سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    06/28/ 1398
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
جهاداقتصادی درسایه كاروتلاش


مقدمه:
كارو تلاش رمز اصلى بقا ءو سرزندگى همه جوامع انسانى است.مردمى كه با تكيه بر توانمندى و ذخاير خداداد ي ملى خويش، بر ضعف و فقر غلبه كنند،بغيرازخودكفائي ما لي قدمي هم درراستاي اقتدار ملى سرزمين خود برداشته اند.با نگاهى به سيره امامان شيعه(عليهم السلام)درمى يابيم كه سخت كوشى، تلاش و پرداختن به فعاليت وتوليداز برجسته ترين ويژگى هاوسيره عملي و حكومتي اين بزرگواران بوده تا درس بزرگي چون عزّت نفس به شيعيا ن بياموزند....
درتعريف ديگر همانطوركه كارو تلاش دردين مبين اسلام داراي ارزش است وصاحبان پيشه واهل حرفه وكار واشتغال را موردتشويق وتكريم قرارمي دهد بيكاري وتنبلي رامذموم ومننفورمي داندو افرادبيكاروتنبل رابعنوان سربارجامعه مورد مذمت وسرزنش قرارميدهد. چراكه آنرا ريشه همه بدبختي ها وفسادها وفلاكتهاي جامعه ميداند.چنانكه مولاعلي(ع)رادرباره فقربدانيم كه طي وصيتي خطاب به فرزندبرومندش امام حسن مجتبي(ع)مرقوم فرمودند:
"يابني اني اخاف عليك الفقرفاستعذبالله منه فانه منقصه للدين ومدهشه للعقل وداعيه للمقت"1
ترجمه:.پسرم من برتو ازفقروتنگدستي ميترسم پس ازآن بخداپناه ببركه تنگدستي موجب شكست دردين وسرگرداني عقل وخردو جلب دشمني ها مي گردد..
"بنابراين همه تلاش اولياءوحاكمان ديني ازجمله مولاعلي(ع)درطول حكومتشان براين بودكه با گسترش اشتغال وبكارگيري مردم درمشاغل وفنون مختلف تاحدامكان فقرراازجامعه ريشه كن كنند.وميل به مفت خوري وسربارجامعه بودن وچشم طمع به بيت المال رادرافرادازبين ببرند. علاوه براين توجه به سيره عملي اهلبيت ازشخص رسول الله(ص)ومولاعلي(ع)گرفته تاوجودنازنين امام صادق(ع)كه دركنار امورمهمه خلافت وامامت وتبليغ دين به كاركشاورزي كندن قنات و.. ميپرداختند و باكارگران هم غذامي شدندودرگفتار وكردارشان همواره درصددزدودن تنبلي از افراد و گسترش فرهنگ كاردر جامعه بودند.وازديدن حتي يك گدا در ميان مردم زجرميكشيدند وبنحوي افراد بيكار رابكاري ميگماردند مي توان به ارزش كارواشتغال وآبادسازي وارتزاق باعرق جبين وكد يمين در اسلام پي برد. " 2
براين اساس سا ل جاري که درآستانه عمليات عظيم وپيچيده اقتصادي تحت عنوان"هدفمندي يارانه ها" قرارداريم ،بجهت اهميت والاوحياتي امردرکشورعزيز اسلاميمان توسط رهبرمعظم انقلاب اسلامي (مدظله العالي)به "سال جهاداقتصادي"نامگذاري شده ومانيزبرآن شديم که به مهمترين وريشه اي ترين مبحث جهاد اقتصادي که همان کاروتلاش باشدبپردازيم اميدوارم که موردبهره برداري واهتمام عموم قراربگيرد.

الف-جايگاه وارزش كاردراسلام
قال الله تعالي:"ان ليس للانسان الا ماسعي وان سعيه سوف يري" 3
كاروتلاش درمكتب ماوبحكم قاعده طبيعت رمزاصلي بقا وسرزندگي بشربحساب مي آيد. جامعه شناسان كاررا جزواصلي ترين پايه هاي شكل دهنده زندگي درهمه جوامع دانسته جامعه بيكاررا جامعه اي منفسخ وازهم پاشيده معرفي مي كنند.
همانطوركه اشاره شدكارلازمه گردش طبيعت وتكليفي غريزي نهفته درذات موجودات زنده عالم است.چنانكه بعنوان مثال وبراي عبرت پذيري انسانهادرقرآن كريم درسوره هاي مستقلي بنامهاي "النمل"و"النحل"به زندگي پرتلاش دوموجودزنده ريزاماپرنقش وفعال ميپردازدوبدينسان بامخاطب قراردادن انسانها آنهارابه تحرك وكاروتلاش وامي دارد.چنانكه مي فرمايد:
"دقت كن دركارمورچه وببين كه باآن جثه كوچك واندام نازك كه نزديك است به چشم ديده نشود چگونه درجنبش است وچگونه به روزي خودعشق مي ورزدودانه هارابه لانه هاي خودمنتقل مي سازدو درآنجابامهارت واستادي ازآنهامحافظت مي كند؟(يادقت کن درزنبور که چگونه درميان درختان ازبراي خويش خانه مي سازند؟)"
بنابراين طبق نظام تكوين علت ومعلولي حاكم برطبيعت هركدام ازموجودات زنده بنوعي براساس غريزه خدادادي درحال فعاليت ودرتكاپوي تغذي خودومواليدشان وايفاي نقش دراين چرخه با اموري چون توليدمثل وخدمت به نظام عالم وانسانهاهستند. وخداوندمتعال اين استعدادوتوان رادر كنارعقل وبينش به انسانها بخشيدآنهم نه صرفابراي برآوري نيازهاي طبيعي بلكه درراستاي اهدافي برتروبالاتر. از جمله آنكه بشربايددرتحولات عالم صاحب نقش وتاثيرويژه باشد.وبراين مبنا امكان بهره برداري ازهمه امكانات عالم وقدرت دراختيارگيري ديگرموجودات زنده را به اوعطاكرد.
استادمطهري(ره)دراينباره مي گويد:
"جهان جهان حركت است جهان كاراست ازبزرگترين كرات آسماني تاكوچكترين ذرات زميني كه بشرتاكنون كشف كرده همه وهمه دركاروحركت وفعاليتند ويك ذره ويك قطره بيكارنيست انسان نيزازاين قاعده مستثني نيست..."4

ابروباد ومه وخورشيدوفلك دركارند تاتوناني بكف آري و بغفلت نخوري
اينهمهازبهرتوسرگشته وفرمانبردار شرط انصاف نباشدكه توفرمان نبري

درفرهنگ غني اسلام كاربرمبناي كسب رزق حلال وتامين معاش اهل وعيال درهرطبقه وشئون شغلي هم كه باشدمقدس ودرحدجهادفي سبيل الله است "الكادعلي عياله كالمجاهدفي سبيل الله" 5
دراينباره به حكايت وروايتي منقوله ازنبي مكرم اسلام(ص) مي پردازيم:
نقل است كه پيغمبراسلام(ص) بهمراه يارانش ازجنگ پيروزمندانه تبوك برمي‌گشتند و مردم به استقبالشان آمده بودند.ازجمله آنان،سعد انصاري بودكه پيش رفت وبا حضرت مصافحه كرد. حضرت احساس كرد كه دست سعد زبروباصطلاح پينه بسته است.پرسيد::چه آسيبي به دستهايت رسيده ؟ سعدجواب داد:"اضرب بالمرّوالمسحاة، فأنفق علي عيالي"
يعني: من كارگرم،كار مي‌كنم، بيل مي‌زنم و با درآمدش خانواده‌ام را تأمين مي‌كنم.
«فقبّل رسول الله يده»:پيامبر دستش را گرفت و بوسيد به گونه‌اي كه همه ديدند، سپس فرمودند:«هذه يد لاتمسّه النّار»6يعني:اين دستي است كه آتش جهنّم آن را لمس نخواهد كرد.
سخن اينجاست كه امروزه ديدگاه ما به كار چيست وجوانان ما باچه ديدي به آن مى نگرند؟
بايداذعان داشت كه عليرغم سختكوشي بسياري ازجوانان درببارنشاندن آنهمه اختراعاتواكتشافات وفعاليتهاي اجتماعي وفرهنگي وتكنولولوژيكي وروندروبه رشدفرآورده هاي علمي وفن آوريهاي هسته اي وپزشكي وتسليحاتي....بازهم باكمال تاسف مشاهده ميكنيم كه بجاي استقبال از كار مفيدو مولدگرايشها بسمت مشاغل مزاحم ومخربي چون دلالي وواسطه گري وسودپرستي و مصرف گرائي محض روندروبه افزايشي داردكه اين مساله چه ازنظراقتصادي ويافرهنگي خطروبحران قابل ذكري را براي كشوربارمغان دارد.بنابراين درقدم اول مسؤولان امربايددراين زمينه فكري عاجل بينديشند وباحمايت جدي از توليدكنندگان وجوانان صاحب علم وفن وتحصيلات وايجاداشتغالات مفيد ومولدو تشويق هرچه بيشترنسل جوان به كار و تلاش ومحدودكردن دستهاي واسطه وسودجويان وكنترل درآمدهاي بادآورده اين معضل بزرگ راازصحنه اجتماع محوسازند.
دراينباره استاد شهيد مطهرى(رحمه الله)ميگويد:
"خوشا بحال اجتماعى كه سيستم اجتماعى اش به شكلى باشدكه راه درآمد منحصر باشدبه فعاليت،وآثار فعاليت فرد هم مخصوص خودش باشد!بدا بحال اجتماعى كه كاردرآن اجتماع صرف نميكند،
اما بورس بازى و كارهاى غيرتوليدى و كارهاى انحرافى درآن صرف بكند و بالاخره، فعاليت مفيد و سالم راه درآمد نباشد"7

ب-كارعبادت ودعا
قال الله تعالي: "وابتغ فيما آتيكَ اللّه الدّارَآلاخرةَ ولا تنسَ نصيبك مِن الدّنيا"8
يعني:نصيب خودرازبهره هاي آخرتي ومعنوي بخوبي درياب امابهره هاي دنيوي راهم ازيادمبر.
مطلبي كه دراين مبحث موردنظراست اين است كه به راستى،حد تعادل بهره مندى از دنيا و توجه به آخرت چيست؟ وچگونه مى توان به آن دست يافت؟ودريك جمله بين دنيا و آخرت جمع نمود؟
چنانكه خداوند مي فرمايد:"فابتغواعندالله الرزق واعبدوه واشكرواله"9
يعني:هم بدنبال رزق وروزي وكاروتلاش برويدوهم خداراعبادت وشكرگذاري نمائيد.
دردين مقدس اسلام برخلاف آنچه كه درانديشه برخي متصوفه وزاهدمآبان وجوددارد ونيزبرخلاف ديدگاه ماديگرايان كه تنها به نتيجه مادي كار و صرفا ازآنجهت كه وسيله اي براي ممرحيات وجلب روزي است مي انديشندموردتوجه ونظر نيست بلكه به نفس كاردركنارهمه آثاروفوايدمادي ومعنوي ارزش واحترام قائل است.ونيزازآنجهت كه مايه عزت واستقلال واستغناء فردوجامعه ميشودمحترم ومقدس وعبادت ميشماردچنانكه پيغمبراكرم فرمودند:"العباده سبعون جزءاوافضلهاطلب الحلال"10
يعني:عبادت هفتادجزء داردكه برترين آنهاطلب حلال يعني كاركردن وازكديمين خوردن است.
دراين زمينه البته رجوع به سيره عملي وگفتارپيشوايان دين ونحوه برخوردآنهابامعيشت دنيادرجمع ميان دنياوآخرت كاروعبادت لازم است. چنانكه درسيره امام على(عليه السلام)به گوياترين شكل اين معنا بيان ميشودكه حضرت درامورحكومتي وتبليغي ودركنارآنها ضمن تشويق وترعيب همگان بكار خودنيزبه اموري چون كشاورزي باغدارى حفرچاه وقنات ميپرداخت.ودركلامى راهگشابهمه كساني كه دغدغه بهره مندى مناسب ومشروع ازدنيادرعين اصالت دادن به آخرت رادارندچنين ميفرمايد:
"للمؤمنِ ثلاثُ ساعات: فساعة يُناجي فيها ربّه و ساعةٌ يرِم معاشَه و ساعةُ يُخلّى بينَ نفسهِ و بين لذّتها فيما يحلُّ و يجملُ. وليسَ للعاقلِ أن يكون شاخصاً اِلاّ في ثلاث: مرمةٌ لمعاش أوخطوةٌ في معاد أو لذّةٌ في غيرِ مُحرّم"11
يعني:مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسمت تقسيم كند:زمانى را به نيايش و عبادت پروردگارو زماني رابراى تأمين هزينه زندگى وبالاخره زمانيراهم براى بهره مندي ازنعمتهاولذائذحلال و مشروع دنيااختصاص دهدبراين اساس اسلام عزيزنيزبگونه اي امور راتنظيم كردكه عبادت وكارهركدام سر جاي خودقرار بگيرندوتزاحمي ميانشان ايجادنشودبهمين منظور قرآن كريم مي فرمايد:
"ياايها للذين آمنوااذانودي للصلوه من يوم الجمعه فاسعواالي ذكرالله وذروالبيع ذلكم خيرلكم ان كنتم تعلمون...فاذاقضيت الصلوه فانتشروافي الارض وابتغوا من فضل الله"12
يعني: وقتي نداي نماز جمعه بلندشدهمه دست ازكاربكشيدوبسراغ نمازبرويدووقتي باتمام رسيد دوباره بدنبال كسب حلال برويد.
بنابراين همانطوركه اسلام عبادت بدرگاه خدارادراوقات خاص واجب ساخته كاروتلاش وفعاليت كردن رابراي كسب روزي حلال بعنوان استوانه حياتي وايماني بشربرترين عبادت ميشماردومورد تاكيدقرارميدهد.چنانکه قرآن کريم تكليف همه دراين راستا مشخص ميكند چنانکه فرمود:
"كل امريء بما كسب رهين"13
يعني -بقول معروف:ازتوحركت ازخدابركت...:



نابرده رنج گنج ميسرنمي شود مزدآن گرفت جان برادركه كاركرد




بيان سه حكايت دراينباره يعني بررسي مرزميان كاركردن ودعا خالي ازلطف نيست:
1-درصدراسلام به پيغمبر(ص)خبردادندكه عده اي همزمان بانزول آيه شريفه:
"ومن يتق الله يجعل له مخرجا ويرزقه من حيث لايحتسب" 14
دست ازكاركشيده وصرفا بعبا دت ودعامي پردازند.حضرت باشنيدن اين خبربرآشفتندوفرمودند: "آنهادعايشان مستجاب نمي شود.پس برشمابادبه طلب روزي دركسب وكوشش درراه آن" وسپس فرمودند: "انه من فعل ذلك لم تستحب له عليكم بالطلب"15
يعني:اگركسي چنين عمل كردسزاوارنيست كه ازشماچيزي طلب كند وياشماكمكي به اونمائيد.
2-نقل شدكه امام صادق(ع) ازوضع و حال يكي ازمسلمانان فقير وعيا لواربنام عمربن مسلم كه مثلا اززهادزمان هم بود(باوجودآنكه امام زمانش راميديدكه بادست خودبه كاردرمزرعه وكسب روزي مي پردارد)دست ازكاركشيده ومشغول عبادت ودعاء شده خبردارشده وباتاثرشديدفرمودند: "چهارگروه دعايشان مستجاب نمي شود ازآنجمله مردي است كه درخانه بنشيند وطلب روزي كند. پس به اوگفته ميشودآياماترابه طلب روزي امرنكرديم؟اين مردنيزنيز ازآن گروه است " 16

ج-آثاركاروتلاش ومفاسدبيكاري
1-حفظ دينداري
بنابرآنچه كه تاكنون گفته شدكاركردن مبناي قدسي وآسماني داردولاجرم حامل آثارو فوايدمقدسي نيز هست كه ازجمله آن حفظ دينداري خودوخانواده باحلال خوري وتامين معاش آنها ازراه حلال و حفظ سلامت وپاكي خودوايشان دراجتناب ازحرامخواري ويابناچارسمت كسب درآمدهاي نامشروع بسان سرقت ورباء وارتشاء و..رفتن است. بيكاري وتنبلي فقروفلاكت وذلت و فسادوبي ديني را بهمراه ميآورد.وطبق متن روايت چه بسا فقيريکه صبروشكيبائي خودرابراثرفقرازكف داده دست از دينداري وتقوي بكشدوبراي كسب يك لقمه نان به طرق نامشروع وحرام كشيده شود.كه گفتند شكم گرسنه دين وايمان نمي شناسد.ونيزمعروف است كه
"دين ازهردري كه واردخانه شودايمان ازپنجره اش بيرون مي رود. مولا علي(ع)دراينباره ميفرمايد: "كادالفقران يكون كفرا"17يعني:چه بساكه فقربه كفرگرايد.امام باقر(ع)نيزدراينباره مي فرمايد: "الكسل يضر بالدين والدنيا"18
يعني:تنبلي به دين ودنياي انسان اسيب واردميسازد. (5)
نقل است حضرت رسول(ص)روزي جوان مؤمني را ديد كه همچنان بيكارميگشت ازاطرافيان پرسيد آيا اين جوان شغلي ندارد؟پاسخ شنيدخيربيكاراست.حضرت برآشفت وفرمود: "سقطت عن عيني" از چشمم افتاد.پرسيدندچرايارسول الله؟فرمود:"ان المؤمن اذالم يكن له حرفه يعيش بدينه"19
يعني:اگرانسان مؤمني بيكارباشدبناچاربه دين فروشي وارتزاق ازدين مي پردازد.
2-صلاح يافساد فردوجامعه
امام صادق(ع)مي فرمايد:"اياك والضجروالكسل فانهما مفتاح كل سوءلانه من كسل لم يفرد حقا ومن ضجر لم يصبرعلي حق"20
يعني:ازكسالت وتنبلي دوري کنيدكه كليدتمام بديهاوبدبختيهاست.زيراافرادمسامحه كارانجام وظيفه نميكنندوحق كاررا بعنوان يك ضرورت واصل طبيعي ونيازمعيشتي وامرالهي وعقلي اداءنميكنند.
همانگونه كه قبلاگفته شدازمنظراسلام همانطوريکه نفس اشتغال به كارمايه عزت وارزشمندي است درمقابل خودبيكاري ولو آن كه فرددراوج استغناء مالي هم باشدمكروه و مذموم است ودرنهايت خواري وپستي وديگرآثاروعواقب ناخوشايندي از جمله ايجاد اشتغالات وانحرافات وتوهمات منفي درذهن و تحريک قوّه تخيل(بنابريافته هاي علمي روانشناسان)» و قساوت قلب وگرايش به سمت گناه وخلاف وبزه واعتيادو...راازبراي فردبه بارمي آورد.چنانكه پيغمبراكرم(ص)فرمودند:
"ان يكن الشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده"21
يعني:همانطوركه كاروتلاش بازحمت ورنج همراه است وثمرات شيريني رابهمراه دارددرمقابل تنبلي و بيكاري نيزفساد وتباهي ببارميآورد.
شهيدمطهري(ره)دراين باره بحث مفصلي داردكه مابه بخشي ازآن مي پردازيم:
"انسان يك نيروئي داردوآن اين است كه دائما ذهن وخيالش كارمي كند.وقتي انسان درباره مسائل كلي بطورمنظم فكركند وازيك مقدمه اي نتيجه بگيرد.اين راميگوئيم تفكروتعقل ولي وقتي كه ذهن انسان بدون اينكه نظمي داشته باشد و بخواهد نتيجه گيري كند و رابط ه ي منطقي بين قضايا را كشف نمايد، همين طور كه تداعي مي كند از اينجا به آنجا برود، اين يك حالت عارضي است كه اگرانسان خيال رادر اختيارخودش نگيرديكي ازچيزهايي است كه انسان رافاسدمي كند.يعني انسان نيازبه تمركزقوه خيال دارد.اگرقوه خيال آزادباشدمنشااخلاق انسان مي شوداميرالمؤمنين(ع) ميفرمايداگر نفس خودرا بكارى مشغول نسازي، او تو را به خودمشغول ميكند."النفس ان لم تشغله شغلك" هميشه بايد او را مشغول داشت؛ يعني هميشه بايد يك كاري داشته باشد كه او را متمركز كندووادار به آن كار نمايد و الا اگر شما به او كار نداشته باشيد، او شما را به آنچه كه دلش ميخواهد وادار مي كندوآنوقت است كه (6)
دريچه ي خيال به روي انسان باز مي شود؛دررختخواب فكرمي كند، در بازار فكر مي كند، همين طور خيال خيال خيال، و همين خيالات است كه انسان را به هزاران نوع گناه مي كشاند اما برعكس، وقتي كه انسان يك كار و يك شغل دارد، آن كار و شغل، او را به سوي خود مي كشد و جذب مي كند و به او مجال براي فكر و خيال باطل نمي دهد "22
3-عزت ياذلت نفس
قال الله تعالي:"لقدكرمنابني آدم وحملنلهم في البر والبحرورزقناهم من الطيبات"23
يعني:مافرزندان آدم رابسيارگرامي داشتيم وآنهارابرمركب بروبحرسواركرديم(جهان رامسخراو ساختيم)و از هرغذاي لذيذوپاكيزه اوراروزي داديم وبربسياري ازمخلوقات خودبرتري داديم.از جمله آثارشاخص كاركردن اتكاء به خويشتن وعزت وكرامت نفس وسربلندي و بي نيازي ازمال و رهايي ازايذاء وسرزنش ومنت گذاريهاوكمكهاي حقارت باروديدگاه ترحم آميزديگران است.
انسان دراثراشتغال به كارهرچه كه ارزشمندتروآبرومندتروبيشترقرين باابتكارباشدونيازهاي كاري ديگران به آن بيشترمرتبط باشدودراثرآن استغناء ازخلق پيداكند-البته به شرط رعايت همه موازين قانوني واخلاقي وشرعي- بيشتراحساس شخصيت وآبرودرخوددرمنظرافراداجتماع مي كند.
دراينباره شهيدمطهري(ره)ميگويد:"يكي ديگرازفوايدكارمساله حفظ شخصيت وحيثيت واستقلال انسان است كه تعبيرهاي مختلفي داردمثلا آبرو.انسان آنگاه كه شخصيتش ضزبه بخوردآبرويش برودو تحقير بشودناراحت ميشود. انسان دراثركارمخصوصااگرمقرون به ابتكارباشد به حكم اينكه نيازش راازديگران برطرف كرده است درمقابل ديگران احساس شخصيت ميكند.يعنديگراحساس حقارت نمي كند.24
دو رباعي منسوب به اميرالمؤمنين(ع) است كه به مضمون کاراشاره شده ومادراين مقال به نقل آنها ميپردازيم:



لَنقُل الصّخرِ ه مِن قُللِ الجبالِ اَحبُّ اِلىَّ مِن مِننَ الرّجالِ
يَقولُ النّاسُ لي في الكسبِ عارٌ فإنّ العارَ في ذُلِّ السّؤالِ






يعني:براى من سنگ كشى از قله هاى كوه آسانتراست ازاينكه منّت ديگران به دوش بكشم.به من ميگويندكسب وكارننگ است،ولى من ميگويم ننگ آنست كه انسان ازديگر چيزي درخواست كند.



كَدّ كَدّ العبدِ إن احببتَ أن تصبحَ حرّاً واقطع الامالَ مِن بني آدم طُرّاً
لاتَقُل ذا مكسب يزري فقصدُ النّاسِ أزري انتَ ما استغنيتَ عَن غيرك أعلى النّاسِ قدراً25






يعني:اگرميخواهى آزاد زندگى كنى،پس مثل بردگان زحمت بكش و آرزويت را از مال مردم قطع كن نگو اين كار مرا پست مى كندزيرا از مردم درخواست كردن از هرچيزذلّت بارتر است. تازه وقتيكه از ديگران بى نيازباشى،ازهمه مردم بلند قدرتر هستى.(7)
4-غناوبي نيازي ازاموال ديگران
درروايتي ازاميرالمومنين علي عليه السلام نقل شده كه آنحضرت درخصوص امرتجارت وكاروارزش و ثمره والاي آن خطاب به اصحاب فرمودند:
"تعرضواللتجاره فان فيهاغني عمافي ايدي الناس فانّ اللّه يُحبُّ المحترف الامين"26
يعني:به امرتجارت روي آوريد كه درآن بي نيازي ازاموال ديگران حاصل مي آيدوخداوندهم فردي كه صاحب شغل وامانتدارباشددوست ميدارد.
درحكايتي نقل شده كه مولاعلي(ع)دربرخوردبافردي كه ازاو طلب مالي كرده ودربيان علت آن چنين ادعا ميكردكه دستانش توان كار ندارندوازعلم تجارت نيزبهره اي نداردباجديت فرمودند: "بروباسرت باربكش ونيازخودراازمردم بر طرف كن" وسپس فرمودند:"ملعون ملعونٌ من ألقى كلّه علىَ النّاسِ" 27
دراين زمينه به ابياتي منقول ازمولاعلي(ع)نيزتوجه مي كنيم:



لاتطلبن معيشه بمذله واربابنفسك عن دني الطلب
واذاافتقرت وافقرك بالغني عن كل الدنس كحكم الاحزب
فليرجعن اليك رزقك كله لوكان العبد من محل الكواكب
وكن طالبا للرزق من باب حله يضاعف عليك الرزق منت كل جانب28

يعني:معاش خودرا بامذلت وخواري كسب نكن وخودت را ازدرخواست وتقاضاي خواركننده ازناحيه مردم بازدارآنگاه كه فقيرشدي باغناي روحي نسبت بهرچيزي سركن وبدان كه روزي بتو باز خواهد گشت .كه چنانچه روزي درميان ستارگان هم باشدنصيب توخواهدشد.پس برو درطلب رزق آنهم از باب حلالش وكاركن تاروزي هم ازهرجانب برتوگسيل گردد.
5- سلامت وآرامش جسم وروح
مي دانيم كه انسان ازدوبعدجسمي وروحي تشكيل شده وهمانطوركه آرامش ورشد بدن انسان به خوراك وپوشاك ومسكن خوب بسته است سكونت وارتقاء روح انسان هم که-لازمه آن محسوب ميشود- هم به نوع وكيفيت وهم حليت وطهارت وپاکي غذا مرتبط است .چنانکه ميتوان ارتباط بين جسم وروح رادرپديده هايي چون غم ونشاط وسلامت وبيماري انسان بخوبي جستجو كرد وبه عوامل وزمينه هاي جسمي وروحي درپيدايش آنها پي برد.
شهيدمطهري دراينباره بحث مفصلي داردكه مابطورخلاصه به آن مي پردازيم:
"کارازنظرسازندگي فرديک امرلازمي است.انسان موجودچندكانوني است انسان جسم دارد قوه خيال(8)
داردعقل وقلب دارد.كارهم براي جسم انسان ضروريست.هم براي خيال عقل و قلب او.اماينکه براي جسم ضروريست كمتراحتياج به توضيح دارد. زيرايك امر محسوس است.بدن انسان كاراگرنكند مريض ميشود. يعني كاريكي ازعوامل حفظ سلامتي است. بحث دراين باره ضرورتي ندارداماکاربراي قوه خيال انسان امري لازم است. چراکه اگر قوه خيال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق مي شود".
بعقيده روانشناسان وكارشناسان فن انسان بااشتغال به يك حرفه وشغل درشرايطي قرارمي گيرد كه بخوبي وبتدريج مي تواندآرامش روحي وآسايش جسمي خودرابازيابدبشرطي كه آن كار ازنوع سا لم و حلالش باشدچنانكه امام صادق(ع) مي فرمايد:
"اگرتمام نيازهاي مردم تامين مي شد اززندگي لذت نمي بردند.و ازبيكاري خسته مي شدند.بنابراين لازم است انسان خودرابنوعي مشغول بكاري كند"29
درمقابل آن بيكاري ويااشتغال بكارناسالم ازنوع خلاف وپرگناهش همواره روح متشتت ومتفرق و افكار پراكنده و مزبزب وپريشان وپراسترس ودرنتيجه فرسودگي وبيماري جسم رابراي فردبارمغان ميآورد و اين مسئله درشرايط فقروياغناي مالي چندان تفاوتي پيدانميكند.
6–اعتمادبنفس وخوباوري درمقابل خودباختگي و...
انسان باكاركردن طعم شيرين موفقيت واميدوشادى ورضايت رابخوبي درخودحس ميكندو ميچشد.
ودرمقابل ازبيكاري خسته وملول مي شودواحساس خودكم بيني وبي شخصيتي درخودميكندچون بعد اجتماعي خودرادچارلكه وگناه مي بيند.ودرنتيجه اعتمادبنفس وتوانائيها و استعدادهايش را بكلي از دست مي دهد.انسان باكاركردن كسب تجربه وبينش ميكند وازآنجهت كه درتؤامل مدام باطبيعت قراردارد نسبت به امورعالم وجهان پيرامون خويش كسب آگاهي وتكليف ميكندچراكه زمينه و فرصت مناسب براي انديشيدن وتدبر نسبت به حقائق عالم ودرنتيجه فهم ودرك صحيح رابدست ميآورد.دانشمند معاصر استادحكيمي ذيل روايت: "ومن يعمل يزددله قوه"مي نويسد:"انسان با اشتغال بيك حرفه خود رادرمعرض آزمونى قرار ميدهدكه استعدادهاو توانمنديهاى خودرا باز شناسد."30
7-ساخت وسازفكري وعقلي بشر(اشتغال ياپراكندگي وتشويش افكار)
قال الصادق(ع):"كان الناس ايضايصيرون بالفراغ الي غايه الاشروالبطرحتي يكثر الفسادويظهر الفواحش"32يعني:مردم درحالت بيكاري به نهايت گستاخ مي گردند وبه ناسپاسي گرفتارميآيند تاجائي كه فساد فرا وان وكارهاي زشت شايع مي گردد.
بنابراين ارتباط انسان وكاريك ارتباط متقابل است چنانكه انسان آفريننده كاروكار احياء كننده اوست. (9)
يعني همانطوركه آدمي كارراپرورش مي دهدكارنيزباعث پرورش روحي عقلي فكري مادي ومعنوي اوميشود.چنانكه امام صادق(ع) فرمودند"التجاره تزيدفي العقل"33يعني:كارباعث رشدعقلاني فردمي شود.ودرمقابل ميفرمايد:"ترك التجاره ينقص العقل"34
يعني: بيكاري باعث خمودگي وركودفكري وسرگرداني ونقصان درعقل وافسردگي وپراكندگي ذهني فردميگردد.مراداز تجارت دراين روايت اعم ازتجارت يعني اصل کاراست .
شهيدمطهري همچنين درتحليل اين موضوع به نقل مطلبي آموزنده ازدل تاريخ ميپردازدو درپايان به نتيجه موردبحث ميپردازد:
"دريكي ازشهرهاي كوچك ايالت فيلادلفياي آمريكادرخانواده ها قمارآنقدررايج شده بودكه نسبت به آن عادت كرده بودندواين مساله درخانه ها بصورت يك بيماري رواج يافته بودوشكايت همه اين بودكه زنهاديگركاري غيرازقمارندارند.ابتداحل اين مشكل رابعهده واعظ ها گذاشتندكه آنهابيماري راازسر مردم بيرون ببرندولي آخربيماري علت دارد.تاعلتش ازميان نرودكه بيماري ازبين نميرود. واعظ ها شروع كردند به موعظه وبيان زيانهاي قمارو آثاراخروي آن ولي اثرنداشت.يك شهردارپيدا شدوگفت من اين بيماريرامعا لجه ميكنم.آمدكارهاي دستي ازقبيل بافتني را تشويق كردو براي زنها مسابقه هاي خوب گذاشت وجايزه هاي خوب تعيين كرد.طولي نكشيدكه زنها دست ازقماركشيده وبه اين كارها پرداختندآن مردعلت راتشخيص دادوفهميده بودكه علت پرداختن زنها به قماربيكاري و احتياج آنهابه سرگرميست اينست كه يكي ازآثاركارجلوگيري ازگناه است.البته نميگويم صددرصد اينطوراست ولي بسياري ازگناهان منشاش بيكاري است."35
8-ثواب ياعقاب آخرت
نقل است حضرت رسول(ص)درباره رباخواران فرمودند:
"درشب معراج كساني راديدم كه شكمهايشان پرازماربود وازبيرون ديده مي‌شدند،پرسيدم:جبرئيل! اينان با چنين عذابي كيستند؟ گفت:سرمايه ‌داران مفتخوارورباخوارجامعه كه مثل انگل به جامعه آويزان شده‌اند"وسپس فرمودند:
"من اكل من كده يكون يوم القيامه في عدادالانبياءوياحدثواب الانبياء"36
يعني: كسيكه ازدسترنج خويش بخوردروزرستاخيزدررديف پيامبران قرار ميگيردوپاداش آنان را دريافت مي‌كند.

منابع:
1-نهج البلاغه نامه31
2-مضمون كلام دراصول كافي ج5ص74
3-سوره نجم آيه39
4-بنقل ازكتاب"حكمتها واندرزها"ص49
5-اصول كافي ج5ص88
6-اسدالغابه ج2ص337
7- بنقل ازكتاب"حكمتها واندرزها"ص60
8-سوره قصص آيه 77
9-سوره عنكبوت آيه 17
10-وسائل الشيعه ج12ص11
11- نهج البلاغه، محمددشتي حکمت390، ص724 .
12- سوره جمعه آيه9و10
13- سره طورآيه/21
14-سوره طلاق آيه2
15- تهذيب الاحكام ج9ص 148
16-همان
17- محمدي ري شهري، ميزان الحکمه، مکتبة الاعلام الاسلامي، تهران، 1362، ج 9ص498.
18- تحف العقول، ترجمه احمد جنّتي، ص666
19-ميزان الحكمه ج6ص290
20-وسائل الشيعه ج12ص319
21-ارشادشيخ مفيدص158
22- بنقل ازکتاب"تعليم وتربيت دراسلام"شهيدمطهري وروايت
23-سوره اسراء آيه70
24-انسان شناسي شهيدمطهري ص11
25-ديوان منسوب به امام علي(ع)ص434شعر/ش7-336
26- ميزان الحكمه ج 2 ص 364
25- اصول كافي باب ايمان وكفرحديث23
26- فروع كافي ج5ص72 وسائل الشيعه ج12ص18
27- مستدرك الوسائل ج3ص427
28- بنقل ازکتاب "تعليم وتربيت اسلامي"شهيدمطهري
29-بحارالانوار ج3ص227
30-الحياه محمودحكيمي ج5ص291
32- بحار الانوار ، ج 78، ص 365( به نقل از: آداب کاردرکلام معصومين «عليه السلام»،ص 39
33-اصول كافي ج2 ص148حديث2
34- اصول كافي:5ج/ص148/ح1
35- بنقل ازکتاب "تعليم وتربيت اسلامي"شهيدمطهري
36-اصول كافي ج2

سيدمحمدابراهيم حسني
 http://www.manareh.ir/

 

   
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.