انبيا آمدند تا به همراهي محرومان با مستکبران نبرد

(صفحه 37)
نند، آنان را به مقام شايسته خود برسانند و اين بالاترين خدمت به اين قشر است. از آن پس نيز نبايد هيچ گاه اين نبرد فراموش شده و از خدمت رساني به جبهه ي فقرا و تقويت بنيه ي آنها غفلت شود:
مردم به دو دسته تقسيم شده اند: ظالم و مظلوم، در يک طرف صدها ميليون گرسنه و محروم از بهداشت و فرهنگ قرار گرفته است و در طرف ديگر اقليت هايي از افراد ثروتمند و صاحب قدرت سياسي که عياش و هرزه گرد و فاسدند. مردم گرسنه و محروم که خود را از ظلم حاکم غارت گر نجات بدهند تا زندگي بهتري پيدا کنند و اين کوشش ادامه دارد، ما وظيفه داريم مردم مظلوم و محروم را نجات دهيم. ما وظيفه داريم پشتيبان مظلومين و دشمن ظالمين باشيم. [60]
بايد مصلحت زجر کشيده ها و جبهه رفته ها و شهيدها و اسير و مفقود و مجروح داده ها و در يک کلام مصلحت پابرهنه ها و گودنشين ها و مستضعفين بر مصلحت قاعدين در منازل و مناسک و متمکنين و مرفهين گريزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامي، مقدم باشد و نسل به نسل و سينه به سينه شرافت و اعتبار پشتيبان اين نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند و بايد سعي شود تا از راه رسيده ها و دين به دنيا فروشان چهره ي کفر زدايي و فقر ستيزي روشن انقلاب ما را خدشه دار نکنند، و لکه ي ننگ دفاع از مرفهين بي خبر از خدا را بر دامن مسؤولين نچسبانند. [61]
آنها که تصور مي کنند مبارزه در راه استقلال و آزادي و مستضعفين و محرومين جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد، با الفباي مبارزه بيگانه اند، و آنهايي هم که تصور مي کنند سرمايه داران و مرفهين بي درد، با نصيحت و پند و اندرز متنبه مي شوند، و به مبارزه راه آزادي پيوسته و يا به آنان کمک مي کنند، آب در هاون مي کوبند. بحث مبارزه و
(صفحه 38)
فاه، بحث قيام و راحت طلبي، بحث دنيا خواهي و آخرت جويي، دو مقوله اي است که هرگز با هم جمع نمي شوند، و تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. فقرا و متدينين بي بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعي انقلاب هستند. ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتي که ممکن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ کنيم. [62]
از ديدگاه حضرت امام راحل قدس سره ، جنگ فقر و غنا در سراسر تاريخ در جريان بوده و در اين مبارزه ي بي امان، خدمت به جبهه ي محرومان و مستضعفان يک تکليف است. اين امر نه اختصاص به زمان خاص دارد و نه ويژه ي مکان معيني است. دعوت به تصاحب قدرت در جهان، حل مشکلات و مسائل مسلمانان، حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان را از اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي معرفي مي نمايند[63] و با فرياد رسا اعلام مي دارند:
فرياد برائت ما فرياد فقر و تهيدستي و گرسنگان و محرومان و پابرهنه هايي است که حاصل عرق جبين و زحمات شبانه روزي آنان را زراندوزان و دزدان بين المللي به يغما برده اند و حريصانه از خون دل ملت هاي فقير و کشاورزان و کارگران زحمتکشان، به اسم سرمايه داري و سوسياليزم و کمونيزم، مکيده و شريان حيات اقتصاد جهان را به خود پيوند داده اند و مردم جهان را از رسيدن به کمترين حقوق حقه ي خود محروم نموده اند. [64]
ايشان در اين زمينه، به فرمايش و سيره ي علوي تمسک نموده و مي فرمايند:
اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد من حکومت را به اين علت قبول کردم که خداوند تبارک و تعالي از علماي اسلام تعهد گرفته و آنها را ملزم کرده که در مقابل پرخوري و غارت گري ستمگران و گرسنگي و محروميت
(صفحه 39)
تم ديدگان ساکت ننشينند و بيکار نايستند. [65]
مسأله ي خدمات عمومي، تعديل حقوق ها، محرومان و نيازمندان و در کل مسأله ي توده ي محروم، از مسائلي است که بايد در حکومت اسلامي مورد توجه خاص قرار گيرد. و چون در حکومت هاي به ظاهر ديني يا ضد ديني به اين امور توجه نشده، تبديل به حالت تضاد و جنگ و نزاع دائمي درآمده است و ما وظيفه داريم مظلوم و محروم را نجات دهيم، ما وظيفه داريم پشتيبان مظلومين و دشمن ظالمين باشيم.
همين وظيفه است که اميرالمومنين عليه السلام در وصيت معروف به دو فرزند بزرگوارش تذکر مي دهد و مي فرمايد:
و کونا للظالم خصماً و للمظلوم معيناً
دشمن ستمگر و ياور و پشتيبان ستم ديده باشيد. [66]
ختام سخن، رهبري و خدمت گزاري
چنانکه قبلاً گذشت، امام راحل قدس سره پيامبر صلي الله عليه و آله را يک خدمت گزار مي نامد و اصولاً يکي از عناويني که بيان گر ديدگاه اسلام، در زمينه ي حقوق مردم در نظام اسلامي، است، عنوان «اجير» است؛ يعني خدمت گزار. رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
الا و اني انا ابوکم، الا و اني انا مولاکم، الا و اني انا اجيرکم[67]
آگاه باشيد که همانا من پدر شما هستم، آگاه باشيد که همانا من زمام دار شما هستم، آگاه باشيد که همانا من اجير [خدمت گزار] شما هستم.
اجير به کسي مي گويند که در مقابل انجام خدمتي براي مردم، از آنان حقوقي دريافت مي کند. اما پيامبر اسلام چونان ساير انبيا هيچ گونه مزد مادي از مردم
(صفحه 40)
نمي طلبد، تنها چيزي که به عنوان مزد و حقوق از مردم مي طلبد، پياده کردن برنامه هاي حيات بخش آنان و راه يابي به سوي کمال است:
قُلْ ما اَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلاّ مَنْ شاءَ اَنْ يَتَّخِذَ اِلي رَبِّهِ سَبيلاً[68]
بنابراين رهبر در نظام اسلامي خدمت گزاري است که حقوقش سود مادي براي شخص او ندارد. او از توانايي خود تنها به عنوان امين و نگهبان و اجير مردم استفاده مي کند. در واقع، رهبر، خدمت گزاري است بي مزد و منت و اجيري بدون حقوق.
قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ اَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ اِنْ اَجْرِيَ اِلاّ عَلَي اللّه ِ[69]
براين اساس، امام راحل قدس سره به حقوق مردم در نظام اسلامي اعتقاد کامل داشت و خود را خدمت گزار مي ناميد و در وصيت نامه ي سياسي - الهي خود به طور کامل از اين اعتقاد پرده برداشت و با جملاتي زيبا و عميق از مردم - با آن همه خدمتي که انجام داده بود - عذر قصور و تقصير خواست:
از خداي رحمان و رحيم مي خواهم که عذرم را در کوتاهي خدمت و قصور و تقصيرها بپذيرد و از ملت اميدوارم که عذرم را در کوتاهي ها و قصورها و تقصيرها بپذيرند و با قدرت و تصميم و اراده به پيش بروند و بدانند که با رفتن يک خدمت گزار در سد آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شد، که خدمت گزاراني بالا و والاتر در خدمتند.
پايان مقاله



[1] - سوره ي اعراف، آيات 62 ، 68 و 79 و سوره ي هود، آيه ي 34 .

[2] - سوره ي توبه، آيه ي 128 .

[3] - مجله ي حوزه، شماره ي 37 و 38 ، ص 155 - 154 .

[4] - وجداني، مصطفي، سرگذشت هاي ويژه از زندگي امام خميني قدس سره ، مصطفي وجداني، انتشارات پيام آزادي، 1362 ، ج 2 ، ص 73-72 .

[5] - ر. ک: سوره ي توبه، آيه ي 128 و سوره ي شعراء، آيه ي 3 .

[6] - اصول کافي، (مترجم)، ج 3 ، ص 238 .

[7] - همان، ص 239 .

[8] - نهج البلاغه، نامه ي 53 (عهد نامه ي مالک اشتر).

[9] - صحيفه ي نور، ج 20 ، ص 129 .

[10] - نهج البلاغه، ترجمه ي فيض الاسلام، خطبه ي 200 .

[11] - سرگذشت هاي ويژه، ج 1 ، ص 12-11 .

[12] - زندگي و شخصيت شيخ انصاري، ص 80 .

[13] - صحيفه ي نور، ج 21 ، ص 178 .

[14] - صحيفه ي نور، ج 20 ، ص 129 .

[15] - همان، ج 3 ، ص 234 .

[16] - صحيفه ي نور، ج 15 ، ص 180-179 .

[17] - همان، ج 15 ، ص 182 .

[18] - سوره ي کهف، آيه ي 18 .

[19] - محمد رضا حکيمي - محمد حکيمي - علي حکيمي، الحياة، ج 2 ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ پنجم، 1367 ، صص 53 و 52 .

[20] -صحيفه ي نور، ج 5 ، ص 47 .

[21] - همان، ج 2 ، ص 236 .

[22] - مستضعفين، مستکبرين، دفتر نخست.

[23] - نهج البلاغه، نامه ي 53 .

[24] - صحيفه ي نور، ج 10 ، ص 84 .

[25] - صحيفه ي نور، ج 10 ، ص 46 .

[26] - همان، ج 21 ، ص 182 .

[27] - همان، ج 17 ، ص 246 .

[28] - همان، ج 16 ، 33 .

[29] - همان، ج 6 ، 189 .

[30] - صحيفه ي نور، ج 14 ص 164 .

[31] - همان، ج 20 ، ص 4 .

[32] - همان، ج 6 ، ص 234 .

[33] - صحيفه ي نور، ج 19 ، ص 13 .

[34] - همان، ج 18 ، ص 58 .

[35] - همان، ج 4 ، ص 59 .

[36] - همان، ج 3 ، ص 175 .

[37] - همان، ج 6 ، ص 129 .

[38] - همان، ج 21 ، ص 201 .

[39] - همان، ج 5 ، ص 274 .

[40] - صحيفه ي نور، ج 5 ، ص 148 .

[41] - همان، ص 141 .

[42] - صحيفه ي نور، ج 13 ، ص 229 - 228 .

[43] - همان، ج 13 ، ص 229 .

[44] - صحيفه ي نور، ج 13 ، ص 247 .

[45] - همان، صص 274-273 .

[46] - همان، صص 77-76 .

[47] - صحيفه ي نور، ج 13 ، ص 190 .

[48] - صحيفه ي نور، ج 15 ، ص 23 .

[49] - همان، ج 20 ، ص 5 .

[50] - صحيفه ي نور، ج 13 ، ص 192 .

[51] - همان، ص 194 .

[52] - همان، ج 20 ، ص 128 .

[53] - صحيفه ي نور، ج 20 ، ص 129 .

[54] - همان، ص 128 .

[55] - صحيفه ي نور، ج 5 ، ص 182 .

[56] - همان، ج 20 ، ص 214 .

[57] - همان، ج 14 ، ص 140 .

[58] - صحيفه ي نور، ج 12 ، ص 121 .

[59] - سوره ي سبا، آيات 34-35 .

[60] - امام خميني، ولايت فقيه، ص 85 .

[61] - صحيفه ي نور، ج 20 ، صص 124-123 .

[62] - صحيفه ي نور، ص 235 .

[63] - همان، ج 20 ، ص 238 .

[64] - همان، ص 113 .

[65] - امام خميني، ولايت فقيه، ص 43 .

[66] - نهج البلاغه.

[67] - شيخ مفيد، الامالي، ص 353 .

[68] - سوره ي شوري، آيه ي 23 ، سوره ي سبا، آيه ي 47 ، سوره ي فرقان، آيه ي 57 .

[69] - سوره ي سبا، آيه ي 47 .

حق پناه، رضا
 مجله اندیشه حوزه، شماره 43 و 44

 

   
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.