روایت شرق در شهر فرنگ (ايران و اسلام در تلويزيون‌هاي اروپا و امريکا)

کتاب ,مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسیما | پژوهش , نظرسنجی اینترنتی , سنجش,روایت,شرق,در,شهر,فرنگ,(ايران,و,اسلام,در,تلويزيون‌هاي,اروپا,و,امريکا),شهر,فرنگ,-,اسلام,در,تلويزيون‌هاي,اروپا>

 
روایت شرق در شهر فرنگ (ايران و اسلام در تلويزيون‌هاي اروپا و امريکا) نويسنده : عبدالله بيچرانلو ،سيده راضيه ياسينی
ناشر : مرکز پژوهش و سنجش افکار مترجم :
قيمت : 150000 سال انتشار : 1394
نوبت چاپ : اول تعداد صفحه : 263
مرکز توزيع :
موجود در منبع :0
ISBN : 9-49-7378-964-978
کليد واژه : شهر فرنگ - اسلام در تلويزيون‌هاي اروپا
 
مقدمه :
ویژگی جهان امروز، گسترش رسانه¬ای ¬شدن است؛ با این حال، اندیشیدن درباره رسانه¬ها کار ساده¬ای نیست و دلیل اصلی آن هم این است که ما نه تنها از طریق رسانه‌ها می‌اندیشیم، بلکه ساختار این اندیشه را نیز رسانه¬ها شکل می¬دهند. از این رو معمولاً وجود رسانه¬ها را بدیهی می‌انگاریم. رسانه¬ها در همه جا حضور دارند و این امر نه صرفاً به دلیل افزایش حجم و تنوع تجهیزاتی است که برای آسان‌ کردن فرایندهای اطلاعات و ارتباط طراحی شده، بلکه افزایش روز به روز چیزهایی است که هرچه بیشتر به رسانه تبدیل می‌شوند، به نحوی که می‌توان فرهنگ معاصر را فرهنگی آکنده و اشباع‌شده از رسانه‌ها دانست.
از سوی دیگر، به موازات تحولاتي که در زمينه‌هاي سخت¬افزاري ارتباطات جمعي به وجود آمده، در جنبه‌هاي نرم‌افزاري و محتواي ارائه ‌شده در رسانه‌ها نيز تغييرات بسيار منظمي رخ داده است. در این زمینه رسانه‌های متعلق به گفتمان‌های گوناگون، برای تقویت گفتمان خود، به راهبردها و شیوه‌های متفاوت، عمل کرده‌اند. در این کشاکش، می‌توان به برجسته¬تر شدن تصوير ايرانيان و مسلمانان در رسانه‌هاي غرب و به طور خاص در شبکه¬های تلویزیونی اشاره کرد. مرور آثار رسانه‌اي عرضه‌شده دربارۀ ايران و اسلام در این شبکه‌ها نشان می‌دهد که در تصويرپردازي و بازنمايي ايران و ايراني و اسلام و مسلمان در اين رسانه‌ها، رويكردها و راهبُردهای رسانه‌اي خاصي، پيگيري و گفتمان ويژه¬اي حاكم شده است.
کتاب پیش رو، حاصل اجرای طرحی پژوهشی در مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا‌و‌سیماست که در آن، پژوهشگران ضمن تعمق در بازنمایی صورت گرفته از اسلام و ایران در شـبکـه‌های تلویزیونی غربی، تلاش کرده‌اند با تحلیل ده مستند تلویزیونی، تصویری را که شبکه¬های تلویزیونی غرب از اسلام و مسلمانان و ایران و ایرانیان به مخاطبان خود ارائه داده¬اند، رمزگشایی کنند. در بخش مربوط به سیمای ایران و ایرانیان در مستندهای تلویزیونی، مستندهای «اعدام یک دختر نوجوان»، «تن‌فروشی در پس حجاب»، «جهانی بینابین»، «ایرانِ ریک استیوز» و «به مادرم نگویید که در ایران هستم» تحلیل شده‌اند که مبیّن تصویر ارائه شده از ایران و ایرانیان در مستندهای تلویزیونی غربی است.
در بخش «سیمای اسلام و مسلمانان در مستندهای تلویزیونی» نیز مستندهای «سفر به انتهای زمین: «جادۀ شانگریلا»، «محمد، میراث یک پیامبر»، «مسلمانان»، «به نام خدا» و «کاریکاتورهای خون‌آلود» مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. همچنین در بخش «فرجام سخن»، بر مبنای تحلیل مستندهای یاد شده، پیشنهادهایی برای سازمان صدا‌و‌سیما و نیز فعالان رسانه‌ای ارائه شده است.
این کتاب را می‌توان، مکمل حلقه مطالعاتی دانست که در کشورمان در خصوص بازنمایی اسلام و ایران در سینما، مطبوعات و پایگاه‌های خبری غرب، صورت گرفته است. تعمق در مستندهای متمرکز بر اسلام و ایران، نشان‌دهندۀ بخشی از تصویری است که در حدود 4 دهۀ گذشته از ایران و ایرانی و اسلام و مسلمانان در رسانه‌های غربی ارائه شده و در میان مخاطبان رواج یافته است. بدیهی است شناخت محصولات رسانه¬اي كه در خصوص كشورمان و نيز اسلام و مسلمانان تولید‌ شده‌اند و تحليل دقيق آنها، می‌تواند از یک‌سو به آگاه‌سازي عمومي جامعه ايران بينجامد و رویارویی هشيارانه مردم با نمايندگان اين رسانه¬ها، به هنگام حضور در ايران را فراهم آورد و از سوی دیگر نیز،‌ به ساخت محصولات رسانه¬اي منجر شود كه به نوعي، برای رسانه‌های جریان موازی یا جایگزین، الهام‌بخش باشد. ارتقای دانش فعالان رسانه¬اي بويژه، خبرنگاران و تحليلگران خبری و سياسي را نیز می‌‌توان از نتایج انجام چنین پژوهش‌هایی دانست؛ زیرا آگاهی‌بخشی در خصوص اینکه رسـانه‌هاي غرب بر روي چه موضوع‌ها و مسائلي دربارۀ اسلام و ایران متمرکز می‌شوند، به فعالان رسانه‌ای کمک می‌کند در پوشش‌دهی رسانه‌ای و بـرنـامـه¬سازي در خصوص ایران و اسلام، به ابعاد گوناگون اين موضوع¬ها نیز توجه کنند.
مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا‌و‌سیما، با توجه به ضرورت تولید ادبیات مناسب در زمینۀ بازنمایی تلویزیون‌های غرب از اسلام و به صورت خاص، ایران، امیدوار است که این اثر، به تقویت ادبیات پژوهشی این حوزه، کمک کند و بستر دریافت بهتر اندیشه‌های مستتر در گفتمان رسانه‌های غربی در مورد اسلام و ایران را فراهم آورد.

فهرست :
فهرست مطالب

عنوان صفحه
پیشگفتار 11
گفتار آغازین 15
بخش اول: روایت شهرفرنگ از ایران و ایرانیان 29
1. اعدام يک دختر نوجوان 30
2. تن‌فروشی در پس حجاب 47
3. جهاني بينابين 69
4. ايران ريک استيوز 76
5. به مادرم نگوييد که در ايران هستم 98
سیمای ایران و ایرانیان در مستندها 117
الف: تصویر کلیشه‌ای از ایران 117
 فضای سیاه اجتماعی 117
 فقدان آزادی و نبود دموکراسی 118
 ستیزه‌جویی حکومت و ملت 118
 هژمونی پروپاگاندا 119
 رازآلودگی (ناشناخته‌ای که نیاز به شناختن دارد) 119
 عقب‌ماندگی 119
ب: تصویر خاکستری ایران 120
 تنوع فرهنگی 120
 تساهل فرهنگی و دینی 121
 صلح‌طلبی 121
 طرح تقابل ایران و آمریکا در بافت تاریخی آن 121
 ایران زیبا و دیدنی 122
 آزادی و دموکراسی نسبی 122
 ایرانیان متمایز 122
بخش دوم: روایت شهرفرنگ از اسلام و مسلمانان 125
1. سفر به انتهاي زمين: جاده شانگريلا 126
2. محمد، ميراث يک پيامبر 142
3. مسلمانان 162
4. به نام خدا 189
5. کاريکاتورهاي خون‌آلود 212
سیمای اسلام و مسلمانان در مستندها 236
الف: تصویر کلیشه‌ای از اسلام و مسلمانان 237
 رازآلودگی 237
 خشونت‌طلبی و بربریت 237
 عقب‌ماندگی 237
 ناشکیبایی 238
 فرودستی مطلق زنان 238
 ستیزه‌جویی علیه غرب 238
 تضاد با دموکراسی و آزادی 238
 خردگریزی 239
ب: تصویر خاکستری از اسلام و مسلمانان 239
 صلح‌ و عطوفت 239
 تساهل و تسامح 239
فرجام سخن 261
ضميمه 245
فهرست منابع 261
فهرست جداول
جدول 1: مشخصات مستند «اعدام یک دختر نوجوان»
جدول 2: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «اعدام یک دختر نوجوان»
جدول 3: مشخصات مستند «تن‌فروشی در پس حجاب»
جدول 4: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «تن‌فروشی در پس حجاب»
جدول 5: مشخصات مستند «جهانی بینابین»
جدول 6: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «جهانی بینابین»
جدول 7: مشخصات مستند «ایرانِ ریک استیوز»
جدول 8: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «ایران ریک استیوز»
جدول 9: مشخصات مستند «به مادرم نگویید که در ایران هستم»
جدول 10: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «به مادرم نگویید که در ایران هستم»
جدول 11: چکیدۀ تحلیل مستندهای متمرکز بر ایران
جدول 12: مشخصات مستند «سفر به انتهای زمین: جادۀ شانگریلا»
جدول 13: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «سفر به انتهای زمین: جادۀ شانگریلا»
جدول 14: مشخصات مستند «محمد، میراث یک پیامبر»
جدول 15: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «محمد، میراث یک پیامبر»
جدول 16: مشخصات مستند «مسلمانان»
جدول 17: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «مسلمانان»
جدول 18: مشخصات مستند «به نام خدا» (از مجموعۀ عصر ترور)
جدول 19: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «به نام خدا»
جدول 20: مشخصات مستند «کاریکاتورهای خون‌آلود»
جدول 21: تحلیل نشانه‌شناختی مستند «کاریکاتورهای خون‌آلود»
جدول 22: چکیدۀ تحلیل مستندهای تلویزیونی متمرکز بر اسلام
ضمیمه: فهرست مستندهای متمرکز بر ایران و اسلام در تلویزیون‌های اروپا و امریکا
فصل اول :
با گسترش ارتباطات میان‌فرهنگی در جهان در طول قرن بیستم و بیست و یکم، تعاملات و ارتباطات میان مسلمانان و به طور خاص ایرانیان با غرب نیز گسترش یافت، اما این ارتباطات، همواره به گونه‌ای نبوده است که حداقل متفکران و اندیشمندان سویۀ شرقی و اسلامی از آن، خرسند و خشنود باشند. در برهه‌هایی بر اثر تکیه دادن حاکمان وابسته خاورمیانه و از جمله ایران به قدرت غرب برای پشتیبانی از آنها، نوعی رضایت موقت از این تعامل وجود داشته، کما این که محمدرضا پهلوی با کاهش حمایت غرب از او در اواخر حکومتش، از نحوۀ تعامل غرب، ناخشنود بود. به هر حال رابطۀ معاصر غرب و مسلمانان، بسیار پیچیده بوده و قصۀ پرغصه‌ای دارد که آثار بسیار زیادی دربارۀ آن نگاشته شده است؛ برخی در جهان اسلام، همۀ عقب‌ماندگی‌ها و توسعه‌نیافتگی‌ها را ناشی از استعمار غرب دانسته‌اند، برخی نیز این رویکرد را یکسره رد کرده و وضع کنونی جهان اسلام و بویژه خاورمیانه را ناشی از عملکرد خود مسلمانان دانسته‌اند و معتقدند: از ماست که بر ماست. برخی نیز رویکردی بینابین در پیش گرفته و بر این باورند که هر دو عامل یاد شده یعنی هم شیوۀ منفعت‌جویانه غرب در تعامل با جهان اسلام و هم برخی ازخودباختگی‌ها، ضعف‌ها، انشقاق‌ها و اختلافات درونی، قدرت‌طلبی حاکمان جبار، حتی برخی ویژگی‌های طبیعی در منطقه خاورمیانه در این سو باعث هم‌افزایی با عامل نخست شده و وضع کنونی را رقم زده است. به نظر می‌رسد علی‌رغم وقوع انقلاب اسلامی در منطقۀ خاورمیانه و برخی تحولات سال‌های اخیر که نوعی نهضت و بیداری را در میان مسلمانان این منطقه دربر داشته است، اما هنوز تحول عظیمی، نه در رابطۀ مسلمانان با غرب و نه در کلیت وضع جهان اسلام‌ـ نه موارد خاص مانند ایران، مالزی و ترکیه ـ به وجود نیامده است. به هر حال، این پژوهش بر تعامل ساختارهای اصلی غرب و جهان اسلام متمرکز نیست، بلکه به یکی از اجزای به نسبت متأخر این تعامل یعنی رسانۀ تلویزیون به مثابه رسانۀ بازنمایاننده تصویر ایرانیان و مسلمانان نزد غربی‌ها تمرکز دارد. در واقع، این پژوهش، تلاش دارد با تبیینی دقیق¬تر از بازنمایی صورت گرفته از اسلام و ایران در شـبکه‌های تلویزیونی اروپا و آمریکا، تکمیل¬کنندۀ حلقه مطالعاتی باشد که در کشورمان در خصوص بازنمایی اسلام و ایران در سینما، مطبوعات و رسانه‌های نوین غرب صورت گرفته‌اند. هرچند همگان به اهمیت و جایگاه شبکه¬های تلویزیونی، بویژه شبکه¬های تلویزیونی خبری ماهواره‌ای 24 ساعته در غرب به عنوان رسانه‌هایی پرمخاطب اذعان دارند، اما تاکنون تنها به نگارش مقاله‌هایی در این خصوص، بسنده شده است و درباره تصویری که در سه دهه گذشته از ایران و ایرانی و اسلام و مسلمانان در این شبکه‌ها بازنمایی شده ـ بجز اثری که یکی از نگارندگان اثر پیش‌رو در این باره نوشته ـ پژوهشی جدی صورت نگرفته است. از این رو، مطالعه حاضر می‌تواند ضمن تکمیل این حلقه، به نوعی با زبانی پژوهشی، بازنمایی صورت گرفته در شبکه¬های تلویزیونی اروپا و آمریکا از اسلام و مسلمانان و ایران و ایرانیان را تبیین کند.
رسانه‌ها و بازنمایی
رسانه‌های عامه‌پسند همچون سینما، تلویزیون، روزنامه‌ها و مجلات، از وجوه اصلی زندگی روزمره در مدرنیته اخیر به شمار می‌آیند. به مدت بیش از نیم‌قرن، آنها نه فقط منبع اصلی اطلاعات بوده‌اند، بلکه نقش خطیری در شکل دادن به پندارهای افراد درباره جهان پیرامونی‌شان داشته‌اند (بنت، 1386: 119).
بدین‌ترتیب، فرهنگ معاصر، فرهنگی آکنده و اشباع‌شده از رسانه‌ها شده است. به قول استیونسون، سخن گفتن دربارۀ فرهنگ‌های مدرن اخیر به معنای سخن گفتن از فرهنگ‌های رسانه‌ای است. بنا به استدلال او، رسانه‌ها چنان در زندگی روزمرۀ عصر مدرن متأخر استوار گشته‌اند که به یکی از عناصر تفکیک‌ناپذیر بافت فرهنگی آن تبدیل شده‌اند. مسائل و مباحث مربوط به معرفت، هویت، ذوق و سلیقه و سبک زندگی که جزو خصوصیات معرف فرهنگ در مدرنیتۀ اخیر هستند، بدون استثنا به دست افراد و از طریق مصرف متون و تصاویر رسانه‌ها مفهوم‌پردازی و عملیاتی شده‌اند (استیونسون، 1995).
نظریه‌پردازان بر این باورند که بازنمودهای تصویری و متنی رسانه‌های جمعی اهمیت زیادی برای واقعیت زیستۀ ما دارند و بنابراین تحلیل‌های خود درباره این بازنمودها را در چهارچوب نظریه بازنمایی صورت‌بندی کرده‌اند.
نظریۀ بازنمایی اما به لحاظ سطح تحلیل، به دو نوع کلاسیک و جدید تقسیم می‌شود. بر اساس نظریۀ کلاسیک بازنمایی، آثار هنری و فرهنگی هر جامعه‌ای بازتاب‌دهندۀ مسائل اجتماعی زمان خود هستند و همچون آینۀ اجتماع عمل می‌کنند (راودراد 1382، کنی2005، میلر و استم 1999). نظریۀ کلاسیک بازنمایی همچنین این پرسش را مطرح می‌سازد كه رسانه‌ها و آثار هنری تا چه اندازه، واقعیت اجتماعی را بازنمایی می‌كنند. در پاسخ به این پرسش، نظریه‌پردازان کلاسیک بازنمایی، مسائل مختلفی را مطرح كرده‌اند. برخی بر این باورند كه رسانه‌ها بازتاب‌دهندۀ هنجارها و ارزش‌های حاكم بر یك جامعه هستند. تاكمن بر آن است كه رسانه‌های جمعی، به «بازتولید نمادین اجتماع» یعنی به نحوه‌ای که یك جامعه میل دارد خود را ببیند، می‌پردازند (استریناتی،1380). برخی دیگر بویژه نظریه‌پردازان روانكاوی، تولیدات هنری و رسانه‌ای را ارضاكننده نیازها و تخیلات مشترك اجتماعی می‌پندارند یا آن را رؤیاهای اجتماعی برخاسته از ضمیر ناخودآگاه جمعی تصور می‌كنند. از سوی دیگر، برخی با تأسی به سنت ماركسیستی، آثار هنری را محصول شرایط اقتصادی و اجتماعی و همچنین ایدئولوژی طبقۀ حاكم بر جامعه می‌پندارند (کنی، 2005). بر اساس رویکرد کلاسیک بازنمایی، رسانه‌هایی همچون تلویزیون و سینما (استریناتی،1380: 121) در مقایسه با دیگر هنرها «با زمینه اجتماعی‌شان رابطه تنگاتنگی دارند» (دووینیو، 1379: 6) و به همین دلیل، بهتر می‌توانند بازنمای مسائل و واقعیات زندگی انسانی و شاخصی برای سنجش وضع فرهنگی و اجتماعی باشند.
بدین ترتیب، نظریۀ کلاسیک بازنمایی، رابطۀ سرراست و ساده‌ای میان واقعیت و بازنمایی رسانه¬ای و بصری آن برقرار می‌کند، اما نظریات جدید بازنمایی، این رابطه را نه ساده و سرراست، که سرشار از پیچیدگی در نظر می‌گیرند.
نظریۀ جدید بازنمایی که ملهم از مطالعات فرهنگی معاصر مباحث مربوط به چرخش زبانی است، بر آن است که رسانه‌ها آینه‌وار اقدام به انعکاس واقعیت نمی‌کنند، بلکه بر ساخت اجتماعی واقعیت اثر می‌گذارند (مهدی‌زاده، 1387: 9؛ بنت، 1386: 121؛ استوری، 1386: 23) و بنابراین، «بازنمایی را باید ساخت رسانه‌ای و زبانی واقعیت دانست» (مهدی‌زاده، همان: 9).
از دیدگاه استوارت هال، بازنمایی، استفاده از زبان برای تولید نکته‌ای معنادار دربارۀ جهان است؛ معنا در ذات وجود ندارد، بلکه ساخته می‌شود و نتیجه و محصول یک رویۀ دلالتی است. بازنمایی، شیوه‌ای است که از طریق آن ما واقعیت را واجد معنا می‌سازیم. همچنین، معناهایی را که درباره خودمان و دیگران و جهان پیرامون‌مان ایجاد می‌کنیم، ازطریق بازنمایی با یکدیگر سهیم می‌شویم یا مورد مجادله قرار می‌دهیم (همان: 16).
بنابر رویکرد جدید بازنمایی که بدان نظریه برساخت‌گرایی نیز گفته می¬شود، رسانه‌های جمعی، واقعیات اجتماعی را منعکس نمی¬کنند، بلکه واقعیت¬های اجتماعی در قالب ساختار روایی آنها خلق و به عبارت بهتر برساخت می¬شوند. رسانهها از طریق آنچه بودریار، «فراواقعیت » می‌خواند، به دنبال خلق واقعیات جدیدی هستند. در این فرایند، رسانهها از طریق نوعی ساز‌و‌کار جانشینی، به جای «واقعیت»، امر واقعی جدیدی را می‌نشانند که به طور کامل بر اساس ترکیب عناصر رمزگان تولید می‌شود. رسانهها از طریق ارائه چیزی همچون مدل‌های شبیه‌سازی رایانه‌ای می‌کوشند با ترکیب برخی عناصر واقعیت، واقعیت جدیدی را خلق کنند. در این حالت، واقعیت به نفع این واقعیت جدید مدل که از سوی خود رسانه تحقق می‌یابد، ملغی می‌شود و از میان می‌رود. از نظر بودریار، در این فرایند، فراواقعیت، قدرت واقعیت را پیدا می‌کند (بودریار، 1389: 194).
نظریۀ جدید بازنمایی از دیدگاه‌های فوکو الهام می‌گیرد. در این رویکرد، بازنمایی‌های رسانه‌ای با «مناسبات متحول‌شونده قدرت» (استوری، 1386: 24) پیوند می‌خورد. از منظر فوکویی، «بازنمایی همیشه در یک گفتمان صورت می‌پذیرد و گفتمان تعیین می‌کند که دربارۀ یک متن خاص چه می‌توان گفت و چه نمی‌توان گفت» (همان). در اینجا، دانش و قدرت به هم پیوند می‌خورند. آن کسانی که به سبب برخورداری از قدرت می‌توانند شیوه‌های خودشان برای شناخت جهان را به طرزی گفتمانی اشاعه دهند، انگاره‌های غالب برای شناخت جهان (یا معنادار ساختن آن) را ایجاد می‌کنند و همین انگاره‌ها موجد «رژیم‌های حقیقت» می‌شوند. این رژیم‌ها سپس به مرجعی برای نحوۀ تفکر و رفتار ما تبدیل می‌گردند (فوکو، به نقل از استوری، همان). بنابراین، قدرتی که با بازنمایی گره می‌خورد، قدرتی سلبی نیست، بلکه ماهیتی مولّد دارد. بنابر نظر فوکو، قدرت چیزها را تولید می‌کند، واقعیت را می‌سازد، قلمروی از ابژه‌ها و آیین‌های حقیقت را ایجاد می‌کند.
.....
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.