روش‌هاي پژوهش تصويري در علوم اجتماعي بينش‌هاي آگاهي‌بخش

کتاب ,مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسیما | پژوهش , نظرسنجی اینترنتی , سنجش,روش‌هاي,پژوهش,تصويري,در,علوم,اجتماعي,,بينش‌هاي,آگاهي‌بخش,جامعه,شناسی,تصویری,-,علوم,اجتماعی>

 
روش‌هاي پژوهش تصويري در علوم اجتماعي  بينش‌هاي آگاهي‌بخش نويسنده : استفان اسپنسر
ناشر : مرکز پژوهش و سنجش افکار مترجم : دکتر مرتضي قليچ،دکتر نعمت‌الله فاضلي
قيمت : 240000 سال انتشار : 1395
نوبت چاپ : اول تعداد صفحه : 206
مرکز توزيع :
موجود در منبع :0
ISBN : 978-964-7378-50-5
کليد واژه : جامعه شناسی تصویری - علوم اجتماعی
 
مقدمه :
کتاب حاضر در اصل برای دانشجویان، بويژه دانشجویانی که سال‌های پایانی رشته‌های علوم اجتماعی را می‌گذرانند یا در مقاطع تحصیلات تکمیلی مشغول به‌تحصیل‌اند، نگاشته شده است. روش‌های پژوهش تصویری به گونه‌ فزاینده‌ای از سوي دانشجویان و پژوهشگران مورد آزمون قرار گرفته و مزایای بالقوه آن بسیار جذاب است. البته، بسیار امیدوارم که این کتاب مورد پسند پژوهشگران و استادان علوم اجتماعی واقع شود؛ استادان و همکارانی که در رشته‌های متنوع علوم اجتماعی، اعم از انسان‌شناسی، جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی و رسانه و همچنین مدرسان روش‌های پژوهش کیفی، که این حوزه‌ها اغلب با یکدیگر مرزهای مشترکی نیز دارند، مشغول به تدریس‌اند.
چرا پژوهشگران علوم اجتماعی توجه خود را به روش‌های تصویری معطوف می‌دارند؟ به نظر می‌رسد دو دلیل اجباری در «تصویر پژوه شدن» این پژوهشگران وجود دارد. نخست، امر تصویري بسیار پیش از زبان، برای شرایط انسان و ابراز انسانیت او حايز اهمیت بوده است و به نوبه خود احساسات، هویت‌ها، خاطرات و آرزوهای ما را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. ما انسان‌ها موجوداتی تصویری هستیم و در جهانی از نمود تصویری از معنا زندگی می‌کنیم. ثانیاً، با وجود تصویری بودن ما انسان‌ها، علوم اجتماعی به امر تصویری چندان بها نداده یا استفاده از آن‌ را به توضیحات صرفاً فرعیِ متون مکتوب تقلیل داده است. با وجود این، در دو دهه اخیر، علاقه به ابعاد تصویری حیات اجتماعی به سرعت افزایش یافته و ظرفیت‌های روش‌های تصویری برای کشف عمیق‌تر و ظریف‌‍‌تر زمینه‌ها و روابط اجتماعی مقبول واقع شده و براي ما نیز این امکان را فراهم ساخته است تا امر روزمره را با بینش جدیدی بنگریم.
از جمله اهداف کتاب حاضر، فراهم ساختن نوعي راهنما برای فرایندهای تأمل و برنامه‌ریزی درباره کاربست اشکال مختلف پژوهش تصویری در مسیر شناخت و بازنمایی موضوعات بنیادین و مهم در زندگی اجتماعی است. به یقین ما در یک «جامعه گفت و شنودی» صِرف زندگی نمی‌کنیم (Atkinson and Silverman,1997)، حتي مي‌توان گفت در حال حاضر جامعه ما به شدت تصویری و دیداری است. معرفت و پژوهش دانشگاهی که زمانی به شدت گفتار محور بود (یعنی به کلمات نوشتاری و گفتاری متکی بود)، امروزه، به واسطه نوآوری‌های پرشتاب در رسانه‌ها و فناوری‌های آموزشی درحال تغییر و توسعه است و پژوهشگران دانشگاهی به نوعي تغییر فرهنگی به سمت جامعة مبتنی بر ثبت و ضبط تصویری رفتارهای اجتماعی روزمره علاقه‌مند شده‌اند. نفوذ دوربین در همه جنبه‌های زندگی، موید سلطه واقعیت تلویزیون و روندهای نظارت است. امروزه بسیاری از دانشگاهیان به نمایش‌های تصویری بي‌واسطه‌تر متکی‌اند و برای تدریس از پاورپوینت، وب‌سایت، وبلاگ‌ و گالری‌های فلیکر یا از ویدئو نماهنگ‌های سایت یوتيوب استفاده می‌کنند، در حالی‌که پیش از این از سبک گفتاری رسمی‌تری بهره می‌بردند.
اگر چه نقاشی‌های درون غارها حکایت از آن دارد که بازنمایی‌های تصویری به اندازه خودِ فرهنگِ انسان قدمت دارد، اما این زبان بود که به مثابه ابزاری «به لحاظ ذاتي کامل» (Sapie, 1996: 1) در هر جامعه‌ای گسترش یافت. باورها و اعتقادات ما از طریق زبان شکل می‌گیرد؛ زبان اتصال‌دهنده فرهنگ‌هاست و روابط تعلق، هویت و تفاوت را تعیین می‌کند. زبان یکی از عناصر فرهنگ است که ما بیشترین انگیزه را برای یادگیری‌ آن داریم و با دقت نسبی‌اش، به ما در بیان مفاهیم پیچیده، احساسات و سایر موقعیت‌های درونی کمک می‌کند. اما در مقابل، عکس‌ها وسیله‌ای غیر قابل اعتماد برای انتقال پیام‌های ساده به شمار می‌روند؛ اگرچه یک نقاشی نمادها و رمزگان متعارف خود را دارد، اما «خوانشی» روشن و واضح از ترکیب عناصر و داوری درباره اینکه هنرمند با چه هدفی عناصر نقاشی را با هم ترکیب كرده دشوار است و راه برای تفاسیر چندگانه باز و آزاد است. به همین منوال، یک عکس به خودی خود «نما– متن» محسوب می‌شود؛ یعنی نشانه‌ای که به طور مستقیم به آن چیزی که عکس به تصویر می‌کشد، مرتبط است، اما تفسیر آن عکس امری قراردادی و اختیاری است. (درست مثل علامت سوال (؟) یا سایر نشانه‌های زبان‌شناختی که فاقد رابطه ذاتی و طبیعی با چیزهایی هستند که بدان اشاره دارند). معنایی که ما از چنین تصویری استنباط می‌کنیم، برای هر نوع تخیل و گمانه‌زنی، آزاد و باز است.
از این رو، چندان جای تعجب نیست که بسیاری از پژوهش‌هاي اجتماعی، ویژگی‌های تصویری زندگی اجتماعی را کم اعتبار یافته و بسیاری از پژوهشگران اجتماعی، طبقه‌بندی و تعمیم‌سازی امور تصویری را دشوار دانسته‌اند و حتی اگر از آنها استفاده کنند، صرفاً ضمیمه و حاشیه‌ای برای مباحث زبانی و روش‌های مرسوم زبان‌محور بوده است. مارکوس بنکز می‌گوید: «مطالعه و استفاده از تصاویر دیداری در ذات خود هدف تلقی نمی‌شود، بلکه تصاویر فقط در درون و در خلال اقدامات پژوهشی جامعه‌شناختی کلی‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرند (Banks, 2001: 178). ورود مواد تصویری به پژوهش، موجب غنای آن پژوهش می‌شود و امکان فهم و شناخت تفصیلی‌تر از زندگی اجتماعی روزمره را میسر می‌سازد. موضوعات و مسائل کلیدی در جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی را می‌توان به شیوه‌ای آزمود که به جزییات افزود؛ جزییاتی ویژه و قابل توجه در شناخت کنش‌های اجتماعی که ممکن است عادی و پیش پا افتاده به نظر برسند و از همين رو احتمال می‌رود که به سادگی نادیده گرفته شوند. در واقع، اشباع تصویری فرهنگ غربی موجب شده است که امر تصویری به نوبه خود به موضوع با ارزش پژوهش مبدل شود. این تمرکز و توجه به جنبه‌های تصویری مورد توجه برخی از نظریه‌پردازان (مثل جنکینز، 1995؛ مایکل، 1994) قرار گرفته تا حدی که آنان از «چرخش تصویری» قابل ملاحظه‌ای که ویژگی مثال‌زدنی عصر جدید است، دفاع می‌کنند.
این کتاب برای کسانی نوشته شده است که در مسیر شناخت جامعه و فرهنگ؛ و همچنین ماهیت تصویری زندگی‌های روزمره، درصدد به‌کارگیری عناصر تصویری پدیده اجتماعی به مثابه منبعی با ارزش برای تکمیل ابزارهای متعارف روش‌های کیفی هستند.
فهرست :
فهرست مطالب

پيشگفتار 9
بخش اول: پژوهش تصويري و واقعيت‌هاي اجتماعی 11
مقدمه 12
ساختار کتاب 15
بخش اول 16
بخش دوم 20
فصل اول: تصویری‌شدن زندگی اجتماعی 25
دگرگونی فرهنگ تصویری 25
آیا دیدن به معنای باور کردن است؟ 27
زیبایی‌شناسی امر تصویری 34
فرهنگ، تصویر و معنا 36
بینامتنی بودن 38
نظارت، نمایش و انگیزش 44
در دسترس‌ها: تصاویر و ابژهها 56
مزایای رویکردهای تصویری 62
خلاصه 65
فصل دوم: فرایند پژوهش و روشهای تصویری 67
پژوهشگر تصویری 67
آغاز کار 75
پدیدارشناسی 80
مردم‌نگاری 85
مطالعات موردی 90
روايت‌پژوهي 93
مسائل توليد ويدئويي 105
راهبردهاي بازنمايي/خوانش 107
بينش آگاهی‌بخش: توسعه پژوهش‌های تصويري در جامعه‌شناسي 109
اخلاقيات و پژوهش‌هاي تصويري 115
خلاصه 118
فصل سوم: نقشهبرداري از جامعه: معناي مکان 121
احساس [تعلق به] مكان 122
نقشه‌ها در پژوهش تصويري 125
مكان‌يابي موقعيت 139
كاوش در شهر 141
چشم‌اندازهاي متغير و تصاوير ديالکتيکي 142
مردم‌نگاري مبتنی بر پرسه‌زدن 144
متولد آب و آتش 146
ماندگاری در حافظه ـ چاله‌ها در تخیل شهری 149
خرابه‌هاي صنعتي 154
نشانه‌های تنوع- شبح چندفرهنگ‌گرایی 161
مشقت و ماليخوليا در بازار 163
مردم‌نگاري ويدئویی: پرسه‌زني با يك دوربين 168
فصل چهارم: تصويري‌شدن هويت 185
تصاوير هويت 188
هويت‌هاي جمعي 200
ال چارو- شمايل‌گري مكزيكي 203
تزيینات محيط 206
نمايش بدن 206
هویت تصویری و ویژگی‌های کالا 216
فصل پنجم: تحلیل تصویری 221
برقراری رابطه بین تصاویر 224
بهرهگیری از تصاویر صامت برای شکار «لحظه‌ای خاص» 228
روش‌های ترکیبی: شرح غنی در یک رویکرد موردی 230
روشهای تحلیل ـ نشانه شناسی 241
پارادایمها و همنشینیها 243
تصاویر لفاظانه 244
رويكردهاي نشانه‌شناسي انتقادی 248
پانکتوم- نقطه ملغي‌گر اصلي 258
انواع تحليل گفتمان 261
به کارگیری فناوری جدید 272
بخش دوم: رويه‌هاي پژوهشي در كانون توجه– چهار مقاله در زمینه روش‌های تصویری 275
به سوي يك عكاسي زنانه: عكاسي از شهر 280
دوربین‌های چندگانه، نمایشگرهای چندگانه، احتمالات چندگانه: نگاهی به فرایند تولید فیلم تعاملی 299
عكاسي به مثابه فرايند، عكس گرفتن مستند به مثابه گفتمان 317
مطالعه تصویر به واسطه تصویر: مردمنگاری تصویری کیشِ ماریا لیونزا در ونزوئلا 351
نتيجه‌گيري 375
فرهنگ اصطلاحات 379
نمايه ........................................................................................................................393
منابع ........................................................................................................................399


فصل اول :
فصل اول
تصویری شدن زندگی اجتماعی
هیچ‌چیز رمزآلودی وجود ندارد، رمز و راز در چشمان توست.
الیزابت باومن
دگرگونی فرهنگ تصویری
در این فصل مشکلات و قابلیت‌های نهفته در اشکال تصویری را بررسی می‌کنیم تا از این طریق بتوانیم راهی برای درک اینکه روش‌های تصویری چگونه می‌توانند جنبه‌های مختلف زندگی اجتماعی ما را آشکار کنند، بیابیم. گفته می‌شود که ما هم اکنون در فرهنگی زندگی می‌کنیم که از نظر اشکال تصویری اشباع شده Gombrich, 1996, Mirzeot, 1999)) و مدرنیتة متأخر با «چرخشی تصویری»، در حال حرکت به سوی فرهنگي به شدت «تصویر گرایانه» است (Jay,1996, Jenks,1995, Mitchell, 1994). تغییرات و سیالیت نهفته در فناوری‌های رسانه‌ای جدید باعث تسلط اشکال جدید تجربه‌های تصویری شده است. شکل پذیری ارتباطات دیجیتالی انسان را قادر می‌سازد تا داده‌های تصویری و صوتی و کلامی را به شکلی پویا و تحریف‌پذیر به صورت همزمان تجربه کند. چه این تجربه از طریق وب‌کم باشد، یا فرمت‌های ویدئویی و صوتی بر روی اسلایدهای برنامه پاورپوینت یا یک کنفرانس ویدئویی از طریق شبکه‌های رایانه‌ای.
جوامع توده‌ای هم اکنون خود را بر رسانه‌های الکترونیک پخش گسترده به عنوان یکی از نیروهای گریز از مرکز دموکراسی متکی کرده‌اند. این حوزه عمومی جدید را می‌توان نوعی حوزه رسانه‌ای دانست- یکی از حوزه‌های مهم«گریز فرهنگی» که در آن معانی از طریق کانال‌های انسانی و شیوه‌های فناورانه ارتباطات جریان می‌یابند. (lewis 2005; lewis and lewis, 2006)
حوزه رسانه‌ای، ترکیبی از رسانه و حوزه عمومی و فرایندهای ارتباطی خرد و کلان مدام در حال تغيير و مشارکت اجتماعی است. (Lewis, 2007: 5)
حوزه رسانه‌ای (ببینید Hartley, 2002) هم خروجی‌های رسانه‌ای و نیز حوزه‌های عمومی خردتر را دربر‌می‌گیرد. ارتباط میان حوزه رسانه‌ای و شبکه گسترده‌تر معانی فرهنگی نیز به نوبه خود همیشه در حال تغییرند (مفهوم «حوزه معنایی» از لوتمان، به معنای عالم فرهنگ، زبان و معناست). بررسی این قلمروهای تصویری به ما کمک می‌کند دریابیم، ارتباطات چگونه در حوزه‌های عمومی با رسانه‌ای شدن، تبدیل به مجموعه‌ای از معانی می‌شوند که پیوسته بین آنها در نوسان است و زمینه صورت‌بندی فعالانه نظام‌های نوشتاری، متنی و تصویری را فراهم می‌آورند. یکی از اثرات جهانی‌شدن، تأثیر موج دوسویه حرکت از مرکز به حاشیه و برعكس است که این حرکت قابلیت‌های زیادی را برای آشنایی فرهنگ‌های حاشیه با هویت‌های فرهنگی جدید (از طریق تصاویر الکترونیک و گردشگری وابسته به این فناوری‌ها) به وجود آورده است؛ در حالی‌که، حاشیه نیز به صورت همزمان به سمت مرکز در حرکت است؛ مانند جریان مهاجران اقتصادی و جنبه‌های مختلف فرهنگ سیاه‌پوستان و طبقه کارگر که تبدیل به الگوهایی برای جوانان سفیدپوست حومه‌نشین شده است. تمرکز بر «فرهنگ تصویری» به عنوان یکی از قلمروهای قابل دسترسی برای مطالعه، به معنای قبول واقعیت زندگی در یک جهان رسانه‌ای شده است؛ چرا که تجربه‌های ما از محتواهای تصویری اشکال پویا و چندگانه فرهنگی و رمزگانی که مهاجران از یک سرزمین به سرزمین دیگر انتقال می‌دهند، همگی سبب بروز تغییرات عمیق و پویایی در نظام‌های انسانی و اجتماعی شده است.
امروزه رشد فناوری‌هایی مثل اینترنت، موبایل، شبکه‌های رایانه‌ای و حس‌گرها، الگوهای جدیدی برای تعامل انسان، از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا کارکردهای فیزیولوژیک فراهم آورده‌اند. نمونه بارز آن تکامل شتابنده انگشت شست انسان برای کنترل دستگاه‌های موبایل است که در همین چند سال اخیر اتفاق افتاده است. (Cai and Terrill, 2006: 235)
این دگرگونی تعاملات، تحلیل‌های انتقادی درباره پدیده‌های اجتماعی‌ـ اقتصادی را نیز شدت بخشیده است. دراینجا تمرکز ما بیش از هر چیز بر کاربرد کیفی داده‌های تصویری در پژوهش‌ها و نیز ماهیت بین رشته‌ای تصویر پژوهی‌هاست که با انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی، تاریخ و جغرافیای اجتماعی مرزهای مشترکی دارد. در این فصل، قدرت تصویر بررسی مي‌شود و ارزش تصاویر به عنوان شیوه‌های تکمیلی پژوهش‌های سنتی و نیز یک حوزه مطالعاتی مستقل مورد تأکید قرار مي‌گيرد.
آیا دیدن به معنای باور کردن است؟
نمونه‌های زیادی وجود دارد که در آنها، برخی نشانه‌های تصویری، آشکارا به نفع برخی دیگر از عوامل پس‌زمینه‌ای که تعیین‌کننده تفاسیر ما از یک موقعیت هستند، نادیده گرفته می‌شود. یکی از نمونه‌های کلاسیک در مورد اینکه هر آنچه را که دیده می‌شود، نباید باور کرد، آزمایش سولمون اَش است (تصویر شماره یک) که در آن شخص پژوهشگر از یک گروه به ظاهر آزمودنی می‌خواهد که بگویند خط ترسیم شده بر روی کارت اول با خط دوم کارت دوم هم‌اندازه است. سپس وقتی آزمودنی واقعی كه از قضیه بی‌اطلاع است به این گروه می‌پیوندد، از او می‌خواهند در یک آزمون بینایی شرکت کند. در حضور او، پژوهشگر از همه آزمودنی‌ها می‌پرسد، خط ترسیم شده بر روی کارت اول با کدام یک از خطوط A، B و C در کارت دوم هم اندازه است. او از آنها می خواست پاسخ خود را با صدای بلند بگویند. هر کدام از اعضای گروه به نوبه خود، چنانکه از قبل با آنها هماهنگ شده بودند، می‌گفتند پاسخ صحیح، خط B است. آزمودنی واقعی که پاسخ به نظرش بسیار روشن می‌آمد، خواست با فشار و توافق جمعیِ صورت گرفته در آنجا مقابله کند، اما وقتی همین پاسخ غلط را از همه اعضای این گروه شنید، او هم همان پاسخ غلط را داد. این آزمون براي 75 درصد از آزمودنی‌های واقعی تکرار شد. آنها به چشمان‌شان اعتماد نکرده بودند. از سوي دیگر، تعجب آور نیست که ارزش‌ها، باورها و تصورات مشترک آنقدر اقناع‌کننده و قوی هستند که تحميل بر ادراک و عقلانیت افراد تعجب‌آور نباشد.
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.