سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    06/28/ 1398
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
سال جهاد اقتصادی و لزوم بازگشت به فرهنگ جهادی


با پيروزي انقلاب اسلامي الويت‏هاي نويني براي جامعه‌ مطرح شد. در اين ميان تأسيس برخي از نهادها و سازمان‌ها نيز از اولويت‌هاي كشور به شمار آمد و در دستور كار دولت‌مردان قرار گرفت اما اكنون پس از گذشت سه دهه، برخي از آن‏ها مختل شده و ديگر خبري از آن‏ها نيست

نظام اسلامي مانند هر نظام ديگري داراي جهان بيني، عناصر، اركان و اجزايي است كه ـ منحصر به خود بوده و ـ آن را از ديگر نظام‌ها متمايز مي‌سازد. از آن‌جا كه فرهنگ جهادي به عنوان فرهنگ كار و تلاش شناخته شده و در واقع جزيي از فرهنگ و نظام اسلامي است، بنابراين مي‌توان گفت كه اين فرهنگ با مجموعه‌ي خرده فرهنگ‌هايش اعم از؛ نگرش‌ها، شيوه‌ها، بينش‌ها و عملكردهاي مخصوص به خود، ناشي از يك جهان بيني و نگرشي خاص به مسايل است. اين نگرش در مجموع ريشه در جهان بيني توحيدي داشته و از اين نظر با ساير نظام‌هاي مطرح در دنياي حاضر، تفاوت اساسي دارد.

اين مقاله با چنين رويكردي، ضمن برشماري ضرورت‌هاي وجودي تشكيلات در نظام اسلامي، خصوصيات و اختصاصات فرهنگ جهادي را تبيين و از اين راه، تفاوت بين اهداف و عملكردهاي دولت در نظام اسلامي با ساير نظام‌ها، نكات مثبت و مزيت‌هاي تطبيقي هر يك را مشخص مي‌نمايد.

انقلاب اسلامي ايران، تجربه‌ي نويني پيش روي تاريخ

مبدأ تحولات مهم در تاريخ معاصر ايران، انقلاب اسلامي بوده است. تحولاتي كه در هيچ برهه‌اي از تاريخ، به استثناي زمان كوتاهي در صدر اسلام، نظام حكومتي مبتني بر آن با شعارهاي عدالت خواهي و برقراري تعادل و قسط، تجربه نشده بود. اين انقلاب از يك نظر ديگر نيز استثنا است و آن اين‌كه برخلاف ساير انقلاب‌ها، بنيان‌گذاري، نظريه پردازي و رهبريت آن در يك فرد جمع شده بود و بدين لحاظ الگوي جديدي را پيش روي تاريخ قرار داد كه نياز به سال‌ها تجزيه و تحليل، آن هم از ابعاد مختلف و گوناگون دارد. اينك پس از گذشت ثلث قرن از شروع اين نهضت، تحليل رويدادها و نهادهاي ايجاد شده و عملكرد آن‌ها در طول زمان، بسيار مهم و راهگشاست. چرا كه وجود آن‌ها را مي‌توان پاسخي به مقتضيات و نيازهاي انقلاب دانست كه نه بر اساس تصادف، بلكه بر پايه‌ي استنباط فقهي حاصل از درك عميق يك مصلح و فقيه جامع الشرايط از شرايط زمان و مكان بوده است. طرف ان كه در اين دوران، از يك طرف شاهد تحدي و حريف طلبي مدعياني هستيم كه جهان را عرصه‌ي بي‌رقيب تئوري‌هاي خود يافته و انسان ساخته دانسته و سرخوش از پيروزي به در كردن ايدئولوژي كمونيسم از ميدان، ساير عقايد غير مادي را به مبارزه مي‌طلبند و از طرف ديگر، بيداري اسلامي با الهام از تجربيات انقلاب ايران، روز به روز گسترش يافته و صلاي بازگشت به خويشتن خويش و پيشينه‌ي اصيل اسلامي خود را سر داده است.

بررسي علل وجودي سازمان‌ها و نهادهاي دولتي

سازمان‌ها و نهادها به طور معمول براي خود اهداف و به اصطلاح فلسفه‌ي وجودي مشخصي دارند، به طوري كه وجود و تداوم فعاليت آن‌ها به وسيله‌ي علت ايجادي اوليه، توجيه مي‌شود. نگاهي به تاريخچه و علت پيدايش دستگاه‌هاي اداري در ايران نشان مي‌دهد كه ساختار و تشكيلات اجرايي كشور در قالب وزارتخانه‌هاي بخشي، در اوايل قرن حاضر به وجود آمده است. اين وزارتخانه‌ها مانند بسياري از پديده‌هاي وارداتي ديگر، نه بر اساس نيازهاي حقيقي و مقتضيات جامعه‌ي خودي، بلكه با الگو پذيري از نمونه‌هاي غربي، بعضاً از روي نمونه‌هاي مشابه خارجي و برخي نيز توسط مستشاران غربي، بدون توجه به ارزش‌ها و فرهنگ بومي در كشور پياده شده است.[1]

اهداف و تشكيلات توسعه‌ي كشاورزي و عمران بعد از انقلاب اسلامي

با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه 1357، آرمان‌ها و اولويت‌هاي نويني مطرح شد كه با الهام از نارضايتي از توسعه‌ي فضاي نظام سرنگون شده، خواستار توقف مهاجرت‌هاي بي‌رويه‌ي روستاييان، تهديد رشد پايتخت و ديگر شهرهاي بزرگ و دسترسي عادلانه‌ي تمام جمعيت در پهنه‌ي سرزمين به مواهب توسعه بود. در اين رابطه دست زدن به ابتكاراتي به منظور برقراري عدالت اجتماعي نظير: اختصاص درآمد يك روز نفت به استان‌ها، تشكيل بانك‌هاي استان و تأسيس نهاد‌هاي انقلابي از قبيل: جهاد سازندگي، بنياد مسكن انقلاب اسلامي و بنياد مستضعفان را مي‌توان نام برد كه رويكرد مردمي و عدالت منطقه‌اي را وجهه‌ي همت خود قرار دادند. هم‌چنين طرح شعار "كشاورزي محور اصلي توسعه "، كه حفظ استقلال و امنيت غذايي كشور با اتكا به خودكفايي در توليد محصولات كشاورزي استوار بود، بازتاب جنبه‌هاي عدالت محور در اهداف توسعه به شمار مي‌آمد. بديهي است كه رويكرد غالب در همه‌ي اين طرح‌ها، در جهت محروميت زدايي و ايجاد تعادل‌هاي منطقه‌اي بود كه در نهايت و به عنوان يك اصل كلي، به بازنگري در تشكيلات و روش‌هاي اداري سنتي بازمانده از رژيم ستم شاهي و استقبال از تشكيل نهادهاي چابك، سيال و ارزش مدار انجاميد.

علل وجودي نهادهاي انقلاب اسلامي

يكي از علل وجودي نهادهاي مردم‌گرا، پس از انقلاب اسلامي، خصلت "مردمي بودن " اين نهادها بود كه علي‌رغم وجود دستگاه‌هاي بخشي با وظايف نسبتاً مشابه و موازي، بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب به فرمان حضرت امام خميني(ره) ايجاد گرديدند. از جمله‌ي اين نهادها مي‌توان نهاد مقدس جهاد سازندگي، بنياد مسكن انقلاب اسلامي و كميته‌ي امداد امام خميني(ره) را نام برد. دلايل موفقيت نهادهاي ياد شده بيش‌تر در پركردن خلاء دستگاه‌هايي بود كه هدف نهايي خود را افزايش توليد بخشي قرار داده و نگرش ابزاري به انسان داشتند. به‌طور كلي مي‌توان گفت كه نهادهاي بنا شده با الهام از مباني ارزشي اسلام، "انسان محور " بودند، نه "توليد محور ".
در اين‌جا بايد توجه داشت كه مقصود، كم بها دادن به توليد نيست، بلكه هدف بيان تفاوت بين دو نگرش "توليد در خدمت انسان " و يا "انسان در خدمت توليد " است. بديهي است هريك از اين دو نگرش، لوازم و پيامدهاي خاص خود را طلب مي‌كند.

تشكيل جهاد سازندگي

در پاسخ‌گويي به همين خلاءها بود كه در اوايل انقلاب نهادهايي به وجود آمد كه بيش از آن‌چه كه دغدغه بخشي در جهت افزايش توليد داشته باشند، دغدغه‌هاي مردمي و عدالت‌گرا داشتند. جهاد سازندگي، يكي از اين نهادها بود. اين نهاد اگرچه به دليل اولويت‌هاي اجرايي ناشي از خرابي‌ها هرگز فرصت نيافت فلسفه و زيربناي فكري فعاليت‌ها و آرمان‌هاي خود را مكتوب كند، اما در حيطه‌ي عمل توانست به صورتي درون يافت، از آخرين دست‌آوردهاي ارزشي تفكر عدالت‌گرا كه عبارت از "انسان محوري " و "مشاركت مردمي " است، در مراحل برنامه ريزي، سازمان‌دهي و اجرا، به نحو بارزي بهره برداري نمايد.

شاخصه هاي نهادين در جهاد سازندگي

جهاد سازندگي، به يقين تجربه‌ي گران‌قدري از الگوي برپايي تشكيلات سازماني براي اداره‌ي حكومت اسلامي است كه تشكيل آن بر اساس يك بينش عميق از مفهوم حكومت ولايت فقيه بوده و چنين نهاد بالقوه‌اي از ملزومات اداره‌ي هر كشور اسلامي است. ويژگي‌هاي اين نهاد را اگر بخواهيم به طور خلاصه مرور كنيم، در شاخصه‌هاي زير بروز و ظهور مي‌يابد:

- بالندگي، خلاقيت و ابتكار در رويارويي با عرصه‌هاي جديد؛

- پويايي و سياليت در سازمان دهي، مطابق نيازهاي زمان؛

- شكل پذيري و آمادگي در مديريت بحران؛

- نظم سلسله مراتبي و مديريت پذيري، در عين بهره‌مندي از مديريت مشاركتي.

جمع بندي

1. جهاد سازندگي يكي از نهادهاي جوشيده از متن انقلاب اسلامي و يادگار ارزشمند معمار و نظريه پرداز اين انقلاب است. دفاع از فرهنگ جهادي و عملكردهاي منبعث از مباني ارزشي آن در شرايط حاضر، به خصوص در راستاي جهاد اقتصادي، از اهم وظايف آن مي‌باشد.

2. تشكيلات نظام اسلامي، بر پايه‌ي نياز محوري و مردم‌گرايي استوار است. تشكيلات صرفاً بخش محور بدون توجه كافي به عنصر عدالت و دغدغه‌ي رفع محروميت، نمي‌تواند مناسب يك نظام اسلامي باشد.

3. كارآمدي نظام اسلامي در گرو بازنگري آگاهانه در تشكيلات سنتي، نهاد سازي مناسب و ايجاد تشكيلات حكومتي كارآمد و منطبق بر استراتژي‌هاي نظام است.

به عنوان نتيجه و خلاصه مي‌توان مدعي شد كه مهم‌ترين دست‌آورد جهاد سازندگي، تجربه‌ي موفق يك الگوي بومي در نهادسازي است كه بر اساس اصل عدالت و مردم محوري، به رفع تنگناها و محروميت‌ها پرداخته و اهداف بخشي توليد و افزايش سرمايه را اگرچه با ارزش، اما به عنوان اهداف فرعي و تبعي در اهداف خود قرار داده است. بر اين اساس منطقي است كه هرگونه تجديد ساختار در تشكيلات دولتي با عملكرد و بار ارزشي، مبنا و محور قرار گيرد. عملكرد برتر جهاد سازندگي در عرصه‌هاي گوناگوني از قبيل: سازندگي، جنگ و دفاع مقدس، بازسازي، اقتصاد و توليد، خودكفايي و مهم‌تر از همه، پويايي و سياليت در بازسازي مناطق محروم، مي‌تواند الگويي براي تشكيلات ارزشي و بهره ور باشد.
بر اساس اين تفكر، چنان‌چه تجربه‌ي جهاد سازندگي، مشروط برآن‌كه با پشتوانه‌ي علمي و تئوريك همراه گردد، به عنوان يك الگوي عملي مي‌تواند در نظريات سازمان و مديريت مورد استفاده قرار گيرد. تلفيق تجربيات عملي با نظريات علمي در اين زمينه، مي‌تواند آميزه‌ي مباركي باشد كه حاصل آن، محروميت زدايي و عدالت اجتماعي بوده و به دنبال آن رشد و توسعه‌ي اقتصادي را نيز به بار خواهد آورد. متأسفانه با اداري شدن و گستردگي تشكيلات دولتي، بيم آن مي‌رود كه اين تفكر به ضرر اهداف مردمي و اوليه‌ي خود، رنگ ببازد. ـ هنوز دير نيست. ـ بي‌شك اين تجربه با تئوري‌هاي كليشه‌اي غرب هماهنگي و هم‌خواني ندارد اما هرگز از ارزش و اهميت آن به عنوان تجربه‌ي آشكار در نظام اجرايي و حكومت اسلامي، كاسته نخواهد شد.


پي‏نوشت

1- فلسفه‌ي دستگاه‌هاي توسعه در دوران معاصر ايران (قبل از انقلاب اسلامي) را بايد در تكوين برنامه‌ي توسعه‌ي ملي جست‌وجو كرد. در پي انقلاب مشروطيت و خواست مردم مبني بر جبران عقب ماندگي از ملل مترقي جهان، زمينه‌ي ايجاد حكومتي متمركز و مقتدر با حمايت بيگانگان فراهم شد. با استقرار دولت خودكامه و شبه مدرنيستي رضا شاه، اشاعه و حمايت از سرمايه داري نوين در كشور فراگير شد. قدرت مركزي با به كارگيري ديوانسالاري نوين و ارتش جديد به سركوب قدرت‌هاي منطقه‌اي و تمركز اداري و سياسي كشور پرداخت. پيامد اين امر، تكيه بر تشكيلات بخشي، به جاي توجه به نيازهاي منطقه‌اي و واقعيت‌هاي زندگي مردم بود. پس از پايان جنگ جهاني دوم، ايران از جمله اولين كشورهاي منطقه بود كه حتي پيش از چين و هند، اولين قانون برنامه‌ي هفت ساله‌ي كشور را به اجرا گذاشت. اين برنامه متكي به گزارش شركت مشاوره‌ي آمريكايي "موريسن نودسن " و با حمايت مالي بانك جهاني بود كه در سال 1327تصويب شد اما به رغم ادعاي دو هدف پايه‌اي در اين برنامه، مبني بر بالا بردن سطح زندگي و تعديل در توزيع ثروت، كه تا اندازه‌اي اهداف ارزشي داشتند، جز پايه گذاري نخستين قطب كشاورزي در ناحيه‌ي دشت مغان، اقدام چشم‌گير ديگري در جهت تعادل و توازن ثروت بين مناطق و كم كردن فاصله‌ي محروميت صورت نگرفت. اين وضع كمابيش براي ساير برنامه‌هاي عمراني 5 گانه‌ي قبل از انقلاب ادامه داشت. حتي طرح نسبتاً موفقي كه در دهه‌ي 50 هم‌زمان با افزايش چشم‌گير قيمت نفت از سوي شركت فرانسوي "ستيران " به عنوان چشم انداز طرح آمايش سرزمين براي افق 1381 نوشته شد، بيش از آن‌چه كه رويكرد مردمي داشته باشد، با رهيافت توسعه‌ي واردات و در مسير شاهراه‌هاي ورود كالا از بنادر جنوب به پهنه‌ي كشور طراحي شده بود كه نتيجه‌ي آن قطبي شدن توسعه در بعضي از محورهاي خاص بود. در مجموع، واقعيت اين است كه برنامه‌هاي عمراني در ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، نه تنها موفق به ايجاد تعادل‌هاي منطقه‌اي نشدند، بلكه حتي به تشديد نابرابري‌ها و قطبي شدن فعاليت‌هاي فضايي و بخشي ياري رساندند. در حالي‌كه حضور و نفوذ آمريكاييان در سياست‌گذاري و اجراي برنامه‌ها در اين دوران مشهود است، تفوق ديدگاه‌هاي بخشي، برنامه‌ريزي از بالا، برنامه‌هاي تمركزگرا، رجحان رشد اقتصادي بر توزيع عادلانه‌ي درآمد و ثروت، اولويت صنعت بر كشاورزي و پروژه‌هاي با مقياس بزرگ با فن‌آوري سرمايه بر و محيط- ستيز، از خصوصيات مهم برنامه‌ريزي براي توسعه‌ي اقتصادي در اين دوران محسوب مي‌شود.






دكتر محسن صمدي
 سايت برهان

 

   
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.