سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما سایت صدا و سیما
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 این سال را سال " جهاد اقتصادی"نامیدند و ...          رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند ...البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند...           رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی):حرکت ما باید به گونه ای باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت قرار دهیم .            
تاريخ بروز رساني :    11/02/ 1395
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
یادداشت‌ها  
پژوهشهای علمی 
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها  
اصطلاحات  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
ديدگاه اندیشمندان  
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) :
 
• الکادُّ عَلى عِیالِهِ مِن حَلالٍ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آن که خانواده خویش را از حلال روزى مى دهد ، مانند مجاهدِ در راه خدا است . من لا یحضره الفقیه : ۳ / ۱۶۸ / ۳۶۳۱٫
   
 
فارسي عربي English
Russion Chinese German
France
 
جستجو :
 
مبانی اقتصاد از دیدگاه قرآن کریم


تجلي توحيد در اقتصاد
از ديدگاه قرآن کريم، تمامي کاينات از جمله انسان، منابع، و ابزارهاي توليد مخلوق خداوند عليم و حکيم هستند. قرآن کريم اصرار دارد به انسان بياموزد و به اين نکته توجه دهد که از عوامل زمينه ساز گرفته تا عوامل مباشر در توليد، همه مخلوق اويند:
«هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرَا بَينْ َ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتيَّ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن کلُ ِّ الثَّمَرَاتِ»[1]؛ او کسي است که بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش (باران) رحمتش مي فرستد تا ابرهاي سنگين بار را (بر دوش) کشند؛ (سپس) ما آن ها را به سوي زمين هاي مرده مي فرستيم و به وسيله آن ها، آب (حياتبخش) نازل مي کنيم و با آن، از هرگونه ميوه­اي (از خاک تيره) بيرون مي­آوريم.
«وَ جَعَلْنَا ءَايَةَ النهَّارِ مُبْصرِةً لِّتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّکمُ ْ»[2]؛ و نشانه روز را روشني بخش ساختيم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگي برخيزيد).
«رَّبُّکُمُ الَّذِي يُزْجِي لَکُمُ الْفُلْکَ فيِ الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ»[3]؛ پروردگارتان کسي است که کشتي را در دريا براي شما به حرکت درمي آورد تا از نعمت او بهره مند شويد.
«سَخَّرَ لَکمُ مَّا فيِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فيِ الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ»[4]؛ او آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمين است، همه را از سوي خود مسخّر شما ساخته است.
«هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُواْ فيِ مَنَاکِبهَِا وَ کلُُواْ مِن رِّزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ»[5]؛ او کسي است که زمين را براي شما رام کرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزي هاي خداوند بخوريد؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوي اوست.
«أَ فَرَءَيْتُم مَّا تحَْرُثُونَ، ءَ أَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نحَْنُ الزَّارِعُونَ، لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ»[6]؛ آيا هيچ درباره آنچه کشت مي کنيد، انديشيده ايد؟ آيا شما آن را مي رويانيد يا ما مي رويانيم؟ هرگاه بخواهيم آن را مبدّل به کاه درهم کوبيده مي کنيم که تعجب کنيد.
«وَ اللَّهُ خَلَقَکمُ ْ وَ مَا تَعْمَلُونَ»[7] و خداوند، هم شما را آفريد و هم آنچه را مي سازيد. هرچند انسان با اراده خود کار مي کند، ولي اراده خداوند نيز به آن تعلّق گرفته است؛ او نمي تواند مستقل و بي نياز از خداوند متعال منشأ اثر باشد و بنابراين، فعاليت هاي او مستند به خداوند متعال هستند.
«توحيد» نه تنها در «توليد» تجلّي مي­کند، که قرآن کريم در «توزيع» نيز مي­فرمايد: «لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ بِکلُ ِّ شيَ ْءٍ عَلِيمٌ»[8] ؛ کليدهاي آسمان ها و زمين از آن اوست. روزي را براي هر که بخواهد گسترش مي دهد يا محدود مي سازد. او به همه چيز داناست.
تفقّه در احکام اقتصادي
در آيات بسياري رهنمودهاي جزئي و مشخص در مسائل گوناگون اقتصادي وجود دارند که دستورات مختلفي را براي انسان صادر نموده است:
«أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَواْ»[9]؛ خدا بيع را حلال کرده است و ربا را حرام.
«أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ»[10]؛ به پيمان ها (و قراردادها) وفا کنيد.
«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُم بَيْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تجِارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ»[11] ؛ اي کساني که ايمان آورده­ايد، اموال يکديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد، مگر اين که تجارتي با رضايت شما انجام گيرد. «أَوْفُواْ الْکَيْلَ إِذَا کلِتُمْ وَ زِنُواْ بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَالِکَ خَيرْ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا»[12]؛ و هنگامي که پيمانه مي کنيد، حق پيمانه را ادا نماييد و با ترازوي درست وزن کنيد. اين براي شما بهتر و عاقبتش نيکوتر است.
«وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شيَ ْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبيَ وَ الْيَتَامَي وَ الْمَسَاکِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ»[13]؛ هرگونه غنيمتي به دست آوريد، خمس آن براي خدا و براي پيامبر و براي نزديکان و يتيمان و مسکينان و واماندگان در راه است.
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَي ءَامَنُواْ وَ اتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَيهْم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ»[14]؛ و اگر اهل شهرها و آبادي ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي کردند، برکات آسمان و زمين را بر آن ها مي گشوديم.
از سوي ديگر، قرآن کريم بر فهم دقيق و عميق معارف وحياني با عنوان «تفقّه در دين» تأکيد کرده است: «فَلَوْ لَا نَفَرَ مِن کلُ ِّ فِرْقَةٍ مِّنهْمْ طَائفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فيِ الدِّينِ وَ لِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيهْمْ لَعَلَّهُمْ يحَذَرُونَ»[15]؛ چرا از هر گروهي از آنان (مؤمنان)، طايفه اي کوچ نمي کند (و طايفه اي در مدينه بماند) تا در دين (و معارف و احکام اسلام) آگاهي يابند و هنگام بازگشت به سوي قوم خود، آن ها را بيم دهند؟ شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداري کنند.
عمليات اقتصادي؛ مظهري از عبوديت
از ديدگاه قرآن کريم، فعاليت­هاي اقتصادي و مبادرت به بهره گيري از مواهب طبيعي براي تأمين معاش، مي­تواند يک عمل عبادي و مظهري از عبوديت خداوند متعال باشد. در سوره «ملک» آمده است: «هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُواْ فيِ مَنَاکِبهِا وَ کلُواْ مِن رِّزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ»[16]؛ او کسي است که زمين را رام کرد، بر شانه­هاي آن راه برويد و از روزي­هاي خداوند بخوريد و بازگشت و اجتماع همه به سوي اوست.
جهاد اقتصادي همراه با عدالت
از اهمّ وظايف دولت اسلامي، مي­توان اهتمام به برقراري عدالت را ذکر کرد. قرآن کريم به صراحت مأموريت يافتن پيامبراکرم صلي الله عليه و آله ، بزرگ رهبر جامعه اسلامي، براي برقراري عدالت در بين مردم را در سوره مبارک «شورا» خاطرنشان ساخته است: «أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَکُمُ»[17]؛ من مأمورم در ميان شما عدالت کنم (به عدل و داد رفتار کنم.) مردم نيز موظف به اطاعت از وليّ امر مسلمانان مي باشند: «أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْليِ الْأَمْرِ مِنکمُ ْ»[18]؛ اطاعت کنيد خدا را و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولوالامر را. همچنين حرکت در جهت سياست ها و برنامه هاي دولت اسلامي و بذل مساعدت و همکاري هاي لازم، بخصوص پرداخت ماليات هاي مقرّر، از ديگر وظايف آنان محسوب مي شود: «خُذْ مِنْ أَمْوَالهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّيهِم بهِا»[19]؛ از اموال آن ها صدقه اي (به عنوان زکات) بگير تا به وسيله آن، آن ها را پاک سازي و پرورش دهي .
توصيه­هاي اقتصادي در قرآن
وفاي به عقود و معاملات
«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ»[20]؛ اي کساني که ايمان آورده ايد، به پيمان ها و قراردادها وفا کنيد. «وَفي» و«اَوْفي» هر دو به معناي تمام کردن و کامل کردن است.
رشد اقتصادي
«وَ ءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي ءَاتَئکُمْ»[21] در آيه­اي ديگر: «وَ أَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَکمُ مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ»[22] که آيات مذکور توجه به تلاش و جهاد اقتصادي و رشد اقتصادي دارد.
هم چنين؛ گواه بر آن است که خداوند متعال مال را به عنوان امانت در دست انسان قرار داده تا همگان از آن بهره ببرند و مالک اصلي خداست. و از اينرو ، هيچ فردي حق ندارد بدون اذن و رضاي خداوند، در مال به دست آورده خويش تصرف نمايد .
پرداخت زکات سبب برکت مال در نظام اسلامي
نهادينه کردن فرهنگ زکات در جامعه توسط نهادهاي ديني نظام و بيان اينکه زکات همطراز نماز است، زکات را بيش از بيش در جامعه تسري دهند، «وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّکَوةَ وَ ارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِينَ»[23]؛ و نماز را بر پا داريد و زکات را بدهيد و با رکوع کنندگان رکوع کنيد.
آثار و برکات زکات
الف) پرداخت زکات مانند نماز عامل تقويت روحي است. «لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ» [24]
ب) زکات مال، تزکيه نفس از آلودگي تعلق به ماديات است. از همين رو تطهير و تزکيه را به خود افراد نسبت مي دهد نه به مالشان و نشان آن است که در وجود خود انسان هاي مانع الزکاة نوعي ناخالصي است که پرداخت زکات آن ها را پاک مي سازد.[25]
ج) زکات علاوه بر تزکيه نفس، تزکيه مال از ناخالصي است و تا اين حق از مال جدا نشود، مال پاکيزه و خالص نگرديده است بلکه مال مورد زکات عيناً متعلق حق ديگران است.[26]
د) پرداخت زکات موجب جلب رحمت خاص خداوند مي گردد.[27]
ه) پرداخت زکات عامل جلب ياري خدا است.[28]
و) زکات عامل هدايت ويژه خدا، و مؤثر در بالابردن ايمان و قدرت مقاومت و موجب افزايش محبت و برادري مي گردد.[29]
انفاق کننده، نايب خداوند در زمين است
گاهي برخي از مسائل بنيادي اسلام به ورطه فراموشي سپرده مي شود مانند انفاق، اما شايد ذکر اين مورد خالي از لطف نباشد که قرآن کريم انفاق را در رديف ايمان به خداي متعال قرار داده است و آن را عملي نيابي به شمار مي آورد، يعني کسي که انفاق مي کند، چيزي از مال خود نمي دهد، بلکه به عنوان نايب از مالک اصلي (خداوند متعال) آن را مي بخشد: «ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَکمُ مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنکمُ ْ وَ أَنفَقُواْ لهَُمْ أَجْرٌ کَبِيرٌ»[30]؛ به خدا و پيامبر او ايمان آوريد و از آنچه شما را در [استفاده از] آن جانشين [ديگران] کرده انفاق کنيد، پس کساني از شما که ايمان آورده و انفاق کرده باشند، پاداش بزرگي خواهند داشت.
انفاق عامل تزکيه و آرامش
-«خُذْ مِنْ أَمْوَالهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّيهِم بهِا وَ صَلّ ِ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوتَکَ سَکَنٌ لهَّمْ»[31] از اموالتان صدقه بدهيد که سبب آرامش است. «وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةِ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ...».[32]
انفاق باعث برکت و افزايش در مال
«مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ... أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فيِ کلُ ِّ سُنبُلَةٍ مِّاْئَةُ حَبَّةٍ»[33]
سعي و تلاش مجاهده اقتصادي است
سعي و تلاش در معاني مختلف اعم از مادي و معنوي بکار رفته است. در برخي آيات در معناي تلاش در امور معنوي و برخي آيات ديگر؛ در امور مادي به کار رفته است؛ مثل:
«أَمَّا السَّفِينَةُ فَکاَنَتْ لِمَسَاکِينَ يَعْمَلُونَ فيِ الْبَحْرِ»[34]؛ اما آن کشتي مال گروهي از مستمندان بود که با آن در دريا کار مي کردند.
«رَّبُّکُمُ الَّذِي يُزْجِي لَکُمُ الْفُلْکَ فيِ الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ کاَنَ بِکُمْ رَحِيمًا»[35]؛ پروردگار شما کسي است که کشتي را در دريا براي شما به حرکت در مي آورد تا از نعمت او بهره مند شويد. او نسبت به شما مهربان است.
«وَ مِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکمُ ُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ لِتَسْکُنُواْ فِيهِ وَ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکمُ ْ تَشْکُرُونَ»[36]؛ و از رحمت اوست که براي شما شب و روز را قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براي بهره گيري از فضل خدا تلاش کنيد و شايد شکر نعمت او را بجا آوريد.
«وَ جَعَلْنَا الَّيْلَ وَ النهَّارَ ءَايَتَينْ ِ فَمَحَوْنَا ءَايَةَ الَّيْلِ وَ جَعَلْنَا ءَايَةَ النهَّارِ مُبْصرِةً لِّتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّکمُ ْ»[37]؛ ما شب و روز را دو نشانه قرار داديم، سپس نشانه شب را محو کرديم و نشانه روز را روشني بخش ساختيم تا فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگي برخيزيد).
«فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَوةُ فَانتَشِرُواْ فيِ الْأَرْضِ وَ ابْتَغُواْ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْکُرُواْ اللَّهَ کَثِيرًا لَّعَلَّکمُ ْ تُفْلِحُونَ»[38]؛ و هنگامي که نماز پايان گرفت در زمين پراکنده شويد و از فضل خدا بطلبيد و خدا را بسيار ياد کنيد، شايد رستگار شويد.
«لَيْسَ عَلَيْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّکُمْ»[39]؛ گناهي بر شما نيست که از فضل پروردگارتان طلب کنيد.
«هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُواْ فيِ مَنَاکِبهِا وَ کلُواْ مِن رِّزْقِهِ»[40]؛ او کسي است که زمين را براي شما رام کرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزي هاي خداوند بخوريد. اين آيه نيز از آيات مطلق است و انسان ها را به تصرف در طبيعت و فعاليت و تلاش اقتصادي امر مي کند.
«وَ مِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِکَ»[41]؛ و گروهي از شياطين براي او (حضرت سليمان) غوّاصي مي کردند و کارهايي غير از اين نيز براي او انجام مي دادند.
«وَ مِنَ الْجِنّ ِ مَن يَعْمَلُ بَينْ َ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ»[42]؛ و گروهي از جن پيش روي او (حضرت سليمان) به اذن پرودگارش کار مي کردند.
«لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممِّا اکْتَسَبنْ َ»[43] مردان را نصيبي است از آنچه به دست مي آورند و زنان را نصيبي)
جواز فعاليت اقتصادي و اشتراک ميان زن و مرد
هر فردي مي­تواند تلاش، جهاد اقتصادي و فعاليت اقتصادي داشته باشد اعم از زن و مرد؛ مانند آيات ذيل:
«وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْما طَرِيّا وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَي الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»[44]؛ او کسي است که دريا را مسخّر [شما [ساخت تا از گوشت آن بخوريد و زيوري براي پوشيدن از آن استخراج کنيد و کشتي ها را مي بيني که سينه دريا را مي شکافند تا شما [به تجارت بپردازيد و [از فضل خدا بهره گيريد؛ شايد شکر نعمت هاي او را بجا آوريد.
«رَّبُّکُمُ الَّذِي يُزْجِي لَکُمُ الْفُلْکَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ کَانَ بِکُمْ رَحِيما[45] ؛ پروردگار شما کسي است که کشتي را در دريا براي شما به حرکت در مي آورد تا از نعمت او بهره مند شويد. او نسبت به شما مهربان است.
«وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ»[46]؛ ما شب و روز را دو نشانه قرار داديم، سپس نشانه شب را محو کرديم و نشانه روز را روشني بخش ساختيم تا فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگي برخيزيد.)
«وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْکُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»[47]؛ و از رحمت اوست که براي شما شب و روز را قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براي بهره گيري از فضل خدا تلاش کنيد و شايد شکر نعمت او را بجا آوريد.
«فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاَةُ فَانتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِيرا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[48]؛ و هنگامي که نماز پايان گرفت در زمين پراکنده شويد و از فضل خدا بطلبيد و خدا را بسيار ياد کنيد، شايد رستگار شويد.
«لَيْسَ عَلَيْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ»[49]؛ گناهي بر شما نيست که از فضل پروردگارتان طلب کنيد.
«هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ»[50]؛ او کسي است که زمين را براي شما رام کرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزي هاي خداوند بخوريد.
اشتغالات خاص اقتصادي
الف. صيادي: «وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ»[51] در آغاز سوره مائده، خداوند صيد چهارپايان و خوردن گوشت آن ها را حلال کرده و فرموده است: «أُحِلَّتْ لَکُم بَهِيمَةُ الاَنْعَامِ.»[52]سپس در ادامه، با جمله «غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ»[53]، کساني را که مشغول مناسک حج و در حال احرام هستند از شکار حيوانات منع کرده است. همچنين در آيات «لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ»[54] و «حُرِّمَ عَلَيْکُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُما»[55] ممنوعيت شکار در حال احرام را بيان کرده است.
ب.و ج. ماهي گيري و غوّاصي: «وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْما طَرِيّا وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا»[56]؛ او کسي است که دريا را مسخّر ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد و زيوري براي پوشيدن از آن استخراج کنيد. در اين آيه، خداوند متعال با برشمردن برخي نعمت ها به دو نوع اشتغال اشاره کرده است: نخست ماهي گيري؛ زيرا مقصود از خوردن گوشت تازه از دريا، گوشت ماهي است که متوقف بر صيد آن است. بنابراين، تقدير آيه چنين است: «... لتصطادوا و تأکلوا.» دوم غوّاصي و استخراج زيور آلاتي مانند لؤلؤ و مرجان از دريا.
د. دايگي: «فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُن»[57] در اين آيه، به مرداني که زن خود را طلاق داده اند و کودک شيرخوار دارند و مادر کودک حاضر است به آن شير دهد، امر کرده که اگر زنان به فرزندان شما شير دادند، مزد آنان را بدهيد. سپس در دنباله آيه مي فرمايد:«وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَي»[58]؛ و اگر به توافق نرسيديد، زن ديگري شير دادن او را به عهده مي گيرد.
و. دامداري: «وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّي يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ کَبِير»[59] و هنگامي که به چاه آب مدين رسيد، گروهي از مردم را در آنجا ديد که چهارپايان خود را سيراب مي کنند و در کنار آنان دو زن را ديد که مراقب گوسفندان خويشند. به آن دو گفت: کار شما چيست؟ گفتند: ما آن ها را آب نمي دهيم تا چوپانان همگي خارج شوند و پدر ما پيرمرد کهنسالي است.
نقش دارائي ها در قوام زندگي اجتماعي
اموال و دارايي افراد بهترين پشتوانه آنها است.« وَ لَا تُؤْتُواْ السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتيِ جَعَلَ اللَّهُ لَکمُ ْ قِيَامًا».[60] اموالتان را تا زماني که افراد به حد رشد نرسيده اند نسپاريد تا قوام زندگيتان حفظ شود.
تأثير جهاد اقتصادي و عدالت در توزيع بر گردش سرمايه
اگر در تمام سطوح مختلف فردي و اجتماعي عدالت رعايت گردد آثار و برکات زيادي براي فرد و ديگران در بردارد«مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَليَ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَي فَللهِ َِّ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبيَ وَ الْيَتَامَي وَ الْمَسَاکِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ کيَ ْ لَا يَکُونَ دُولَةَ بَينْ َ الْأَغْنِيَاءِ مِنکُمْ».[61] در حاکميت اسلامي نبايد انحصارات به وجود آيد و عده خاصي از مردم توليد، توزيع يا مصرف را با وجود داوطلبان ديگر به خود اختصاص دهند و ديگران را از شرکت در فعاليت هاي اقتصادي بازدارند، لذا وجود ماليات هاي اسلامي براي آن است که مي تواند مانع انحصار ثروت و گردش آن بين يک عده ثروتمند گردد.
ريشه کني فقر و استضعاف مالي
«أَ رَءَيْتَ الَّذِي يُکَذِّبُ بِالدِّينِ، فَذَالِکَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ، وَ لَا يحَضُّ عَليَ طَعَامِ الْمِسْکِينِ»[62] آيا ديدي آن که دين را باور نداشت، پس او همان است که يتيم را به حال خود رها نمود و براي اطعام بيچارگان تشويق و ترغيب ننمود؟.
کوتاه کردن دست نااهلان از فعاليت هاي اقتصادي
از اقدامات ديگر مي توان به بازداشتن غير متخصصان از تصرف در اموال و دخالت در برنامه هاي اقتصادي نام برد، «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»[63]؛ و اموال خود را که خداوند آن را وسيله قوام [زندگي] شما قرار داده به سفيهان مدهيد و[لي] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاک دهيد و با آنان سخني پسنديده بگوييد.
مديريت متعادل مالي (اسراف ممنوع!)
قرآن کريم در اين راستا اولين قدم را جلوگيري از اسراف بيان مي کند و مي فرمايد: «وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»[64]؛ زياده روي مکنيد که او اسرافکاران را دوست ندارد. و ضمن آنکه اسراف را در هزينه ها ممنوع مي داند، مصرف تفريطي و زهد افراطي را نيز مردود مي شمارد و مسرفين را برادران شيطان مي نامد «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ کاَنُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ».[65] در آيه اي ديگر، «وَ الَّذِينَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَ لَمْ يَقْترُُواْ وَ کَانَ بَينْ َ ذَلِکَ قَوَامًا»[66]
در مورد نکوهش تبذير و منع اسراف، قرآن کريم چه شيوا بيان مي کند «وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبيَ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»[67]؛ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه مانده را [دستگيري کن] و ولخرجي و اسراف مکن.
مصرف گرايي منشأ نابساماني ها
«بطر» يک حالت هيجان رواني و سبک سري است که به انسان در اثر بدرفتاري با نعمت ها و بي توجهي نسبت به اداي حق نعمت و صرف آن در غير جهت مصرفش عارض مي گردد. راغب اصفهاني مي گويد: «والبطر دهش يعتدي الانسان من سوء احتمال النعمة و قلة القيام بحقها و صرفها الي غير وجهها». (بطر يک حالت رواني است که نشاي از بي ظرفيتي در مقابل نعمت و کوتاهي در انجام وظيفه در قبال آن و به کارگيري آن در غيرمحل آن است.
«وَ لَا تَکُونُواْ کاَلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا».[68] «وَ کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَرْيَةِ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْکَ مَسَاکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ کُنَّا نحَنُ الْوَارِثِينَ».[69]
خداوند خطاب به رسولش در خصوص دستور العمل اسلامي در تنظيم امور معيشت مي فرمايد: «وَلاَ تَجْعَلْ يَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَي عُنُقِکَ وَلاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا»[70]؛ و دستت را به گردنت زنجير مکن و بسيار [هم] گشاده دستي منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جاي ماني.
اخلال گران برنامه هاي جهاد اقتصادي
«ترفه» يک حالت رواني ناشي از نداشتن تکيه گاه معنوي است که در انسان پديد مي آيد. و در نتيجه تمام توجّه او را به لذات زودگذر و آسايش و تنعم محدود مي گرداند و چون روح او را آسايش و تنعم نمي تواند ارضا کند، پيوسته در تنوع و تجمل لذات بيشتر مي کوشد از آن جا که خوي تنوع طلبي و افراط در تجمل و رفاه و آسايش پيدا مي کند، تن زيربار هيچ گونه حدود و مقرراتي نمي دهد و از پيش به نعمت هاي خدا اعتراف نمي کند تا ملزم به اداي شکر او نباشد. مترفان دچار اين حالت رواني مي شوند تا بدان جا که نعمت ها را از خدا نمي بينند بلکه به اسباب غير او تکيه زده، نسبت به او سر به طغيان و عصيان مي زنند و منکر پيامبران و کتاب و ميزان الهي مي گردند و با بهانه هاي مختلف از زيربار مسئوليت و تکليف شانه خالي مي کنند. اما آيات ذيل:
«وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَ کاَنُواْ مجُرِمِينَ».[71] کوشش پي گير در راه تنعم و تجمل و لذت طلبي تا جايي که نمي توانند خود را از اين ذهنيت برهانند و در نتيجه دست به هر جنايتي براي رسيدن به مقصود مي زنند.
«وَ إِذَا أَرَدْنَا أَن نهُّلِکَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُترْفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيهْا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا».[72] «فَلَمَّا أَحَسُّواْ بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنهْا يَرْکُضُونَ،لَا تَرْکُضُواْ وَ ارْجِعُواْ إِليَ مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَسَاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلُونَ».[73] «وَ قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ کَفَرُواْ وَ کَذَّبُواْ بِلِقَاءِ الاَخِرَةِ وَ أَتْرَفْنَاهُمْ فيِ الحْيَوةِ الدُّنْيَا مَا هَاذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکمُ ْ يَأْکلُ ُ مِمَّا تَأْکلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ».[74]
«حَتيَّ إِذَا أَخَذْنَا مُترْفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يجَرُونَ».[75] «وَ مَا أَرْسَلْنَا فيِ قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترْفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَفِرُونَ».[76] «وَ کَذلِکَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ في قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلي أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلي آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ».[77]
پرهيز از کسب درآمد از راه­هاي حرام
راه­هاي حرام کسب درآمد کند يا با اکراه، طرف مقابل را به معامله اي وادار نمايد. قرآن مي فرمايد: «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُم بَيْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تجِارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ ...».[78] اي کساني که ايمان آورده ايد اموالتان را در ميان خود به باطل نخوريد مگر اين که داد و ستدي از روي رضايت شما باشد.
تأثير اقتصاد ناسالم بر بحران اجتماعي
اگر به هر طريقي اقتصاد ناسالم باشد سبب بحران اجتماعي مي­شود «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُم بَيْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تجِارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ وَ لَا تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ».[79]
تحليل و تحريم ربا
آيه «أَحَلَّ اللّهُ الْبَيْع»[80] (خدا بيع را حلال کرد) خريد و فروش را، که نوعي کسب و تلاش اقتصادي است، حلال کرده. آيات «حَرَّمَ الرِّبَواْ»[81] (ربا را حرام کرد.)؛ «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأْکُلُواْ الرِّبَواْ أَضْعَفًا مُّضَاعَفَةً»[82] (اي کساني که ايمان آورده ايد، ربا را چند برابر نخوريد.) و آيات فراوان ديگر(با تعبيرهاي گوناگون؛ به مبارزه با ربا برخاسته و ربا خواري را، که راهي براي تحصيل درآمد و افزايش سرمايه است، ناروا دانسته اند.
همچنين در برخي از آيات آمده است: «وَ لَا تَأْکلُواْ أَمْوَالَکُم بَيْنَکُم بِالْبَاطِلِ»[83] (اموال يکديگر را به باطل در ميان خود نخوريد)؛ «لَا تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُم بَيْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تجِارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ»[84] (اي کساني که ايمان آورده ايد، اموال يکديگر را به باطل نخوريد، مگر اينکه تجارتي با رضايت شما انجام گيرد.)
رباخواران گرفتار عدم تعادل در جامعه
«الَّذِينَ يَأْکُلُونَ الرِّبَواْ لَا يَقُومُونَ إِلَّا کَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسّ ِ ذَالِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَواْ...»[85] مفاد آيه اين است که رباخوار، در امر معيشت خود مانند مردمي قيام دارد که تحت تأثير وساوس شيطاني است و لايشعر گرديده است. جامعه اي که رباخواري در آن رواج دارد، و امري شايع و مقبول همگان شده است، از يک حالت بي ثباتي، شکننده برخوردار مي شود که مي تواند جامعه را به سمت نابودي و ناهنجاري هاي فراوان سوق دهد. اشاره ديگر گزاره هاي اثباتي در بحث ربا، اين حالت عدم تعادل را شفاف تر مي سازد، از قبيل اين که، ربا موجب کم شدن خيرخواهي اجتماعي، کمرنگ شدن انگيزه هاي نوعدوستي، تقويت سودپرستي در دل هاي مردم، ايجاد بي رغبتي به فعاليت هاي اقتصادي سودمند مي شود
کم فروشي و ضايع نمودن اموال مردم
کم فروشي از گناهان بزرگ و اجتماعي است و آثار زيانباري به اقتصاد جامعه دارد «وَ زِنُواْ بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ، وَ لَا تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْاْ فيِ الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»[86] «که اي مردم آنچه مي فروشيد با سنگ تمام بدهيد و از کم فروشي حذر کنيد (و اموال مردم را برگردانيد) و با اين وضع بذر فساد در زمين نپاشيد.»
و يا در آيه ديگر مي فرمايد: «وَ لَا تَنسَ نَصِيبَکَ مِنَ الدُّنْيَا وَ أَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْکَ وَ لَا تَبْغِ الْفَسَادَ فيِ الْأَرْضِ»[87] يعني (بهره ات را از دنيا فراموش مکن و تا مي تواني به خلق خدا نيکي کن و در روي زمين خواهان فساد مباش»
جلوگيري از رشوه
«وَلاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُم بَيْنَکُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَي الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»[88]؛ و اموالتان را ميان خودتان به ناروا مخوريد و [به عنوان رشوه قسمتي از] آن را به قضات مدهيد تا بخشي از اموال مردم را به گناه بخوريد در حالي که خودتان [هم خوب] مي دانيد.
احتکار و انباشت مال
احتکار امري مذموم و ناپسند بوده که قرآن کريم از آن نهي نموده است.
الف. به دور بودن مومنان از انباشت کردن مال
در جامعه ايماني انباشت ثروت و استفاده نکردن آن در جامعه اسلامي و به حرکت در نياوردن آن در چرخه اسلامي امري مذموم شمرده شده است و قرآن مجيد، مال را فتنه اي مي داند که مايه گرفتاري و آزمون بشر است و انسان موحّد و متعهد به دين، نبايد آن را قطب زندگي و فعاليّت هاي خويش قرار دهد «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»[89]؛ و بدانيد که اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند و خداست که نزد او پاداشي بزرگ است.
لذا سرمايه داران و ثروتمندان جامعه با توجه به اين موضوع، سعي کنند که طبق فرمايش رهبري معظم با استفاده صحيح از اين نعمت الهي ، در پيشرفت اقتصادي جامعه سهيم باشند و متوجه باشند که همه اموال از آن خداست و زندگي دنيايي به زودي پايان خواهد پذيرفت و در درگاه خداوند بايد پاسخگو باشند، «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَکُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُور»[90]؛ بدانيد که زندگي دنيا در حقيقت بازي و سرگرمي و آرايش و فخرفروشي شما به يکديگر و فزون جويي در اموال و فرزندان است، چون مثل باراني است که کشاورزان را رستني آن [باران] به شگفتي اندازد، سپس [آن کشت] خشک شود و آن را زرد بيني آنگاه خاشاک شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابي سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودي است و زندگاني دنيا جز کالاي فريبنده نيست.
ب. کاستي هاي اقتصادي ناشي از انباشت مالي است:
«وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فيِ الْأَرْضِ وَ لَکِن يُنزَلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاءُ»[91] مراد از عصيان ظلم اقتصادي و فشار اغنياء بر فقراء است و يا مقصود از آن غفلت از خدا و فرورفتن در فسق و فجور است.
«مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَليَ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَي فَللهِ َِّ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبيَ وَ الْيَتَامَي وَ الْمَسَاکِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ کيَ ْ لَا يَکُونَ دُولَةَ بَينْ َ الْأَغْنِيَاءِ مِنکُمْ»[92] در اين آيه دست به دست گشتن مال در بين ثروتمندان، به عنوان آفتي اقتصادي معرفي شده که توزيع ثروت (انفال) به گونه اي که در آيه بيان شده است، از آن جلوگيري مي کند.
ج. انحطاط اخلاقي و تربيتي ناشي از مال اندوزي است؛
«وَ الَّذِينَ يَکْنزِونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لَا يُنفِقُونهَا فيِ سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»[93] آيه اشاره به غفلت در اثر زياده خواهي دارد که به وضوح انحطاط اخلاقي در پي مال اندوزي را بيان مي کند.
«أَلْهَئکُمُ التَّکاَثُرُ»[94] آيه اگر ناظر به آفت اقتصادي کنز و انباشت مال دارد.
پرهيز از اشرافي­گري
اجتناب از خوي اشرافي گري و تجمل گرايي است، قانون اساسي اسلام در اين خصوص مي فرمايد: «وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِکَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا»[95]؛ و چون بخواهيم شهري را هلاک کنيم، خوشگذرانانش را وا مي داريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم شود، پس آن را [يکسره] زير و زبر کنيم.
پي نوشت ها:
---------------------------------------------

[1]. اعراف / 57
[2]. اسراء / 12
[3]. اسراء / 66
[4]. جاثيه / 13
[5]. ملک / 15
[6]. واقعه / 63- 65
[7]. صافات / 96
[8]. شوري / 12
[9]. بقره / 275
[10]. مائده / 1
[11]. نساء / 29
[12]. اسراء / 35
[13]. انفال / 41
[14]. اعراف / 96
[15]. توبه / 122
[16]. ملک / 15
[17].شوري / 15
[18]. نساء / 59
[19]. توبه / 103
[20]. مائده / 1
[21]. نور / 33
[22]. حديد / 7
[23]. بقره / 43
[24]. بقره / 277
[25]. توبه / 104-103
[26]. انعام / 141
[27]. اعراف / 156
[28]. حج / 41
[29]. نمل / 3-1 و توبه / 11و17
[30]. حديد / 7
[31]. توبه / 103
[32]. بقره / 265
[33]. بقره / 261
[34]. کهف / 79
[35]. اسراء / 66
[36]. قصص / 73
[37]. اسراء / 12
[38]. جمعه / 10
[39]. بقره / 198
[40]. ملک / 15
[41]. انبياء / 82
[42]. سبأ / 12
[43]. نساء / 32
[44]. نحل / 14
[45]. اسراء / 66
[46]. اسراء / 12
[47]. قصص / 73
[48]. جمعه / 10
[49]. بقره / 198
[50]. ملک / 15
[51]. مائده / 2
[52]. مائده / 1
[53]. مائده / 1
[54]. مائده / 95
[55]. مائده / 96
[56]. نحل / 14
[57]. طلاق / 6
[58]. طلاق / 6
[59]. قصص / 23
[60]. نساء / 5
[61]. حشر / 7
[62]. الماعون / 3-1
[63]. نساء / 5
[64]. انعام / 141
[65]. اسراء / 27
[66]. فرقان / 67
[67]. اسراء / 26
[68]. انفال / 47
[69]. قصص / 58
[70]. اسراء / 29
[71]. هود / 116
[72]. اسراء / 16
[73]. انبياء / 13-12
[74]. مؤمنون / 33
[75]. مؤمنون / 64
[76]. سبا / 34
[77]. زخرف / 23
[78]. نساء / 29
[79]. نساء / 29
[80]. بقره / 275
[81]. بقره / 275
[82]. آل عمران / 130
[83]. بقره / 188
[84]. نساء / 29
[85]. بقره / 275
[86]. شعراء / 183182
[87]. قصص / 77
[88]. بقره / 188
[89]. انفال / 28
[90]. حديد / 20
[91]. شوري / 27
[92]. حشر / 7
[93]. توبه / 34
[94]. تکاثر / 1
[95]. اسراء / 16


 پايگاه حوزه

 

   
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا و سيما است.