سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    06/28/ 1398
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
موانع جهاد اقتصادی در عینیت



شعار سال مقام معظم رهبري در فروردين 1390 حاکي از نياز اجتماعي مردم انقلابي ايران بدان مي باشد. ضرورت جهاد اقتصادي از امور غيرقابل انکار در عرصه جامعه انقلابي‌مان محسوب مي‌شود که آثار و کارآمدي آن بسيار مشهود خواهد بود.
مسلماً جهاد اقتصادي داراي مصاديق متنوعي است که توجه به هر يک مي تواند عرصه جهاد را در صحنه اقتصادي آسانتر نمايد. يکي از اين مصاديق مسئله توجه به مقوله «اسراف و تبذير» است. تا پيش از طرح هدفمندي يارانه، بدون ترديد الگوي مصرف بسياري از خانواده ها در استفاده از آب، برق، گاز و تلفن نابهنجار و دور از شأن يک خانواده مقيّد به آداب و اخلاقت اسلامي بود.
بنابراين براي رسيدن به جهاد اقتصادي در گام اول بايد به موضوع عدم انضباط اقتصادي در قالب اسراف و تبذير دقت نمود که مبتلا به جدي و عمومي جامعه مي‌باشد.


براين اساس اگر قرار باشد برنامه‏اي منسجم براي حذف تدريجي چنين پديده‏اي نامبارک از صحنه اقتصادي اجتماع، تدوين و اجراء گردد حتماً بايد قبل از آن، الگوي «توليد، توزيع و مصرف» جامعه براساس مبناي حاکم بر روابط جامعه طراحي شده باشد. لذا نمي‏توان چنين الگويي را از مبناي حاکم جدا نمود؛ چه اينکه اگر اين الگو بر پايه حرص بدنيا طراحي شده باشد طبيعي است که آثاري غير از اسراف را نمي‏توان از آن انتظار داشت. به تعبير ديگر در جايي که مصرف به صورت «طبقاتي» در مي‏آيد و ملاک در ميزان مصرف، «تفاخر» مي‏باشد حتماً بايد تحقق چنين پديده‏اي را متوقع بود. لذا اگر قرار باشد که اين پديده غير اخلاقي از جامعه ما رخت بربندد چاره‏اي جز تأمل جدي در الگوي موجود «توليد، توزيع و مصرف» نداريم. اگر الگوي مزبور ايجاب مي‏کند که انسان بايد دائماً سطح زندگي خود را ارتقاء داده و مصرف را توسعه دهد بگونه‏اي که آن اموري که تابه‏حال جزء مصارف جامعه نبوده است اينک در فهرست مايحتاج ضروري قلمداد گردد طبيعي است که در چنين فضايي نمي‏توان مردم را به انضباط اقتصادي و پرهيز از اسراف دعوت کرد قبل از آنکه در چنين الگويي تصرف نکرده باشيم. در غير اين صورت به صرف ارائه توصيه‏هاي اخلاقي نمي‏توان موفقيتي را انتظار داشت و اگر نتايجي هم بدنبال داشته باشد قطعاً تعيين کننده نخواهد بود.


آنچه امروزه اساس الگوي نظام اقتصادي غرب را تشکيل مي‏دهد چيزي جز «تحريص و تحقير» مادي نيست که بالطبع انگيزه حرکت در انسان را به صورت مادي تعريف کرده و خود مصرف را به عنوان يکي از شاخصه‏هاي قدرت مطرح مي‏سازد که در اين صورت قطعاً اسراف و تبذير نيز به عنوان «انگيزه توليد» رخ مي‏نمايد! به تعبير ديگر براساس اين ديدگاه، زماني مي‏توان انسان را به کار و توليد ترغيب کرد که نتيجه آن، توزيع حاصل کار بوده و مصرف افزونتر را در پي داشته باشد. در اين حال انگيزه توليد رشد کرده و چرخه اقتصاد حرکتي مضاعف مي‏گيرد. پس زماني مي‏توان انگيزه اقتصادي مردم را به صورت «سازماني» تحريک نمود که تحريص و تحقير، توأمان با هم اساس کار قرارگيرد؛ يعني هم افراد جامعه نسبت بدنيا تحريص شده و هم مصرف آنها طبقاتي گردد تا با تحقير يک طبقه در مقابل طبقه ديگر، انگيزه کار در تمامي طبقات رشد کرده و بدين‏سان حرکت دائم‏التزايد اقتصادي در جريان باشد. حال آيا مي‏توان در چنين نظامي که مصرف به عنوان يکي از شاخصه‏هاي قدرت است انتظار اسراف و تبذير را نداشت؟! آيا در جايي که اسراف به عنوان انگيزه توليد قلمداد مي‏گردد مي‏توان با چنين پديده‏اي به مبارزه برخواست؟!


در آيات و روايات بيشماري، اين پديده خطرناک اقتصادي مورد بررسي و تأمل قرار گرفته است و همگان را به احتراز از چنين امري دعوت مي‏کند. حضرت امير مؤمنان‏عليه السلام پس از آنکه مخاطبان خود را به رعايت صرفه‏جويي در نوشتن توصيه مي‏فرمايند چنين مي‏گويند:

1 ـ «...اياکم و الاکثار فانّ اموال المسلمين لا تحتمل الاضرار»
از زياده‏روي بپرهيزيد چون اموال مسلمانان تحمل ضرر را ندارد.
بدون شک حاکميت ايثار در جامعه اسلامي، مجالي براي اسراف و تبذير نخواهد گذاشت. جامعه الهي، از افرادي تشکيل شده است که اهل قناعت و گذشت هستند. ايشان عزت خود را نه در تکاثر اموال بلکه در قناعت و ايثار مي‏دانند. مسلماً سيادت جهاني، شايسته چنين افرادي است که نظام معاش خود را بر اصول کرامت انساني بنيان نهاده‏اند. حضرت علي‏عليه السلام در جايي ديگر مي‏فرمايند:

2 - ولا تسرفوا انّه لا يُحب المسرفين و لا تتبعوا خطوات الشيطان»
اسراف نکنيد که خداوند مسرفان را دوست ندارد. و تبعيت از شيطان نکنيد. پيداست اسراف و اشاعه‏آن در زمين پيروي از شيطان است که با روح نظام ارزشي اسلام در جامعه سازگار نيست.

3 - خداوند متعال در وصف مسرفين مي‏فرمايد:
«الذين يفسدون في الارض و لا يصلحون»
ايشان کساني هستند که در زمين فساد مي‏کنند و اهل اصلاح نيستند. با اين وصف الگويي که از درون خود، اسراف و مسرف مي‏پروراند نمي‏تواند انسانهايي را پرورش دهد که قرار است خليفه الهي بر روي زمين باشند. اگر امام خميني و مقام معظم رهبري در کلامها و پيامهاي متعددي، جامعه و مسئولان آن را به خطر مسرفهاي بي‏درد و حرام‏خواراني متوجه مي‏کنند که به ثروتهاي بادآورده و نا مشروع خود متکي هستند بايد همه را در اين راستا جستجو کرد. اگر شاهد باشيم در کنار رفاه نسبي قشر مستضعف جامعه، چنين عناصر مترف و لجام گسيخته‏اي سر برآورده‏اند نبايد خود را در تحقق عدالت اجتماعي در جامعه موفق بدانيم. تصاعد روز افزون ثروتهاي نامشروع ايشان در دراز مدت، هم عرصه را بر دولتمردان جامعه اسلامي تنگ خواهد کرد و هم کوخهاي ديگري را بر صاحبان خاک نشين آن ويران خواهد نمود. آنچه امروز در جوامع سرمايه‏داري بوضوح قابل لمس است وجود همين دولتهاي کوچک اما نامريي در درون رژيم حاکم است که حتي تا عزل و نصب آرام رئيسان جمهور و حکام اين کشورها نيز پيش مي‏روند.

براي جامعه اسلامي که رهبران آن هم به ساده زيستي خو کرده‏اند و هم ديگران را به ياري فقرا مي‏خوانند شايسته نيست که در درون خود طاغياني را پرورش دهد که احساس استغناء و بي نيازي از ربّ الارباب مي‏کنند. چه زيباست اين هشدار قرآني که: ان الانسان ليطغي ان رآه استغني انسان هر آينه به طغيان رو مي‏آورد زماني که خود را بي نياز مي‏بيند. اشاعه فرهنگ بي دردي، کم کاري و رخوت حتي در جامعه کفر آلود ماديّت نيز پذيرفتني نيست تا چه رسد به جامعه الهي که اساس آن بر تلاش سازنده و البته در جهت قرب الي اللّه مي‏باشد که به کار نيز بعنوان يک عبادت مي‏نگرد.

و در روايتي از حضرت اميرعليه السلام است که اقبح البذل السّرف
زشت‏ترين خرجها، اسراف است.
از اين رو جامعه مسرف نمي‏تواند قانع باشد و جامعه‏اي که اين چنين باشد عزيز نخواهد بود چون ثمرة القناعة العزّ ثمره قناعت، عزت است. امروزه اگر شاهد انفعال جوامع مسلمين در مقابل کفار هستيم علت را بايد در هم‏آوايي و تشبّه به ماده‏گرايان مدرن دانست که تلذذگرايي و تنوع طلبي را همواره پيشه خود ساخته‏اند. جامعه اسلامي جامعه‏اي قانع اما مرفّه است و پر واضح است که تناقضي ميان رفاه منطقي که با کرامت انساني نيز سازگار باشد با قناعت و پرهيز از حرص و اسراف وجود ندارد. هر گام نزديک شدن به اتراف و اسراف، يک گام دور شدن از قناعت و عزت است و چنين امري استحاله تدريجي جامعه را در نظم نوين جهاني که ملوث به کفر و طغيان است بدنبال خواهد داشت.

نبايد از اين نکته مهم غفلت کرد که اتخاذ هر يک از دو شيوه اسراف يا قناعت در جامعه، نوعي خاص از نظام اقتصادي را بدنبال مي‏آورد که در يکي هرج و مرج معيشتي و طبقاتي شدن جامعه و ازدياد فاصله بين فقير و غني را در پي خواهد داشت و در ديگري تعاون بر برّ و تقوي و مساوات و برابري و استفاده بهينه و روحاني از نعمات مادي خداوند را. تمامي اين ثمرات را بايد در کيفيت الگوي اقتصادي حاکم و به تعبير بهتر در نوع نظام «توليد، توزيع و مصرف» خلاصه کرد.

پيروي از شيوه اجانب در کيفيت توليد يا توزيع يا مصرفِ امکانات و سرمايه‏هاي ملّي، به فراموشي سپردن تعاليم الهي خواهد بود که اقتصاد و ميانه روي را در هر امري خصوصاً در نظام معيشتي مردم اکيداً سفارش کرده‏اند.
حضرت اميرعليه السلام مي‏فرمايند: ما عال من اقتصد.
کسي که در زندگي ميانه‏روي را پيشه کند ورشکسته نمي‏شود.

حال با توجه به معضلات موجود اقتصادي )عليرغم پيشرفتهاي چند سال اخير( بنظر ميرسد بازنگري اساسي در استراتژي حاکم بر برنامه‏هاي توسعه ضرورت مضاعفي داشته باشد. اين مهم بر عهده نظام کارشناسي کشور است که البته با ساختار فرهنگي موجود آن که تهي از نرم افزار اسلامي براي طراحي الگو و برنامه است نمي‏توان انتظار تحولي جدي را در اين زمينه داشت.
نظامي که در آن حرص است طبعاً محروميت هم توسعه مي‏يابد. به تعبير بهتر فقر مرتباً تعريف جديدي پيدا مي‏کند. در اين تعريف، تحريکاتي که از سوي عناصر اجرائي و سردمداران حکومت ايجاد مي‏شود بگونه‏اي است که هر طبقه بصورت روزافزون حريصتر شده و فاصله هر يک از آحاد جامعه با آرزوهاي ريز و درشت‏شان بيشتر مي‏شود. اين وضعيت منجر به تحرک مادي افراد براي رسيدن به آنچه در ذهن خود کمال مي‏پندارند مي‏گردد. لذا صحيح است که مکانيزم تسلط برانگيزش عمومي و توسعه آنرا در يک نظام مادي، تحريک روزافزون و القاء روحيه آزمندي در تک‏تک افراد جامعه بدانيم.

قطعاً اين نوع تحريکات و القائات، نيازمند نوعي خاص از «ارتباط» است که امروزه طراحان و نظريه‏پردازان جوامع، به کمتر از سطح «اتوماسيون» براي انواع ارتباطات صنعتي، اطلاعاتي و... رضايت نمي‏دهند. از اينرو ايشان قائلند اگر بناست تحريص اجتماعي، اساس تحريک رواني مردم باشد بايد بتوان در صورت ضرورت سريعاً مدل تحريص را تغيير داد و مردم را به انواع جديدي از تلذذات ما دي مشغول کرد. آيا اگر مرکزي همچون راديو و تلويزيون مجهز به کامپيوتر نباشد مي‏تواند از يک تصوير )همچون وارد شدن توپ در يک دروازه( و از زاواياي گوناگون، تصاويري متفاوت ارائه دهد؟ اگر قرار بود همين عمل را بصورت مکانيکي و يا دستي انجام دهند قطعاً زمان و هزينه زيادي بايد صرف مي‏گرديد تا همان تصاوير با کيفيتي پائين‏تر ارائه گردد بنابراين امروزه از کامپيوتر بعنوان يکي از مصاديق وسايل ارتباطي آنهم به شکل اتوماسيون مي‏توان استفاده کرد و از اين طريق در قوه واهمه افراد تصرف نمود.

امروزه در نظام پيچيده ارتباطي مادي، اساس کار بر توسعه ارتباطات اعم از يک شکل ساده ارتباطي تا انواع ارتباطاتي که در ترمينالهاي اقتصادي، فرهنگي، خبري و سياسي مطرح است قرار مي‏گيرد. با اين وصف سرعت ارتباط و توسعه مقياس آن، ضرورت حياتي پيدا مي‏کند چون اصولاً اين نوع توسعه همچون دارا بودن قدرت نظامي، نقش مهمي در توسعه اقتصادي و اجتماعي بازي مي‏کند!
البته ما نيز قائل به ضرورت توسعه ارتباطات در يک جامعه اسلامي مي‏باشيم اما اينکه کيفيت، مکانيزم و موضوعات اين توسعه الزاماً به همان شيوه و در قالب همان موضوعاتي باشند که امروزه در تمدن مادي دنبال مي‏شوند با کساني که قائل به چنين نظريه‏اي هستند مخالفيم.

حال با توجه به مطالب پيشين مي‏توان چنين گفت که طراحي الگوي عملي «توليد و توزيع و مصرف» بايد منطبق بر ديدگاه ما نسبت به انسان و نيازهاي او باشد. از اينرو نمي‏توان از سويي جايگاه او را تا مقام «خلافت الهي» ارتقاء و از ديگر سو با اتخاذ تدابيري نسنجيده او را تا حد يک مصرف‏کننده صرف تنزل داد. مسلماً عدم انطباق «الگو» با «مبنا» علاوه بر اينکه امري نامطلوب بشمار مي‏رود اصولاً به لحاظ عملي نيز قابل تحقق نبوده و نتايج زيانبار خود را بر آحاد جامعه تحميل خواهد نمود. چرا که اولاً توفيق الگوي نظام غير در جامعه ما مبتني بر پرورش انسان متناسب با آن اهداف است که چنين قدرتي را نمي‏توان در هيچ‏کس جز اولياء معصوم الهي که محور تکوّن تاريخند يافت. لذا حتماً نمي‏توان جامعه‏اي شيعي مثل جامعه خود را آن چنانکه نظام ماديت، طالب آن است ساخت. و هيچ يک از الگوهاي تجربه شده در نظامهاي الحادي را به صورت موفق در اينجا پياده کرد.

ثانياً اگر هم چنين الگوهايي موفق باشند به هر ميزان که به آن الگوها براي توسعه جامعه خود تمسک جسته و به شاخصه‏هاي بين‏المللي در امر توسعه نزديکتر شويم به همان ميزان در جوهره ماديت منحل گرديده، ايمان و فکر و رفتار افراد جامعه را به لوث پرستش دنيا آلوده کرده و از شاخصه‏هاي توسعه الهي دور شده‏ايم. طبيعي است در چنين حالتي آن نظامي که مي‏خواهد دنيا را تحت تأثير قرار دهد قطعاً نظام اسلامي ما نخواهد بود چرا که ناخواسته به صورت قمري از اقمار نظام الحادي در آمده است.


حجت‌الاسلام دکتر محمدمهدی بهداروند /
  بولتن نيوز

 

   
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.