گفتگونويسي در سريا‌ل‌هاي تاريخي: فنون و رويکردها
 
نويسنده : الهه عطاردی
ناشر : ترام اسکنر مترجم :
قيمت : 80000 سال انتشار : 1394
نوبت چاپ : اول تعداد صفحه : 126
مرکز توزيع :
موجود در منبع :
ISBN : 9-36-7378-964-978
کليد واژه :
 
مقدمه :
«تاريخ» پيش از آنكه به قامت مكتوبات درآيد و پيش از آنكه ورود به عصر جديد، آن را به هزار گونه تكثير و منتشر كند، به شكلي ديگر «بود» و اين «بودن» از همان ابتدا در بستري از قصه و داستان به خلق اسطوره‌ها و افسانه¬هايي انجاميد كه ‌اينك سرآغاز تمام قصه¬هاي جهان را مي¬توان در آن جستجو كرد. نقل سينه به سينه و شفاهي سرگذشت نسل¬هاي پيشين، اگرچه سرآغاز تاريخ را با افسانه و داستان گره زد، نگاه صاحب¬نظران را متوجه يك نكته مهم كرد كه همانا سودمندي تاريخ بود. همين نگاه جدي، آرام آرام تاريخ را به سمت وسويي برد كه امروز آن را به شاخه¬اي عظيم از علوم انساني تبديل كرده است. ابن‌خلدون، مورخ نامدار قرن هفتم ه.ق. آنجا كه سخن از فوايد تاريخ است، مي-گويد: «بدان كه فن تاريخ را روشي است كه هر كس، بدان دست نيابد، و آن را سودهاي فراوان است، چه ‌اين فن ما را با سرگذشت¬ها و خوي¬هاي ملت¬ها و سيرت¬هاي پيامبران و دولت¬ها و سياست‌هاي پادشاهان گذشته آگاه مي¬كند» (ابن‌خلدون، 1379: 13). همچنين ابوالحسن بيهقي، در قرن ششم ه.ق مي¬نويسد: «تواريخ خزاين اسرار امور است لاجرم هر كه در تاريخ تأمل كند در هر واقعه كه او را پيش آيد، نتيجه عقلاي عقل به او رسيده باشد و دست غوغا و لشكر وقايع و حوادث از تاراج ذخاير فكرت او بسته باشد» (آيينه-وند، 1377: 63).
قرن‌ها بعد وقتي تاريخ ـ به مدد تعميق مورخان در ابعاد گوناگون آن در كنار تغيير روزگار و تحول ابزار رسانه‌اي ـ به عنوان يك علم شناخته شد، هنوز بر امکان «كسب تجربه از تاريخ» و تأثير آن بر خودشناسي و انسان‌شناسي تأكيد مي‌شد، همان¬طور كه در قرن¬هاي گذشته از سوي مورّخان برجسته¬اي همچون ابن¬خلدون و بيهقي و ديگران به آن اشاره و بر آن تأكيد شده بود. فيلسوفان تاريخ¬نگار در عصر حاضر، تاريخ را «زنجيره منظم و زمانمندي از وقايع و جريان‌ها دانسته¬اند که رفتار انسان را نشان مي‌دهد، مفاهيم عليت، ساختار و رفتار در آن با هم مرتبط هستند و تأثير اتفاق، امکان و نيروهايي بيروني در آن ديده مي‌شود» (ليتل، 1389: 4). اين زنجيره منظم و زمانمند از وقايع و جريان¬ها در قرن¬هاي متمادي با رويكردهاي مختلف مورد بحث و بررسي قرار گرفت و از ديدگاه¬هاي گوناگون به آن نگريسته شد. يادگاري كه از رفتارهاي بشر در اين ساخت‌وساز گزارش‌گونه با سرشت روايي ديده مي‌شد، هميشه مسرت‌بخش نبود، چنانکه جيمز جويس نويسنده ‌ايرلندي در قرن نوزدهم در جايي مي¬نويسد: «تاريخ كابوسي است كه مي‌خواهم از آن بيدار شوم» و يا فيلسوف آلماني، نيچه، با كلام تلخ و گزنده خود اين نكته را يادآور مي¬شود كه «هر گذشته‌اي سزاوار محكوميت است».
با وجود اين ديدگاه¬هاي نيست¬انگارانه كه گذشته را به غل و زنجيرهایی بر پاي انسان تشبيه مي‌كرد ، از منظري ديگر تاريخ همچنان درسي براي خودشناسي انسان به‌شمارمي‌رفت. در اين باره ر.ج.كالينگ‌وود ، مورّخ و فيلسوف انگليسي در اواخر قرن نوزدهم مي‌گويد: «تاريخ براي خودشناسي انسان است. خود را شناختن اولاً به معناي اين است كه بداني كسي بودن يعني چه؛ ثانياً بدين معناست كه بداني اين گونه كسي كه هستي يعني چه؛ و ثالثاً به معناي اين است كه بداني آن كسي كه فقط تو هستي و هيچ كس ديگري نيست، يعني چه. خود را شناختن بدين معناست كه بداني چه مي‌تواني بكني؛ و چون هيچ‌كس امتحان نكرده است نمي¬داند كه چه مي¬تواند بكند؛ تنها برگ برنده‌ اينكه انسان چه مي¬تواند بكند اين است كه انسان چه كرده است. پس ارزش تاريخ به‌اين است كه به ما مي‌آموزد انسان چه كرده است و بنابراين انسان چيست»(فولادوند،1390).
قرائت¬هاي مختلف از تاريخ، اسباب چالش¬هاي‌ بسياري تاكنون بوده است. كتاب‌هاي مقدس، آسماني‌ترين شكل قرائت تاريخي را پيش روي انسان¬ها نهادند. ثبت گوشه¬هايي از سرگذشت گذشتگان همواره بخش‌هايي از كتب مقدس را به خود اختصاص داده است. در قرآن مجيد «تاريخ وسيله عبرت و تنبيه و بيدار كردن و آگاهي ملت¬ها و نسل¬هاي آينده و بعدي»(رسولي محلاتي، 1383 : 13) بوده است و همين موضوع عظمت و اهميت تاريخ¬خواني و تاريخ¬داني را با هدف آموزش و تربيت ابناي بشر به طور مؤكد به اثبات مي¬رساند. ابن¬خلدون نيز، تاريخ را «عبر» به معناي عبرت¬ها دانسته است. از ديدگاه او «تاريخ از فنون متداول در ميان همه ملت¬ها و نژادها و مورد اشتياق خواص و عوام است و آن را ظاهر و باطني است؛ تاريخ در ظاهر اخباري است درباره روزگاران و دولت-هاي پيشين و معمولاً براي تمثيل و تزيين كلام به كار مي¬رود، اما در باطن تفكر و تحقيق درباره حوادث و مبادي آنها و جستجوي دقيق براي يافتن علل آنهاست و چون از كيفيات وقايع و موجبات و علل حقيقي آنها بحث مي¬كند، علمي است سرچشمه گرفته از حكمت و بايسته است كه از دانش¬هاي آن شمرده شود»(برزگر، 1376: 300).
ابن‌خلدون نخستين مورخي نبود كه به لايه¬هاي پنهان تاريخ اشاره مي‌كرد، درواقع پيش از او اين يونانيان باستان بودند كه سعي در آشكار كردن رويه پنهان حوادث و وقايع تاريخ داشتند. آنها يك گام نيز به پيش برداشتند و با شناختي كه از ماهيت روايت¬هاي اساطيري و حماسه‌گون داشتند، تلاش ¬كردند تا با انتخاب لحني نمايشي سرگذشت پيشينان خود را توصيف كنند. بدين ترتيب گزارش¬هاي انتقادي آنان از سير حوادث امروز به عنوان نمونه¬هاي ادبي، قابل توجه و داراي طرحي منسجم است (همان،301). سنت تاريخ¬نگاري يونانيان كمابيش با دو گرايش عمده در تاريخ¬نگاري عموميت يافت؛ «يكي مفهوم تاريخ¬نگاري به عنوان گردآوري و ثبت مدارك و اسناد، و ديگري مفهوم تاريخ¬ به عنوان داستان¬گويي با توضيحات فراوان درباره علل رويدادها» (همان).
ديدگاه تحليلي درباره وقايع و حوادث گذشته، بيش از هر¬چيز موجب قرائت¬هاي مختلف از تاريخ شده¬ است، زيرا هر موّرخ و تاريخ¬نويسي مي‌تواند از منظر خود، روايتگر رويدادي خاص به روش خود باشد. نمونه‌هايي از ديدگاه¬هاي مختلف كه در زمينه يك واقعه تاريخي يا يك شخصيت تاريخي وجود دارد، كم نيست؛ چنانكه «ديدگاهي كه مورخان سوسياليست در قرن نوزدهم نسبت به اسپارتاكوس دارند هماني نيست كه موّرخان سه قرن قبل از آنها داشته¬اند. همين موّرخان در قرن بيستم در باب تمامي تاريخ بشر فرمولي را عرضه مي¬كنند و مي¬كوشند شواهد موردنظر خود را در تاريخ جهان پيدا كنند و به نشانه اثبات نظر خود عرضه نمايند. چيزي كه قبل از آن هيچ نسلي بدان نينديشيد‌ه بود و بعد از آن هم نسل¬هاي بعدي دربست آن را قبول نخواهند كرد» (آقاعباسي، 1381: 13).
از اين ديدگاه، تاريخ نه فقط جولانگاه حوادث و پيشامدها‌، بلكه محلي براي رويارويي انديشه¬هاي مختلف است و از همين رهگذر در بازخواني¬هاي مكرر تاريخ مي-توان به مقايسه گذشته و حال پرداخت و با تحليل علل رويدادها و شناخت ريشه¬ها، شباهت¬هاي ‌بين وقايع ديروز و امروز را دريافت و آن را براي ساختن آينده به‌كارگرفت. از اين روست كه در كنار تمام تعريف¬هايي كه از تاريخ شده است، به درستي «تاريخ را علمي دانسته¬اند كه رخدادهاي پيشين را مي‌كاود و روزي مي¬تواند بسان ابزاري شود كه آينده را پيش¬بيني كند»(ساماران، 1375: پيشگفتار).
فهرست :
پيشگفتار 7
مقدمه 9
فصل اول: فيلم و سريال‌هاي تاريخي 23
فيلم تاريخي: تعاريف 25
انواع فيلم تاريخي 26
سريال‌هاي تاريخي در تلويزيون 33
سريال‌هاي تاريخي در سيما 35
فصل دوم: گفتگونويسي و ويژگي‌هاي آن 39
زبان نمايشي چيست؟ 40
گفتگوي نمايشي چيست؟ 47
تفاوت گفتگوي نمايشي با گفتار معمولي 49
انواع گفتگوي نمايشي 50
كاركردهاي گفتگو در آثار نمايشي 52
نقش‌هاي زبان 53
كاركردهاي گفتگوي نمايشي 55
وظايف گفتگوي نمايشي 63
فصل سوم: ويژگي‌هاي گفتگونويسي در سريال‌هاي تاريخي 67
نمايش و خلق واقعيت 68
زبان در آثار نمايشي تاريخي: مشخصات و ويژگي‌ها 70
گفتگونويسي در سريال‌هاي تاريخي 76
الف) بازسازي زبان گفتار نمايش 77
ب) توهّم تاريخي و باورپذيري مخاطب 80
ج) بازسازي زبان گفتار 83
اصول و بنيان‌ها 83
بازسازي زبان گفتار و الزامات رسانه 91
بازسازي زبان گفتار و رويکردها 93
فصل چهارم : آسيب‌شناسي زبان در سريال‌هاي تاريخي 97
در حوزه توليد و اجرا 98
در حوزه متن 101
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادها 107
پيشنهادها 112
فهرست منابع 115
ضميمه 121

فصل اول :
فيلم تاريخي از نخستين گونه¬ها (ژانرها)ي شناخته شده سينمايي است. به بيان ديگر اين فيلم تاريخي بود كه با به كارگيري نشانه¬هاي ديداري مانند لباس¬ها و اشياي صحنه با هدف معرفي زمان و مكان رويدادها توانست به شكل¬گيري نظريه¬هاي مربوط به گونه در سينما (در معناي بازشناخت ويژگي انواع فيلم¬هاي سينمايي و معرفي مؤلفه¬هاي هرگونه سينمايي) ياري رساند.
در سال 1915م، با ساخت فيلم «تولد يک ملت» به کارگرداني گريفيث ، فيلم تاريخي به يکي ازمشهورترين و بحث¬برانگيزترين شکل بيان سينمايي تبديل شد. فيلم تاريخي نزديک به يک قرن است که به عنوان يک گونه مهم سينمايي با درجه بالايي از اهميت فرهنگي در نزد هر ملتي که صاحب سينماست، شناخته مي¬شود. فيلم تاريخي همچنين به‌طور مداوم بحث¬هاي گسترده¬اي را درمورد تحليل رويدادهاي تاريخي، محدوديت تفسير تاريخ و ميزان قدرت فيلم براي تأثير گذاشتن بر درک و شناخت مردم از گذشته و تاريخ برانگيخته است.
توليد فيلم¬ تاريخي اغلب وسيله¬اي براي اعتبار استوديوهاي توليد فيلم و ارضاي نوعي جاه طلبي هنري شناخته مي¬شود. در سينما بسياري از کارگردانان صاحب نام سهم عمده¬اي در شکل گرفتن و پويايي اين گونه سينمايي داشته¬اند و با ساخت آثار‌ متعددي موفق شدند اشتياق به بازشناسايي جنبه¬هايي مختلف از تاريخ گذشته‌ که پيش از آن به خوبي درک يا نشان داده نشده بود، برانگيخته شود.
فيلم تاريخي در حال حاضر به عنوان يک منبع ارزشمند، براي بازخواني و بازشناسايي تاريخ گذشته شناخته مي¬شود. فيلم تاريخي يک واقعيت برساخته است که همچنان که موجب آشفتگي برخي از مورّخان حرفه¬اي مي¬شود، از نظر برخي ديگر از آنان، فرصت ارزشمندي را جهت بحث و مناظره درباره گذشته فراهم مي¬سازد. براي مثال فيلم¬هايي مانند فهرست شيندلر (اسپيلبرگ،1993) و يا JFK(اليور استون،1991)، باعث ايجاد جرياني در افکار عمومي شدند که به شکل گسترده و قابل¬توجهي به درک و شناخت دوباره تاريخ ياري رساندند (Burgoyne).
گونه تاريخي در ابتدا با ظهور فيلم¬هاي باشكوه و پرهزينه، یعنی فيلم¬هايي كه در آنها گرايش به بازسازي رويدادهاي تاريخي وجود داشت، شكل گرفت و به آرامي مسيري را پيمود كه امروز به عنوان مرجعي براي بازخواني تاريخ، با وجود همه نقد و نظرهايي كه به آن مي¬شود، شناخته شده است. گونه تاريخي به عنوان يك مادرژانر بسياري از گونه-هاي ديگر را نيز زير پوشش خود قرار داده است. سينماي حماسي، فيلم¬هاي زندگي¬نامه¬اي و از نظر برخي صاحب‌نظران حتي سينماي جنگي نيز هركدام به نوعي شاخصه¬هاي گونه تاريخي را به همراه دارند و در مطالعات سينمايي به نوعي در زمره ‌اين گونه قرار مي-گيرند.
روايت¬هاي تاريخي آن‌چنان گسترده¬اند كه قابليت امتزاج و تركيب با ساير گونه¬هاي نمايشي را نيز در سينما و تلويزيون فراهم مي¬سازند. گونه¬هايي مانند تاريخي معمايي، تاريخي سياسي، تاريخي پليسي،تاريخي عاشقانه و...رهاورد همين ویژگی گونه تاريخي هستند.
فيلم تاريخي طي نزديك به صد سال كه از عمر سينما مي¬گذرد و قريب به نيم قرن در تلويزيون، تعاريف و انواع مختلفي يافته است كه هر كدام قابليت تقسيم به زيرشاخه¬هاي جزئي¬تر را دارند.
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.