سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    06/25/ 1398
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
مبانی مصرف‌گرايی در دنيای جديد و اصول مصرف در اسلام با تأكيد بر رسانه ملی


از نظر مفهومي، ميان مفاهيم «دين» و «سبك زندگي»، رابطه‌اي علي قابل فرض است؛ به‌گونه‌اي كه برخي از صاحب‌نظران معتقدند دين در شكل‌دهي به سبك زندگي نقش بسزايي دارد. در ميان اديان مختلف، «دين اسلام» به دليل تأثير‌گذاري بر سبك زندگي پيروان خود، مقامي برجسته و ممتاز دارد زيرا تنها به ارائه اصول و ارزش‌هاي كلي، بسنده نكرده و سنن و قوانين عملي بسياري براي حوزه‌هاي مختلف زندگي بشر ارائه داده است؛ بنابراين، سبك زندگي‌اي كه اسلام ارائه مي‌دهد، طرح مهندسي ويژه‌اي را براي كاربرد در زندگي فردي و اجتماعي فراهم مي‌كند. از ديد مكاتب و نظريه‌پردازان غربي، مصرف، يكي از مؤلفه‌هاي مهم در سبك زندگي است چنان‌كه اسلام نيز درباره آن دستورات بسياري دارد. از اين‌رو، در مقاله حاضر، ابتدا سبك زندگي و جايگاه مصرف در آن، از ديدگاه انديشمندان غربي تعريف شده است و در ادامه، با اشاره به برخي از اصول و مباني شريعت اسلام كه تأثير شگرفي بر سبك زندگي ديني دارند، اصول مصرف صحيح در اسلام و نقش رسانه ملي در ترويج آن بيان شده است.

كليد واژه: اصول مصرف در اسلام، رسانه ملي، سبك زندگي، طبقه اجتماعي، مصرف‌گرايي، هويت.

مقدمه
الگوي مصرف[1] در هر جامعه، نقشي تعيين‌كننده در تخصيص منابع براي توليد انواع كالاهاي توليدي، شيوه توزيع آنها و همچنين توسعه اقتصادي، سياسي و اجتماعي دارد. بنابراين، اگر الگوي مصرف جامعه‌اي، افراد را به مصرف هر چه بيشتر ترغيب كند، بخش اعظم منابع درآمدي جامعه به مصرف اختصاص مي‌يابد و در نتيجه، از سطح پس‌انداز كل و به تبع آن سرمايه‌گذاري كاسته مي‌شود و اين امر، جامعه را با كاهش توليد و فقر اجتماعي روبه‌رو مي‌كند. ضعف اقتصادي نيز خود زمينه‌ساز فقر فرهنگي و انحطاط اجتماعي است و برعكس، اتخاذ الگوي صحيح و منطقي در مصرف مي‌تواند آثار مثبت فردي و اجتماعي فراواني به دنبال داشته باشد. در سطح كلان، هماهنگي و تناسب بين امكانات يك جامعه با نيازها و خواست‌هاي افراد آن، كسب استقلال، اقتصادي و دستيابي به عزت و سرافرازي را ممكن مي‌سازد و در سطح فردي، اجتناب از مصارف غير‌ضروري و تجملي كه به معناي متوازن ساختن درآمدها و هزينه‌هاست، آرامش روحي و رواني را به همراه مي‌آورد(لهسائي‌زاده، 1388، صص 3ـ 1). يكي از مشكلات اصلي كشور ما كه منشأ كاستي‌هاي بسياري در جامعه است، اسراف و رعايت نكردن الگوي مصرف صحيح است چنان‌كه رهبر معظم انقلاب اسلامي، در سال اصلاح الگوي مصرف، با نگاهي موشكافانه به اين مشكل مهم اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي كه سال‌هاست گريبان‌گير كشور ما شده است؛ ضمن تشريح زمينه‌هاي نيازمند تغيير و تحول جدي در جامعه و با اشاره به موضوع «اسراف‌هاي شخصي و عمومي» و مصرف بي‌رويه منابع مختلف كشور، تمامي مسئولان قواي سه‌گانه، شخصيت‌هاي اجتماعي و آحاد مردم را به برنامه‌ريزي و حركت در مسير تحقق اين شعار مهم حياتي و اساسي، يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها دعوت كردند(تركمندي، 1388).

شايان ذكر است كه اصلاح الگوي مصرف بايد در چارچوب نگاهي كلي‌تر از مصرف صرف دنبال شود به عبارت ديگر، اصلاح الگوي مصرف، تنها اصلاح مصرف نيست، بلكه اصلاح نحوه‌اي از زندگي است كه مصرف در آن جايگاه ويژه‌اي دارد. مي‌توان گفت فهم الگوي مصرف، آسيب‌شناسي و در نهايت بهينه‌سازي آن، با در نظر گرفتن سبك زندگي طبقات مختلف جامعه ميسر مي‌شود. مصرف در دنياي كنوني، با توجه به روندهاي اجتماعي و فرهنگي مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. مصرف تنها يك موضوع اقتصادي منفعت‌جويانه تلقي نمي‌شود. بلكه نمادي از فرهنگ و هويت افراد جامعه است، البته اين امر به معناي بي‌اهمّيتي عوامل اقتصادي نيست امّا در تعيين نقطه آغاز اصلاح الگوي مصرف، نقش تعيين‌كننده‌اي دارد. چنان‌كه امروز، كمتر انديشمندي الگوي مصرف را فقط در وضعيت اقتصادي و درآمدي خانواده‌ها جستجو مي‌كند. براي مثال، از نظر بورديو[2]، مصرف تنها ارضاي نيازهاي زيستي نيست، بلكه متضمن نشانه‌ها، نمادها، ايده‌ها و ارزش‌هاست. به تعبير وي، مصرف در دوران جديد، روندي است كه در آن خريدار كالا، از طريق، به نمايش گذاشتن كالاهاي خريداري شده، فعالانه در تلاش براي خلق و حفظ هويت خويش است(بورديو، 1381، ص42). به عبارت ديگر، افراد هويت خود، يعني چه كسي بودن را از طريق آنچه مصرف مي‌كنند، ايجاد مي‌كنند. بنابراين مي‌توان گفت كه مصرف، امروزه هويت‌بخش است. وبلن[3] نيز در نظريه طبقه مرفه خود، ويژگي‌هاي مصرفي طبقه مرفه را تحليل و اظهار مي‌كند كه اين گروه، دچار «مصرف متظاهر»[4] هستند(وبلن، ترجمه فرهنگ ارشاد، 1383، ص100). همچنين با واكاوي عميق‌تر رفتار مصرفي افراد، مي‌توان از مفهوم «سبك زندگي»[5] براي تعيين رفتار مصرفي افراد استفاده كرد. از نظر چاپمن[6]، سبك زندگي موقعيتي است كه فرد يا خانواده، با توجه به سطح ميانگين استاندارد و دارايي‌هاي فرهنگي، مادي و مشاركت در فعاليت‌هاي گروهي اجتماعي آن را كسب مي‌كند(چاپمن، به نقل از فاضلي، 1935، ص37). اصولاً سبك زندگي به عنوان مفهومي كه نشان‌دهنده رويكرد تحليلي تازه به مبحث قشر‌بندي و تمايزات و تحريكات اجتماعي است، وارد علوم اجتماعي شده است و اين ايده، به استفاده از كالاهاي مصرفي براي تمييز و تبيين هويت اجتماعي مربوط مي‌شود از اين‌رو، اصلاح الگوي مصرف، بدون توجه به ماهيت مصرف و سبك زندگي در دنياي جديد ممكن نيست. از سوي ديگر، سبك زندگي هر فرد متأثر از نظام معنايي اوست و يكي از اين نظام‌هاي معنايي، دين است. عموم اديان داراي نظام‌هاي معنايي، آموزه‌ها، نهاد و ساختارهايي هستند كه پيروانشان را در ايجاد سبك‌هاي زندگي مبتني بر آنها توانمند مي‌كنند و بر اين اساس، مي‌توان گفت كه دين مي‌تواند در ايجاد منش، سليقه و زيبا‌شناسي و در نتيجه، سبك‌هاي زندگي نقش ايفا كند و جدا از سبك‌هاي زندگي ديني، در شكل‌گيري ديگر سبك‌هاي زندگي نيز دخيل است(مهدوي‌كني، 1387، ص187 و ص221). از منظر خدا‌باورانه، فلسفه وجودي دين، توانمند كردن انسان در تشكيل سبك زندگي ديني براي رسيدن به سعادت دنيا و آخرت است. به همين دليل دين، با برخورداري از ويژگي‌ها و ظرفيت‌هاي متعالي، سرمايه‌هايي را در اختيار افراد قرار مي‌دهد: اول، دين مشتمل بر يك جهان‌بيني و نظام معنايي است و اين سرمايه، فرهنگي تعالي‌بخش را در اختيار افراد مي‌گذارد، دوم، دين‌داري يك نظام نمادي و برخي شعائر است كه به پيروان است و همچنين نهاد و سازمان به نسبت منسجمي است كه سرمايه‌اي را در جامعه پديد مي‌آورد. از اين‌رو، در مقاله حاضر، ابتدا كاركردهاي مصرف و جايگاه و اهميت مصرف در سبك زندگي از نظر انديشمندان غربي تبيين مي‌شود و سپس، اصول و ارزش‌هاي مطرح در سبك زندگي از نظر انديشمندان غربي تبيين مي‌شود و سپس، اصول و ارزش‌هاي مطرح در سبك زندگي ديني(اسلام) در زمينه مصرف مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

سبك زندگي و مصرف‌گرايي
وقتي دنياي اجتماعي متحول مي‌شود، مفاهيمي نو براي درك آن نياز است. دنياي اواسط قرن نوزدهم كه ماركس[7] به تحليل آن همت گماشته بود، آنچنان درگير فرايند توليد و ارزش‌هاي مرتبط با آن بود كه مفهوم «طبقه اجتماعي»[8]، به عنوان مفهومي كه تحليل جايگاه آدميان را در نظام سرمايه‌داري ممكن مي‌ساخت، در تحليل ماركسيستي جامعه نوظهور موقعيتي مسلط داشت امّا حال كه به نظر مي‌رسد «مهم‌ترين تحول پديد آمده در قرن اخير، گسترش تاريخي مصرف بوده است»(باكاك[9]، 1381، ترجمه صبوري، ص 120) به مفاهيمي جديد براي تحليل جامعه نياز است، مفاهيمي كه بتواند تحول پديد آمده را بررسي كند. به نظر مي‌رسد مفهوم سبك زندگي واجد چنين خصيصه‌اي باشد. در اين زمينه نيز چني[10](2001) معتقد است كه فرهنگ معاصر هنوز در معرض تغييرات اجتماعي و فرهنگي قرار دارد؛ به اين معنا كه جوامع توده‌اي معاصر از مرحله «شيوه‌هاي زندگي»[11] وارد مرحله سبك زندگي شده‌اند. اين فرهنگ به عنوان كل شيوه زندگي كه مبتني بر سنت‌هاي مشترك هويت اجتماعي بوده است، اكنون ظرفيت خود را براي تعريف وجود اجتماعي به عنوان يك تماميت از دست داده است. امروزه زندگي اجتماعي از طريق پيوند ميان فرهنگ و اجتماع مشخص مي‌شود(چني، 2001، ص 77). در ادبيات جامعه‌شناسي، از مفهوم سبك زندگي، دو برداشت و دو‌گونه مفهوم‌سازي متفاوت وجود دارد. در فرمول‌بندي نخست كه سابقه آن به دهه 1920 بر‌مي‌گردد، سبك زندگي معرف ثروت و موقعيت اجتماعي افراد است و اغلب به عنوان شاخصي براي تعيين طبقه اجتماعي به كار مي‌رود. اما در فرمول‌بندي دوم، سبك زندگي، راهي براي تعيين طبقه اجتماعي نيست بلكه شكل اجتماعي نويني است كه تنها در متن تغييرات فرهنگي مدرنيته و رشد مصرف‌گرايي معنا مي‌يابد و در اين معنا، سبك زندگي، راهي است براي تعريف ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهاي افراد كه اهميت آن در تحليل‌هاي اجتماعي هر روز در حال گسترش است. رشد مفهوم سبك زندگي در علوم اجتماعي، به ظاهر ناشي از اين واقعيت است كه ديگر، سنخ‌شناسي‌هاي موجود نمي‌توانند گوناگوني دنياي اجتماعي را توضيح دهند و مفهوم طبقه كه براي مدتي طولاني اصل طلايي تبيين بود، به تدريج سودمندي و كارآيي خود را از دست داده است. در چنين وضعيتي، از مفهوم سبك زندگي كه انعطاف‌پذيرتر است استفاده مي‌شود زيرا برخلاف مفهوم طبقه، محتوا، منطقه يا منشأ سبك‌هاي زندگي را از پيش تعيين نمي‌كنند. سبك زندگي، تنها حاكي از اين است كه برخي پيشينه‌ها، فعاليت‌ها، درآمدها و نگرش‌ها، با يكديگر سازگارترند و تحليل‌گر اجتماعي مي‌تواند طرح آنها را ترسيم كند.(اباذري و چاووشيان، 1381، صص 8ـ 7).

سبك زندگي، نخستين بار از سوي ليزر[12](1936) براساس خريد كالا تعريف شد. به نظر او، سبك زندگي، دال بر شيوه زندگي متمايز جامعه يا گروه اجتماعي است، شيوه‌اي كه به آن طريق، مصرف‌كننده خريد مي‌كند و شيوه‌اي كه به آن طريق، كالاهاي خريداري شده مصرف مي‌شوند. سبك زندگي، منعكس‌كننده مصرف در جامعه است(اندرسون[13] و كلان[14] به نقل از فاضلي، 1984، ص203). اين تعريف، به عنوان اولين تعريف اشاره‌كننده به مفهوم الگوي مصرف حايز اهميت است. در اين تعريف، الگوي مصرف، به عنوان قابل مشاهده‌ترين و بهترين شاخص سبك زندگي قلمداد شده است. تايلر[15](2002)، سبك زندگي را براساس منابعي كه از طريق انتخاب‌ها در زمينه مصرف فراهم مي‌شود، تعريف مي‌كند. از نظر او، انتخاب‌ها در زمينه مصرف، مبتني بر ذخيره نمادي است كه در فرهنگ معاصر ارائه مي‌شود و در ‌واقع، سبك زندگي برخلاف برداشت سنتي از شيوه زندگي با صنايع فرهنگي و الگوي مصرف معرفي مي‌شود. همچنين او معتقد است كه سبك‌هاي زندگي را به‌ گونه‌اي باز‌‌انديشانه، كساني پديد مي‌آورند كه در اين زمينه‌ها سرمايه‌گذاري مي‌كنند(تايلر2002، ص 481). لامونت[16] نيز ضمن تأكيد بر شيوه سازمان دادن زندگي شخصي، الگوي تفريح و مصرف را بهترين شاخص سبك زندگي مي‌داند(لامونت، به نقل از فاضلي، 1996، ص32). شيلدز[17] گروه‌بندي مصرف كالاها را سبك زندگي مي‌شمرد اما با اين قيد كه در اين گروه‌بندي بتوان سبك داشتن رفتار، قريحه، و رمز‌گردان نمادين مصرف را تشخيص داد(شيلدز، به نقل از فاضلي، 1992، ص 14). بوسرمن[18] نيز ضمن اشاره به الگوي مصرف، ارزش‌هاي موجود در اين الگو را جزئي از سبك زندگي مي‌داند(به نقل از فاضلي، 1382، ص109) اهميت يافتن تمايزها، رتبه‌بندي‌ها و هويت‌هاي اجتماعي ناشي از الگوي مصرف سبب شده است كه برخي از انديشمندان، اشكال زندگي اقتصادي و موقعيت اجتماعي را در يك رابطه تعاملي تبيين كنند. بورديو، وبلن و كاكرهام[19] سعي در پروراندن نظرياتي با اين گرايش داشتند. از نظر بورديو، كليه اعمال مصرف يعني استحصال و دخل و تصرف، بايد به منزله نمايشي از تسلط بر يك رمز ارتباطي در نظر گرفته شود و نيز به منزله يك «گرايش زيبايي‌شناختي» درك شود كه پر تقاضا‌ترين عنواني است كه دنياي فرهنگ(هميشه به‌ طور ضمني) تحميل مي‌كند(بورديو، 1984، ص8). مي‌توان ديد كه سبك و سياق استفاده از كالا، بخصوص آن دسته از كالاها كه ممتاز قلمداد مي‌شوند، تشكيل‌دهنده يكي از نشانه‌هاي كليدي هويت و نيز سلاحي ايده‌آل در استراتژي‌هاي تمايز است(همان، ص30). كاكرهام نيز معتقد است، سبك‌هاي زندگي كردارهايي هستند كه به جريان عادي زندگي روزمره تبديل شده‌اند. جريان‌هايي كه در خلال آنها، لباس پوشيدن، غذا خوردن، شيوه‌هاي كنش و انتخاب محيط دلخواه براي ملاقات كردن با ديگران، عادي جلوه مي‌كنند. كاكرهام يادآور مي‌شود كه چنين رفتارهايي، بازتاب‌دهنده هويت‌هاي شخصي، گروهي و اجتماعي هستند(كاكرهام، 1977، ص321).

وبلن، مصرف را بر پايه طبقات اجتماعي تبيين مي‌كند، به اين ترتيب كه كوشش مصرف‌كننده را براي مصرف كالاها، نشانه‌اي از طبقه اجتماعي قلمداد مي‌كند. وبلن اعتقاد دارد كه مصرف‌كننده، براي كسب تشخص، احترام و منزلت اجتماعي، مصرف مي‌كند. مصرف راه نشان دادن موقعيت اجتماعي و ثروت است و اين كار از طريق مصرف تظاهري انجام مي‌شود.(وبلن، 1383، ص11). امّا تقسيم‌بندي‌هاي گسترده‌تري نيز در تعريف اين مفهوم در نظر گرفته مي‌شود كه سبك زندگي ديني، سبك زندگي فردي و حتي سبك زندگي سياسي از آن جمله‌اند؛ از سوي ديگر، برخي از انديشمندان معتقدند سبك زندگي به ارزش‌هايي وابسته است كه از فرهنگ يا دين نشئت مي‌گيرند. لو[20] و ميگل[21] از چهار نوع ارزش ديني، ارزش اخلاقي، ارزش مادي و ارزش زيبايي‌شناختي نام مي‌برند كه تعامل آنها با يكديگر سبك زندگي را ايجاد مي‌كند(به نقل از فاضلي، 1382، ص9). در ميان اديان مختلف، اسلام نگرش خاصي به سبك زندگي انسان‌ها دارد كه بيشتر ناشي از شناخت الهي از صورت و سيرت انسان‌هاست. در تفكر اسلامي، انسان و ساختار زندگي او به‌گونه‌اي است كه در رفتارهاي اجتماعي و فردي، مانند سعادت ابدي، نيازمند راهنمايي الهي و قوانين و ضوابطي است كه از سوي خداوند و از طريق وحي تأمين مي‌شود تا انسان، با برخورداري از ايمان در زندگي تعادل ايجاد كند و معنويت را در همه امور زندگي مادي جاري سازد. ارزش‌ها و هنجارهايي كه اسلام در دسترس انسان مي‌گذارد، سليقه، منش و برداشت‌هاي او را از زندگي تحت‌تأثير قرار مي‌دهند و در نهايت، سبكي را ترسيم و ترويج مي‌كنند كه منجر به شكل‌گيري يك نوع رفتار و شيوه زندگي ديني مي‌شود. از اين‌رو، در ادامه، سبك زندگي مبتني بر ارزش‌هاي نهادينه شده منبعث از دين اسلام مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

سبك زندگي در اسلام
ظريفيت و غناي بي‌كران دين مبين اسلام كه تعاليم آن مبتني بر قرآن، سيره و سخنان ائمه معصوم(ع) و عقل است، حاوي مجموعه‌اي از باورها و معارف بنيادين هستي‌شناختي(مبدأ، معاد، فلسفه و تاريخ)، انسان‌شناختي و راهنما‌شناختي(نبوت و امات) است و در حوزه‌هايي چون اعتقادات، اخلاقيات، فقه و احكام، براي تمامي بخش‌هاي زندگي اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و حتي مسائل جديد، سبك زندگي مؤمنانه‌اي را براي پيروان خود به ارمغان آورده است. از اين‌رو، در ادامه، برخي از اصول و مباني شريعت اسلام كه تأثير شگرفي بر شكل‌گيري سبك زندگي مؤمنانه، دارند، بيان مي‌شوند:

تأكيد بر خدا‌شناسي و وحدانيت
اعتقاد به يگانگي خداوند، اصلي‌ترين ويژگي سبك زندگي مؤمنانه در اسلام است؛ يعني معرفت و باور به اينكه آفرينش همه پديده‌ها و تدبير و ربوبيت موجودات از جمله روزي دادن به آنها، مختص خداي يگانه است كه مبدأ و مقصد و مالك هستي است(سوره فاطر، 3؛ سوره انعام، 164؛ سوره مائده، 64؛ سوره طه، 50؛ سوره ذاريات، 58؛ سوره يونس،31).

انسان‌شناسي الهي
يكي از مباني با اهميت در علوم انساني، تلقي و تعريفي است كه از انسان ارائه مي‌شود. از تعاريفي كه در آيات مختلف در خصوص انسان بيان شده است، بر‌مي‌آيد:

ـ انسان موجودي دو‌ ساحتي است كه افزون بر جسم، داراي روح مجرد و غير‌مادي است(سوره حجر، آيات 28 و 29). اين دو‌بعدي بودن انسان، اقتضا مي‌كند گرايش‌ها و تمايلات دو‌گانه‌اي داشته باشد؛ شريعت اسلامي از انسان مي‌خواهد گرايش‌هاي روحاني را در الويت و اميال نفساني را در خدمت حقيقت انسانيت يعني روح قرار دهد(سوره شمس، آيات 10ـ 7).

ـ از برجسته‌ترين امتيازات روح الهي در انسان، تعقل و خرد‌ورزي است كه مبدأ همه معارف، توانمندي‌ها و گرايش‌هاي اصيل است(ملك، 10؛ انفال، 22). و مهم‌ترين دستاورد عقلانيت، در ايمان و تعبد خرد‌ورزانه است كه بنا به فرموده امام علي(ع)، عقل، دين و حيا قرين و همنشين يكديگر(كليني، 1375، ترجمه كمره‌اي، ج 1، ص10 و 11).

ـ از اهم امتيازات انسان در مقايسه با موجودات ديگر، اراده و آزادي اوست. با وجود آنكه خداوند و پيامبران، انسان را به راه راست دعوت و هدايت مي‌كنند، اين خود انسان است كه انتخاب مي‌كند(سوره انسان، 3؛ سوره يونس، 99).
ـ پس از آنكه انسان با اراده و خواست(مبتني بر عقلانيت) خود وارد سرزمين ايمان شد و ولايت الهي را پذيرفت، به اقتضاي عقل و قانون ـ «التزام به شي التزام به لوازم آن نيز هست» از او خواسته مي‌شود كه مطيع دستورات و هدايت‌هاي ديني باشد(سوره احزاب، 36.)

ـ با توجه به اراده و اختياري كه در وجود انسان نهاده شده است، او در قبال رفتار و اعمال اختياري خود مسئول است و بايد در برابر پذيرش امانتي كه به وي اعطا شده پاسخگو باشد(سوره احزاب، 72).

ـ انسان موجودي است كه ميل به جاودانگي در فطرت او نهاده شده است. بر اين اساس، اسلام در پاسخ به اين ميل فطري، مرگ را پايان زندگي نمي‌داند بلكه آن را مبدأ حيات واقعي معرفي مي‌كند(سوره عنكبوت، 64).

ـ انسان به واسطه دميده شدن روح الهي، همواره كمال مطلق و نامحدود را طلب مي‌كند و در راهي كه حركت كند، متوقف نمي‌شود و اشباع‌پذير نيست. براي سيراب اين روح تشنه، هيچ چشمه‌اي جز ياد خدا آرام‌بخش نيست زيرا غير او محدودند و وجود نامحدود، فقط خداوند است(سوره طه، 124؛ سوره رعد، 28؛ سوره اشتقاق، 6).

ـ انسان، خليفه و جانشين خدا بر روي زمين است(سوره بقره، 30) و همه نظام آفرينش براي انسان و بهره‌‌مندي او آفريده شده است(سوره بقره، 29). به انسان توانايي آن داد شده كه همه پديده‌ها حاكم شود(سوره ابراهيم، 34 ـ 33).

ـ از ديدگاه شريعت اسلامي، انسان موجودي اجتماعي است و خطاب خداوند به او در اغلب آيات قرآن، با تعبير «يا ايّها الانسان...» «المؤمنون...» يعني به صورت عام و جمع بيان شده است كه اين خود نشان از رويكرد و نگاه اجتماعي اسلام به انسان دارد. اسلام، يكي از بهترين راه‌هاي ارتباط با خدا و نزديكي به او را برادري و تلاش براي رفع نياز انسان‌ها معرفي مي‌كند «انما المؤمنون اخوه»(سوره حجرات، 10)؛ از سوي ديگر، امكان تحقق بيشتر عبادات و توصيه‌هاي اخلاقي اسلام را فقط در جامعه مي‌توان يافت.

توجه به معاد
از يك ‌سو، ايمان به آخرت و روز جزا، از اصول دين و پذيرش آن، مبتني بر عقل و خرد‌ورزي است و از سوي ديگر، تأكيد بر معاد در آيات مختلف، با ايجاد خوف و رجا، انذار، تبشير و توصيف احوال جهنم و بهشت و اهل آن، نشان از اهميت بالايي آن در ديدگاه اسلام و هدايت انسان دارد. اما تأكيد اسلام بر آخرت‌گرايي، هرگز به معناي نكوهش اصل دنيا و دعوت به طرد نعمت‌هاي آن نيست؛ چنان‌كه حتي توصيه مي‌كند كه بهره‌ات را از دنيا فراموش نكن(سوره قصص، 77) آنچه از نظر اسلام مذموم و مطرود است، شيفتگي و بندگي‌ دنيا است. اگر دنيا را مزرعه آخرت و فرصتي براي دستيابي به سعادت جاودان و كسب مقامات عالي بدانيم، بايد آن را بهترين مهلت و نعمتي بشمريم كه خداوند به انسان عطا كرده است. در اين زمينه، پيامبر گرامي اسلام(ص) مي‌فرمايند: «دنيا را دشنام ندهيد كه آن بهترين مركب مؤمن است كه به وسيله آن به نيكي مي‌رسد و به وسيله آن از شر نجات مي‌يابد»(حكيمي و حكيمي، 1386، ترجمه احمد، ج5، ص105).

اصول مصرف در اسلام
اسلام، آيين كاملي است كه هم به دنياي پيروانش توجه دارد و هم به آخرت آنان اهتمام مي‌ورزد چنان‌كه از مسلمانان مي‌خواهد نه دنيا‌خواهي آنان سبب غفلت‌شان از آخرت شود و نه توجه به آخرت، آنان را از دنيا باز دارد. بر اين اساس، اسلام از يك‌سو راه مصرف را براي انسان‌ها باز مي‌گذارد تا دنيايشان سامان يابد و از سوي ديگر، كاملاً مراقب است كه مسئله مصرف از جاده اعتدال و شرع خارج نشود. از آنجا كه مصرف براي پاسخگويي به نيازهاي طبيعي و غريزي انسان اجتناب‌ناپذير است، در اسلام درباره توصيه به مصرف آموزه‌هاي زيادي وجود ندارد. اما گاهي مصرف شكل طبيعي خود را از دست مي‌دهد و به جاي آنكه به عنوان يك پديده حياتي، در خدمت انسان باشد، انسان را به خدمت خود در‌مي‌آورد و به اين ترتيب، وسيله به هدف تبديل مي‌شود و مصرف بيش از حد زمينه‌ساز انواع لغزش‌ها، اسراف‌ها، فخر‌فروشي‌ها تباهي‌ها و ناهنجاري‌ها مي‌شود. از اين‌رو، بخشي از آيات قرآني به فرهنگ‌سازي درباره مصرف و آموزش درست مصرف كردن اختصاص يافته است. آيات و رواياتي كه در آنها به ميانه‌روي در مصرف، پرهيز از اسراف و تبذير، پرهيز از هدر دادن اموال، پرهيز از راكد گذاشتن اموال و... اشاره شده است، همه در پي فرهنگ‌سازي براي مصرف هستند. مصرف درست در اسلام، مصرفي است كه اصول زير در آن رعايت شده باشند:

1. مصرف براساس نياز حقيقي، نه بر پايه نياز كاذب و زياده‌خواهي
با تأملي در دو واژه مصرف و مصرف‌زدگي، مشخص مي‌شود كه آنچه اين دو را از يكديگر جدا مي‌كند، آن است كه اساس مصرف بر پايه نيازهاي حقيقي و طبيعي انسان‌هاست، در حالي كه مصرف‌گرايي و مصرف‌زدگي، در نيازهاي كاذب و زياده‌خواهي‌هاي انسان ريشه دارند. در حقيقت، اين نيازهاي كاذب و غير‌ضروري انسان‌هاست كه آنان را به سوي انواع اسراف‌ها و زياده‌خواهي‌ها سوق مي‌دهد و از آنان انسان‌هايي مصرف‌زده مي‌سازد و اين در حالي است كه «از جمله مباحث اساسي اسلام در اخلاق مصرف، نفي نيازهاي كاذب و غير‌واقعي است كه خود، از تمايزات اساسي ميان مكتب اقتصادي اسلام و نظام سرمايه‌داري به شمار مي‌رود. از ديدگاه اسلام، نيازهاي مادي آدمي، بايد در حد متعارف تأمين شوند امّا مصرف بيهوده و كاذب به هيچ روي تأييد نمي‌شود»(ايرواني، 1384، ص312).

2. اعتدال و ميانه‌روي در مصرف(حتي حلال آن)
مصرف طيبات و آنچه در شريعت اسلامي حلال شمرده مي‌شود، نامحدود نيست و بايد اصل اعتدال و اجتناب از افراط و تفريط در آن رعايت شود. خروج از اين اصل، پيروي از شيطان معرفي شده است. «اي مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد و از گام‌هاي شيطان پيروي نكنيد»(سوره بقره، 60). اهميت اعتدال در مديريت زندگي فردي و اجتماعي به اندازه‌اي است كه اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايد: «هرگاه خداوند بخواهد به بنده‌اي خيري برساند، ميانه‌روي و تدبير نيكو را به او مي‌آموزد و او را از بي‌تدبيري و اسراف دور مي‌كند»(دشتي، 1379، ص241 و حاجي صادقي، 1388، صص 57ـ 56)، زيرا خداوند ميانه‌روي را دوست و اسراف را دشمن مي‌دارد(صابري يزدي، 1372، ص748 و ص 649). همچنين در جاي ديگر، نتيجه قهري رعايت نكردن اعتدال در مصرف چنين بيان شده است كه افراد يا جامعه‌اي، امور مالي و اقتصادي خود را درست(با اعتدال و ميانه‌روي) اداره نكند، گرفتار فقر و سختي مي‌شود(حر عاملي، 1377، تصحيح مهريزي و درايتي، ج1، ص 126؛ صابري يزدي، ص66).

3. پرداخت حقوق واجب مالي
انسان ضمن مصرف اموال خود در راه رفع نيازهاي فردي و خانوادگي با رويكرد اعتدال و ميانه‌روي، واجب است كه حقوق واجب مالي و سهم خدا و جامعه را نيز با رغبت و نيت پاك و به قصد قربت به خدا ادا كند تا از اين طريق رزق و روزي خود را طيب و پاكيزه كرده باشد(سوره توبه، 103). انسان مسلمان اعتقاد و باور دارد كه پرداخت خمس و زكات و انفاق، نه تنها مال را كاهش نمي‌دهد بلكه موجب افزايش و بركت اموال مي‌شود(سوره سبأ، 39؛ سوره انفال، 60؛ حكيمي و حكيمي، 1386، ج5، ص 35) و «به مقام نيكوكاري نمي‌رسد مگر اينكه از آنچه دوست دارد، در راه خدا انفاق كند»(سوره آل‌عمران، 92). پيامبراكرم(ص)، ميانه‌روي و صرفه‌جويي را از نعمت‌هاي اعطا شده‌اي بيان كرده‌اند كه اگر خدا بخواهد به كسي ارزاني مي‌كند زيرا انسان مؤمن موظف است كه از مال خود به اندازه «كفاف» خرج كند و كفاف، قدري از مال را گويند كه براي هزينه زندگي انسان و خانواده‌اش در حد اعتدال كفايت كند و خرج كردن بيش از آن اسراف است. اهميت اعتدال در سبك زندگي مؤمنانه به اندازه‌اي است كه پيامبر(ص) در بخشي از سخنانشان با تأكيد، اين مطلب را تكرار مي‌كنند كه: «ايّها الناس، عليكم بالقصد، عليكم بالقصد، عليكم بالقصد: اي مردم بر شما باد اعتدال و ميانه‌روي، بر شما باد اعتدال و ميانه‌روي، بر شما باد اعتدال و ميانه‌روي.» معصومان(ع) نيز امت پيرو اهل‌بيت(ع) را امت وسط و ميانه معرفي كرده‌اند(مجلسي، 1403، ج24، ص 153 و ج22، ص 441).

4. پرهيز از اسراف و تبذير
اسراف، به معني تجاوز از اعتدال در هر كاري يا چيزي است و هر آنچه افزون بر ميانه‌روي باشد، اسراف است(حكيمي و حكيمي، 1386، ترجمه احمد، ج4، ص231). تبذير در كنار اسراف، اشاره به ريخت و پاش و نابود كردن و هرز دادن سرمايه‌هاي اقتصادي و مانند آن دارد. در اصطلاح لغوي، تبذير به معناي پراكندن و نابود كردن و تباه كردن مال به كار مي‌رود. به هر حال انسان مؤمن در نظام مصرفف از تبذير و تباه كردن مال خود به شدت نهي شده است. امام صادق(ع)، بخشيدن نابه‌جاي مال را تبذير و اسراف مي‌دانند زيرا چنين بخششي از اعتدال خارج شده است(مجلسي، 1403، ج75، ص97 به نقل از حاجي صادقي، 1388، ص118).
علاوه بر امور مالي و اقتصادي، اسراف در مواردي چون عمر، وقت، نفس، جان و مال انسان نيز مورد توجه دين اسلام قرار دارد و به دوري از آن توصيه اكيد شده است. انسان مي‌تواند به خدا را بپيمايد و به مقام جانشيني خدا برسد، اما برخي اين سرمايه را در اختيار بعد حيواني و نافرماني خدا قرار مي‌دهند و ارزش وجودي خود را كه چيزي كمتر از بهشت نيست(نهج‌البلاغه، ترجمه دشتي، 1379، حكمت 456) به بهاي ناچيزي مي‌فروشند(سوره انفال، 22 و55).

5. نوع‌دوستي و هماهنگي با وضعيت عمومي
در جامعه اسلامي، پيروي از سبك زندگي مؤمنانه با تأكيد بر نوع‌دوستي و خير‌خواهي براي تمام مردم، بويژه مسلمانان توصيه شده است. به اين معنا كه مسلمانان در استفاده از نعمت‌هاي حلال نمي‌توانند تنها به خود مشغول شوند و از وضعيت ساير مؤمنان غفلت كنند چنان‌كه پيامبراكرم(ص) مي‌فرمايند: «مؤمن نيست كسي كه سير باشد و برادرش گرسنه و مؤمن نيست كسي كه پوشيده باشد و برادرش عريان»(حكيمي و حكيمي، 1386، ج 5، ص114). خداوند بحث انفاق و احسان به ديگران را در غير اعمال عبادي مانند خمس و زكات بيان داشته و در توصيف مؤمنان و نمازگزاران مي‌فرمايد: «و كساني كه در اموالشان حق معيني براي مسكينان و محرومان قرار مي‌دهند»(سوره معارج، 24 و 25). مال و ثروت، مايه قوام جامعه است و تبادل كالا و خدمات از طريق آن انجام مي‌گيرد از اين‌رو، نبايد آن را انباشت و راكد نگه داشت. چنان‌كه امام صادق(ع) مي‌فرمايد: اين اموال زياد را خداوند به شما داده است تا در راهي كه او خواسته به كار بريد و نداده است كه آن را انباشته كنيد(كليني، ج4، ص 32).

6. قناعت
يكي ديگر از اصول مصرف در نظام اقتصادي اسلام، اصل قناعت است، قناعت، به معناي راضي بودن و قانع بودن به حاصل سعي و تلاش و پرهيز از حسادت و رقابت و چشم و هم‌چشمي نسبت به مال و دارايي ديگران است. برخي از كاركردهاي اصل قناعت، عبارت از احساس رضايت و آرامش، دوري از غم و اندوه و اعتدال در رفتار اقتصادي است. امام علي(ع) مي‌فرمايند: قناعت و استفاده به ميزان نياز، موجب توانمندي و دولت‌مندي است(نهج‌البلاغه، ترجمه دشتي، 1379، حكمت 239) و گواراترين زندگي، زندگي‌اي است كه در آن قناعت باشد، زندگي‌اي كه در آن قناعت باشد، ثمره‌اش كم شدن غم و اندوه است و در مقابل، زندگي‌اي كه از قناعت بهره‌اي نبوده است، آسايش را از دست مي‌‌دهد(شيخ صدوق، 1362، تصحيح علي‌اكبر غفاري، ج1، ص 69، ح104). برخلاف دنياي غرب كه رضايتمندي را در مصرف زياد و اهتمام به آن مي‌داند، از ديدگاه اسلامي آنچه موجب رضايتمندي و آسايش خاطر مي‌شود، قناعت است(تميمي آمدي، 1384، ترجمه انصاري ‌قمي، ص 85 و ص89) و صفاي زندگي به آن وابسته است زيرا اگر كسي از تقدير الهي راضي و به آن قانع باشد، به بي‌نيازي واقعي مي‌رسد و هيچ‌چيز به اندازه راضي بودن از روزي، احساس فقر و نيازمندي را از ميان نمي‌برد. شخص مؤمن و قانع، هرگز از آنچه ندارد محزون نمي‌شود(نهج‌البلاغه، ترجمه‌ دشتي، 1379، حكمت 349).

7. رعايت حلال و حرام
دو اصل حلال و حرام، از اصول مهم فقه و احكام اسلام و ناظر بر مجوز با منع استفاده در اموري هستند كه شرع اسلام نحوه تعامل با بسياري از مسائل جاري را از اين طريق صادر كرده است. مؤمن به آيين اسلام، در پرتو نظام كنترلي حلال و حرام، نحوه مصرف خود را تنظيم مي‌كند. يكي از معيارهاي اسلامي مصرف كه نمود عيني دارد، بحث حلال و حرام است؛ چنان‌كه در قرآن كريم، خداوند درباره غنايم، آن مقداري را كه حلال است، براي مصرف و بهره‌مندي مجاز شمرده و بيشتر از آن(تعيين و تقسيم غنائم از اختيارات رهبر اسلامي است) را منع(حرام) كرده است(سوره انفاق، 69). خداوند چيزهاي پاكيزه را حلال و ناپاكي‌ها را حرام مي‌كند(سوره اعراف، 157). خداوند تبارك و تعالي، مباح نكرده خوردني و آشاميدني را مگر اينكه نفعي در آن است و حرام نكرده چيزي را مگر اينكه در آن ضرر و فساد است(شيخ صدوق، 1383، تحقيق و ترجمه ذهني تهراني، ص592). اسلام ضمن پذيرش و بيان اصل حيلت، مبني بر اينكه همه چيز حلال است مگر آنچه از اين دايره خارج شده باشد، مواردي مانند شراب، گوشت خوك و... را كه حرمت ذاتي دارند، به همراه استفاده بيش از حد موارد حلال، وارد حوزه حرمت مي‌كند. مانند استفاده از آب بيشتر از حد نياز، حتي براي امري عبادي همچون وضو. اسلام استفاده از اموال را نيز در حوزه مالكيت خصوصي، بدون اجازه مالك و در حوزه مالكيت عمومي(بيت‌المال) بدون اجازه ولي امر مسلمين حرام مي‌داند و جايز نمي‌شمارد.

8. پرهيز از تجمل‌پرستي
اسلام ضمن نكوهش كساني كه استفاده از نعمت را بر خود حرام كرده‌اند(سوره اعراف 32) انسان را با دعوت به ميانه‌روي و اعتدال، از تجمل‌پرستي و گرايش به كساني كه زندگي تجملي دارند، نهي كرده است. پيامبراسلام(ص)، آن هنگام كه اشراف مكه، شرط ايمان و همراهي با ايشان را فاصله گرفتن از ضعفا و فقرا و فراهم كردن زندگي اشرافي براي پيامبر دانستند، اين نوع زندگي را از موانع پذيرش حق و بهره‌مندي از هدايت الهي شمردند(سوره كهف، 28 ). زندگي تجلي، علاوه بر اينكه جامعه را دچار بحران اقتصادي مي‌كند، داراي آثار فرهنگي نامطلوبي است كه از آن جمله مي‌توان به متزلزل شدن آرامش روحي، زياده‌طلبي و تعرض به حقوق ديگران، آسيب دين ارزش‌ها، تبديل ضد ارزش‌ها به ارزش‌ها، ايجاد فاصله طبقاتي و تنزل شخصيت، منزلت و اهداف انساني اشاره كرد(حاجي صادقي، 1388، صص 99 ت 98).

9. انفاق در مورد ديگران
انسان مؤمن موظف است علاوه بر تأمين نيازهاي خود و خانواده، مقداري از اموالش را در راه خدا انفاق كند، نسبت به پرداخت واجبات واجبات مالي مانند خمس و زكات اهتمام ورزد و در به گردش درآوردن ثروت و دارايي خود به نفع عموم مسلمانان همت گمارد. در سبك زندگي ديني، انسان مؤمن با مصرف مال خود براي ديگران به لذتي دست مي‌يابد كه از لذت صرف اين مال براي خود بيشتر است. در فرهنگ اسلامي، اين مصرف كردن براي ديگري انفاق نام گرفته است. در عين‌ حال، مؤمنان علاوه بر آنكه در كمك به ديگران انفاق مي‌كنند، موظف به گشاده‌دستي معتدل براي خانواده و نزديكان خود نيز هستند.

نقش رسانه ملي در مصرف
در دنياي جديد، رسانه‌ها علاوه بر كاركرد سرگرم‌كنندگي، نقشي اساسي در چگونگي و مفهوم‌سازي مخاطبان از واقعيت‌هاي اجتماعي دارند. مصرف، يكي از مفاهيمي است كه رسانه‌ها نقشي بي‌بديل در خلق و آفرينش آن ايفا مي‌كنند. امروزه رسانه‌ها با معرفي انواع كالاها، كاربردها و زمينه‌هاي استفاده از آنها و با بهره‌گيري از انواع شيوه‌هاي تبليغي، نوعي خلاقيت در زمينه مصرف ايجاد مي‌كنند؛ از اين‌رو مي‌توان راز و رمز اصلاح هر رفتار مصرفي را در لايه‌هاي معنايي برنامه‌ها كه به صورتي در هم تنيده در رسانه‌ها ارائه مي‌شوند، جستجو كرد. در كشور ما آميختگي رسانه‌ها بخصوص رسانه ملي، با اصول و آموزه‌هاي اسلامي سبب شده است سعي شود برخلاف ساير كشورها كه با تبليغات اغوا‌گرايانه، مخاطبان را به خريد محصولات جديد و مدل‌هاي تازه ترغيب مي‌كنند تا عواطف آنان بر تعقل و تفكرشان غلبه پيدا كند، تأكيد بر آموزه‌هايي مانند اعتدال، قناعت و ساده‌زيستي باشد كه در الگوي مصرف اسلامي از اصول اساسي هستند. بنابراين پرسش اصلي در اين زمينه اين است كه آيا رسانه‌ ملي با استفاده از ابزارها و قالب‌هاي رسانه‌اي مختلف مي‌تواند اصول مصرف اسلامي» را در معرض اذهان مخاطبان خود قرار دهد؟ با توجه به نظر انديشه‌ورزان علم ارتباطات مي‌توان پاسخ اين پرسش را مثبت دانست. كلوس[22] معتقد است كه رسانه‌ها مي‌توانند به نحوي نامرئي جامعه را به پذيرش و عملي كردن عقايد و رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مورد نظر خود ترغيب كنند به عبارت ديگر از اين طريق مي‌توان به جامعه‌اي مبتني بر انديشه‌هاي خردمندانه رسيد كه ابزار ترويج و نشر آن وسايل ارتباط جمعي است(معتمد‌نژاد، 1370، ص10). برخي از كارشناسان ارتباطات نيز فلسفه وجود وسايل ارتباط جمعي را القاء، تعميم يا تكامل فرهنگي دانسته‌اند.

بر اين اساس، پيشنهاد مي‌شود صدا و سيما به منظور ترويج مصرف اسلامي، اقدامات زير را انجام دهد:

ـ ارائه الگوهاي رفتاري مصرفي متناسب با فرهنگ اصيل اسلامي مانند قناعت، صرفه‌جويي و ساده‌زيستي.

ـ تقبيح و مذمت رفتارهاي نادرست و مغاير با ارزش‌ها و فرهنگ‌ اسلامي مانند چشم و هم‌چشمي، اسراف، تجمل، رفاه‌زدگي.

ـ آموزش شيوه‌هاي صحيح و منطقي مصرف و صرفه‌جويي بويژه در زمينه مصرف انرژي.

ـ ايجاد اين درك و آگاهي در جامعه كه مصرف بي‌رويه و نا‌به‌جاي منابع ثروت‌هاي ملي خيانت به آيندگان است.

ـ ايجاد نگرش مثبت به محصولات ايراني و تبليغ محصولات و كالاهاي ساخت داخل.

ـ تشويق مردم به پس‌انداز و سرمايه‌گذاري در توليد.

ـ آگاهي دادن با آمار و ارقام در مورد آسيب‌ها و زيان‌هاي ناشي از مصرف بي‌رويه.

ـ آگاهي دادن با آمار و ارقام در مورد ميزان مصرف منطقي در زمينه‌هاي مختلف بويژه منابع طبيعي.

ـ آگاهي دادن با آمار و ارقام درباره وضعيت مصرف در كشورهاي پيشرفته و مقايسه آن با آمار مصرف در ايران.

ـ اطلاع‌رساني در خصوص سياست‌هاي دولت در زمينه مصرف.

ـ تقبيح زندگي اشرافي و تجملي در برنامه‌هاي صدا و سيما.

ـ معرفي الگوهاي مصرف مناسب در زمينه‌هاي فردي، خانوادگي و سازماني.





منابع:
[1]. اباذري، يوسفعلي؛ چاووشيان، حسن.(1381). از طبقه‌بندي تا سبك زندگي، رويكردهاي نوين در تحليل جامعه‌شناختي هويت اجتماعي، دو فصلنامه نامه علوم اجتماعي، انتشارات دانشگاه تهران، دانشكده علوم اجتماعي، 20، پاييز و زمستان 81.
[2]. ايرواني، جواد.(1384). اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث. مشهد: انتشارات دانشگاه علوم اسلامي رضوي.
[3]. باكاك، روبرت.(1381). مصرف(ترجمه خسرو صبوري). تهران: شيرازه.
[4]. بورديو، پير. (1381). نظريه كنش اجتماعي(ترجمه مرتضي مردي‌ها). تهران: نقش و نگار.
[5].تركمندي، حميد‌رضا.(1388). مختصري در مورد نقش معلمان، آموزش و پرورش و صدا و سيما در ترويج نگاه عيب‌جويانه به اسراف و اصلاح الگوي مصرف در جامعه.
[6]. بازيابي از: www.zibaweb.com
[7]. تميمي آمدي، عبدالواحد بن‌محمد.(1384). غررالحكم و دررالكلم(ترجمه محمد‌علي انصاري قمي). چاپ دوم، قم: امام عصر(عج).
[8]. حاجي‌صادقي، عبدالله.(1388). اصول الگوي مصرف اسلامي. قم: پژوهشكده تبليغات اسلامي.
[9]. حر عاملي، محمد‌بن‌حسن.(1377). وسايل الشيعه(تصحيح محمد مهريزي و محمد‌حسين درايتي). قم: الهادي.
[10]. حكيمي، محمد؛ حكيمي، علي.(1386). الحياه(ترجمه آرمان احمد). چاپ نهم. قم: دليل ما.
[11]. دشتي، محمد. (مترجم).(1379). نهج‌البلاغه. قم: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع).
[12]. شيخ صدوق.(1386). لل الشرايع(تحقيق و ترجمه محمد‌جواد ذهني تهراني). چاپ چهارم، قم: مؤمنين.
[13]. شيخ صدوق(1386). الخصال(تصحيح علي‌اكبر غفاري). قم: جامعه مدرسين حوزه علميه.
[14]. صابري يزدي، عليرضا.(1372). الحكم الزاهره(ترجمه محمدرضا انصاري). تهران: سازمان تبليغات اسلامي.
[15]. فاضلي، محمد. (1382). مصرف و سبك زندگي. قم: صبح صادق.
[16]. كليني، ثقه‌الاسلام.(1375). اصول كافي(ترجمه و شرح فارسي شيخ محمد‌باقر كمره‌اي). قم: اسوه.
[17]. لهسايي‌زاده، عبدالعلي.(1388). فرهنگ مصرف‌گرايي نوين و لزوم برنامه‌ريزي براي آن.
بازيابي از: www.farsnews.com/newstext/php
[18]. مجلسي، محمد‌باقر.(1403ق). بحار‌الانوار. بيروت: مؤسسه الوفا.
[19]. معتمد‌نژاد، كاظم.(1371). وسايل ارتباط جمعي0جلد (1)، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
[20]. مهدوي‌كني، محمد‌سعيد.(1387). دين و سبك زندگي. تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
[21]. وبلن، تورستين(1383). نظريه طبقه مرفه(ترجمه فرهنگ ارشاد) تهران: ني.
[22]. Bouried, P. (1984). Distinction: Asocial critique of judgment of taste. London: Routledge.
[23]. Chaney. D. (2001). From ways of life style: rethinking culture as ideology and sensibility in iullced culture in the communication. Age cited in Taylor Iisa
[24]. Cockerham, W.(1997). LIFE Style Social Class. Demographic and Health Behavior.

پي‌نوشت‌ها:
[1]. consumption pattern
[2]. Bourdieu
[3]. veblen
[4]. conspicuousconsumption
[5]. lifestyle
[6]. chapman
[7]. Marx
[8]. socialclass
[9]. Bakak
[10]. chaney
[11]. lifestyle
[12]. Leezr
[13]. Anderson
[14]. ‌ kalan
[15]. ‌Taylor
[16].‌ Lamont
[17]. Sheldez
[18]. Boserman
[19]. Cocerham
[20]. Low
[21]. Miguel
[22]. ‌ Cloos


علی‌اصغر غلامرضايی
 فصلنامه پژوهش‌های ارتباطی . سال هفدهم . شماره 1 . بهار 1389

 

   
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.