سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    06/29/ 1398
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
تأثير جهاد اقتصادی بر عدالت در توزيع و گردش سرمايه



اگر در تمام سطوح مختلف فردي و اجتماعي عدالت رعايت گردد آثار و بركات زيادي براي فرد و ديگران در بردارد«مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَليَ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَي فَللهِ َِّ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبيَ وَ الْيَتَامَي وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كيَ ْ لَا يَكُونَ دُولَةَ بَينْ َ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ».[1] در حاكميت اسلامي نبايد انحصارات به وجود آيد و عده خاصي از مردم توليد، توزيع يا مصرف را با وجود داوطلبان ديگر به خود اختصاص دهند و ديگران را از شركت در فعاليت هاي اقتصادي بازدارند، لذا وجود ماليات هاي اسلامي براي آن است كه مي تواند مانع انحصار ثروت و گردش آن بين يك عده ثروتمند گردد.

ريشه كني فقر و استضعاف مالي
--------------------------------------

«أَ رَءَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ، فَذَالِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ، وَ لَا يحَضُّ عَليَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ»[2] آيا ديدي آن كه دين را باور نداشت، پس او همان است كه يتيم را به حال خود رها نمود و براي اطعام بيچارگان تشويق و ترغيب ننمود؟.

كوتاه كردن دست نااهلان از فعاليت هاي اقتصادي
---------------------------------------------------------
از اقدامات ديگر مي توان به بازداشتن غير متخصصان از تصرف در اموال و دخالت در برنامه هاي اقتصادي نام برد، «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»[3]؛ و اموال خود را كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگي] شما قرار داده به سفيهان مدهيد و[لي] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و با آنان سخني پسنديده بگوييد.

مديريت متعادل مالي (اسراف ممنوع!)
--------------------------------------------
قرآن كريم در اين راستا اولين قدم را جلوگيري از اسراف بيان مي كند و مي فرمايد: «وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»[4]؛ زياده روي مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد. و ضمن آنكه اسراف را در هزينه ها ممنوع مي داند، مصرف تفريطي و زهد افراطي را نيز مردود مي شمارد و مسرفين را برادران شيطان مي نامد «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كاَنُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ».[5] در آيه اي ديگر، «وَ الَّذِينَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَ لَمْ يَقْترُُواْ وَ كَانَ بَينْ َ ذَلِكَ قَوَامًا»[6]

در مورد نكوهش تبذير و منع اسراف، قرآن كريم چه شيوا بيان مي كند «وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبيَ حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»[7]؛ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه مانده را [دستگيري كن] و ولخرجي و اسراف مكن.

مصرف گرايي منشأ نابساماني ها
--------------------------------------
«بطر» يك حالت هيجان رواني و سبك سري است كه به انسان در اثر بدرفتاري با نعمت ها و بي توجهي نسبت به اداي حق نعمت و صرف آن در غير جهت مصرفش عارض مي گردد. راغب اصفهاني مي گويد: «والبطر دهش يعتدي الانسان من سوء احتمال النعمة و قلة القيام بحقها و صرفها الي غير وجهها». (بطر يك حالت رواني است كه نشاي از بي ظرفيتي در مقابل نعمت و كوتاهي در انجام وظيفه در قبال آن و به كارگيري آن در غيرمحل آن است.

«وَ لَا تَكُونُواْ كاَلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا».[8] «وَ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةِ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ كُنَّا نحَنُ الْوَارِثِينَ».[9]

خداوند خطاب به رسولش در خصوص دستور العمل اسلامي در تنظيم امور معيشت مي فرمايد: «وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَي عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا»[10]؛ و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم] گشاده دستي منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جاي ماني.

اخلال گران برنامه هاي جهاد اقتصادي
--------------------------------------------
«ترفه» يك حالت رواني ناشي از نداشتن تكيه گاه معنوي است كه در انسان پديد مي آيد. و در نتيجه تمام توجّه او را به لذات زودگذر و آسايش و تنعم محدود مي گرداند و چون روح او را آسايش و تنعم نمي تواند ارضا كند، پيوسته در تنوع و تجمل لذات بيشتر مي كوشد از آن جا كه خوي تنوع طلبي و افراط در تجمل و رفاه و آسايش پيدا مي كند، تن زيربار هيچ گونه حدود و مقرراتي نمي دهد و از پيش به نعمت هاي خدا اعتراف نمي كند تا ملزم به اداي شكر او نباشد. مترفان دچار اين حالت رواني مي شوند تا بدان جا كه نعمت ها را از خدا نمي بينند بلكه به اسباب غير او تكيه زده، نسبت به او سر به طغيان و عصيان مي زنند و منكر پيامبران و كتاب و ميزان الهي مي گردند و با بهانه هاي مختلف از زيربار مسئوليت و تكليف شانه خالي مي كنند. اما آيات ذيل:

«وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَ كاَنُواْ مجُرِمِينَ».[11] كوشش پي گير در راه تنعم و تجمل و لذت طلبي تا جايي كه نمي توانند خود را از اين ذهنيت برهانند و در نتيجه دست به هر جنايتي براي رسيدن به مقصود مي زنند.

«وَ إِذَا أَرَدْنَا أَن نهُّلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُترْفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيهْا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا».[12] «فَلَمَّا أَحَسُّواْ بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنهْا يَرْكُضُونَ،لَا تَرْكُضُواْ وَ ارْجِعُواْ إِليَ مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلُونَ».[13] «وَ قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بِلِقَاءِ الاَخِرَةِ وَ أَتْرَفْنَاهُمْ فيِ الحْيَوةِ الدُّنْيَا مَا هَاذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكمُ ْ يَأْكلُ ُ مِمَّا تَأْكلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ».[14]

«حَتيَّ إِذَا أَخَذْنَا مُترْفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يجَرُونَ».[15] «وَ مَا أَرْسَلْنَا فيِ قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترْفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَفِرُونَ».[16] «وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ في قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلي أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلي آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ».[17]

-----------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت:

[1]. حشر / 7

[2]. الماعون / 3-1

[3]. نساء / 5

[4]. انعام / 141

[5]. اسراء / 27

[6]. فرقان / 67

[7]. اسراء / 26

[8]. انفال / 47

[9]. قصص / 58

[10]. اسراء / 29

[11]. هود / 116

[12]. اسراء / 16

[13]. انبياء / 13-12

[14]. مؤمنون / 33

[15]. مؤمنون / 64

[16]. سبا / 34

[17]. زخرف / 23

ادامه دارد...


 

 

   
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.