صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1398/03/02
 
 
 
نام و شهرت : علامه دهخدا
تحصيلات :  
کتب :
تحقيقات :
زمينه فعاليت :
سوابق کاري : در تحریر زندگینامه دهخدا هیچ سخن رساتر از آنچه خود وی در یادداشتی آورده است و ظاهراً به حدود سال 1321 ه.ش بازمی‌گردد، نخواهد بود. مندرجات آن یادداشت چنین است: «حالا نزدیك شصت و سه سال شمسی از عمر من می‌گذرد. پدر من خان باباخان پسرآقاخان پسرمهرعلی خان پسر رستم خان (پسر قلیچ خان) پسر سیف الله خان است. مهرعلی خان سپاهی بوده است و سمت سرداری داشته و از او شمشیرها و چند عدد نیزه و سه خنجر با دسته عاج سنگ نشانده و پیراهنی كه دوبار تمام قرآن در پشت و روی او نوشته بود برجای بود كه من در طفولیت آنها را دیده بودم. پدر من كه اول با زن عموی خود ازدواج كرده بود از او فرزندی نداشت و در كهولت مادر مرا به زنی گرفت و از او خدا به او دختری عطا كرد كه در دو سالگی فوت نمود و پس از آن من و بعد از من خواهری و بعد از آن برادرم یحیی خان و پس برادر دیگرم ابراهیم خان حفظهم الله بوجود آمدیم. مولد من در طهران در كوچه قاسمعلی خان به محله سنگلج بود. چه در این وقت پدرم دو ده خود را یكی موسوم به «یاكند» و دیگر مسمی به «كی خنان» كه در حدود چگینی (مراد ناحیه ایل نشین چگینی است در بلوك قاقازان واقع در شمال غرب و غربی قزوین) بود فروخته و به قصد اقامت به طهران آمده بود. در نه سالگی من، پدرم رحمه الله علیه درگذشت و دو سال بعد پسرعموی او مرحوم میرزا یوسف خان رحمه الله تعالی كه از پیش، پیشكار مرحوم آقا ابراهیم امین السلطان بود وصی پدرم شد. از او هفت دختر مانده بود و دامادهای او هرچه ما در نزد میرزا یوسف خان داشتیم انكار كردند و آنچه برای ما ماند تنها یك خانه چهارصد زرعی در جوار خانه مرحوم شیخ هادی مجتهد نجم آبادی طاب ثراه و اثاث البیت بود. مادر من رضوان الله علیها كه مثل اعلای مادری بود ما را در كنف تربيت خود گرفت. دروس قدیمه را نزد مرحوم شیخ غلامحسین بروجردی از صرف تا اصول فقه و كلام و حكمت خواندم و حدود ده سال هر روز از صبح تا شام در خدمت او بودم. حجره او مدرسی بود كه از نیم ساعت پیش از زدن آفتاب تا نزدیك غروب همه رشته‌های علوم وقت را به دسته‌های مختلفی از طلاب كه در اوقات معینه روز نزد او می‌آمدند مجاناً درس می‌گفت من گذشته از درس خاص خود آن دروس را نیز می‌شنیدم و در اواخر با اغلب آن دسته‌ها در دروس شركت داشتم. ارادت پدر من به مرحوم شیخ هادی به ارث به من رسید و با آنكه سن من مقتضی نبود در محضر او می‌رفتم و از افكار بدع و بكر او به قدر استعداد خود بهره‌ها بردم. خلاصه اینكه مربی قلب و فواد یعنی وجدانیات من آن مادر بی‌بدیل، و معلم دانشهای رسمی من آن دانشمند متاله و تقویت عقل من از مرحوم شیخ هادی طاب ثراه بود. كم و بیش هرچه دارم از این سه وجود استثنایی است، و برای كمتر كس این سه نعمت یك جا جمع شده است و قصورها از من است نه از نقص وسائل»
این است آنچه علی اكبر فرزند خانبابای قزوینی با نام خانوادگی دهخدا و نامهای مستعار «دخو» «نخود همه آش» «خادم الفقراء دخو علی» «برهنه خوشحال» «رئیس انجمن لات و لوتها» «خرمگس» «جغد» «مدعی» از زندگی خود و به عبارت بهتر از دوران كودكی و نوجوانی از خویش نوشته است.
دهخدا پس از اتمام دوره تحصیلات ده ساله علوم قدیمه وارد مدرسه سیاسی شد و به آموختن زبان فرانسه همت گمارد و پس از اتمام دوره مدرسه مذكور به خدمت وزارت خارجه درآمد. آنگاه كه مرحوم معاون الدوله غفاری به سفارت دول بالكان (بلغارستان، یوگسلاوی، یونان، آلبانی و قسمتی از اتریش و رومانی) می‌رفت دهخدا نیز با او همراه شد و مدت دو سال در اروپا و بیشتر در وین پایتخت اتریش اقامت كرد و معلومات خود را در زبان فرانسه كامل ساخت و دانشهای جدید آموخت و بر ترقیات جهان، از پیشرفتهای علمی و هنری و گشاد و بست زندگی آزاد و بی‌پیرایه دیده به ژرفی گشود و با اندوخته‌های فراوان معنوی به ایران بازگشت.
مراجعت دهخدا به ایران مقارن با نهضت مشروطه‌خواهی بود (1323 ه. ق - 1284 ه.ش) اما پیش از آنكه با معلومات و تجارب آموخته و اندوخته از این سفر، براثر تغییرات و تحولات سیاسی حكومت، به روزنامه‌نگاری روی آورد، با سمت «معاونت امور راجع به شوسه خراسان» كه آن راه در مقاطعه حاج حسین آقا امین ضرب بود، به كار پرداخت و عنوان معاونت و مترجمی مسیو دوبوروك (دوبروك) مهندس بلژیكی را با ماهی سی تومان مقرری به اضافه مخارج راه در هنگام مسافرت (هزینه سفر) يافت. تاریخ شروع به این خدمت ظاهراً 13 رمضان 1324 ه.ق است. پس از حدود شش ماه كار در ادامه راه شوسه خراسان، دهخدا با عنوان نویسنده و سردبیر و مرحوم جهانگیر خان شیرازی با عنوان مدیر و گرداننده امور و مرحوم میرزا قاسم خان صوراسرافیل با عنوان صاحب سرمایه و مدیر به تاسیس روزنامه‌اي به نام صوراسرافیل مبادرت ‌ورزيدند، روزنامه‌ای كه در دوران مشروطیت ایران مقامی پرارج داشت. اين روزنامه در میان مطبوعات والائی و نمایانی خاصي داشت و هدفش «تكمیل معنی مشروطیت و حمایت مجلس شورای ملی و معاونت روستائیان و فقرا و مظلومین» بود. به گواهی اهل اطلاع و بصیرت هنوز در زبان فارسی روزنامه‌اي با آن جامعیت و هدف عالی و روش ابتكاری و قاطع نظیری نیافته است. دهخدای دل آگاه و آزاده‌اي كه از ستم بیدادگران آشفته حال، و از ستمدیدگی و محرومان آزرده خاطر بود، مردی كه دردشناس و درمان یاب بود و قلم و قدم و دم را در خدمت اجتماع می‌پسنديد بدین كوشش انسانی روی آورد و با سلاح قلم فاضلتر از تیغ به صید آن زورگویان استبدادپیشه و جاهلان بی‌مایه و مایه‌داران از خدا و خلق بیگانه و بیگانگان دوست نما و دوستان ریائی و ریاكاران روی در مخلوق پرستان زر و سیم اندوز می‌آید.
شماره اول این روزنامه هفتگی (صوراسرافیل) روز پنجشنبه هفدهم ربیع الاخر 1325 ه. ق برابر دهم خرداد ماه 1286 ه.ش و 30 مه 1907 میلادی در هشت صفحه در طهران منتشر می‌گردد و به گفته و نوشته گروهی نخستین روزنامه‌اي بوده است كه در كوی و برزن به فروش می‌رسیده و غالباً اطفال فروشنده آن بوده‌اند و هر شماره آن در بیست و چهارهزار نسخه چاپ و نشر می‌شده است. صوراسرافیل در فاصله چهارده ماه با تعطیل و توقیفهايي كه داشته جمعاً در سی و دو شماره منتشر می‌گردد كه باز پسین آن تاریخ بیستم جمادی الاول 1326 ه. ق است سپس با دستگیر و كشته شدن میرزا جهانگیر خان شیرازی و اختفاء و تحصن و تبعید شدن دهخدا تعطیل می‌شود. دهخدا در هر شماره این روزنامه با مقاله‌ای پرنغز در زمینه مسائل سیاسی و اقتصادی، نمودن سیر فكری جهان، بررسی وضع نابسامان داخلی، ستیزه با خرافه و بی‌سوادی به افشاي ستم عمال حاكمه پرداخته و صور اسرافيل در آغاز و در پایان مقاله دیگر طنزآمیز و انتقادی با عنوان «چرند و پرند» به نقد اعمال ستمگران، جاهلان، سرباران جامعه از هر طبقه و طائفه و مقام و مرتبه، روشن كردن ذهن مردم دور داشته شده از مدنیت و آزادی با امضاهای مستعار كه اشاره كردیم مي‌پردازد و اين كار را با طرحی بسیار ماهرانه و عباراتی ساده در حد زبان مردم عامه و بافتی خاص تحریر می‌كند كه این دسته اخیر از مقالات كه بخشی از محتویات كتاب او را فراگرفته است، گذشته از تاثیر عمیق در اجتماع، سبك نگارشي دارد كه در ادب فارسی بی‌سابقه است و مكتب جدیدی در روزنامه‌نویسی و نیز در نویسندگی و نشر معاصر ایران بنیاد نهاده است، همچنان كه در طنزپردازی نیز به راهی نو رفته كه در گذشته مشابهی نداشته و پس از آن نیز تاكنون نظیری نیافته است.
باری دهخدا پس از گذشت مدتي نزدیك به یك ماه از بمباران مجلس به اروپا تبعید می‌شود و با یاری دیگر ایرانیان اقداماتي در رساندن آوای مظلومیت مردم زیرفشار استبداد به گوش جهانیان كرده است. تاریخ اولین روزنامه دوره دوم محرم 1327 ه.ق برابر با 23ژانویه 1909 م.و تاریخ سومین و آخرین شماره منتشر شده آن 15 صفر 1327ه.ق برابر با ماه مارس 1909 م است. دهخدا سردبیری روزنامه روح القدس به مدیریت سلطان العلماء خراسانی را نیز برعهده داشته. دهخدا از اروپا به استانبول می‌رود و در آنجا با مساعدت گروهی از ایرانیان روزنامه‌ای هفتگی به فارسی با نام «سروش» منتشر می‌كند و مقالاتی در آن می‌نويسد.
پس از فتح تهران به دست مجاهدان و خلع محمدعلی شاه از سلطنت، دهخدا از كرمان و طهران به نمایندگی دوره دوم مجلس شورای ملی انتخاب می‌شود و به استدعای اصرار مشروطه به ایران باز می‌آید. او گذشته از سمت نمایندگی مجلس به تحریر مقالات سیاسی و انتقادی در روزنامه‌های مجلس به مدیريت مرحوم طباطبایی، روزنامه شوری به مدیریت عبدالوهاب زاده، ایران كنونی به مدیریت مدبرالممالك، روزنامه آفتاب به مدیریت سید یحیی رشتی ملقب به ناصرالاسلام و پیكار به مدیریت كمالی و غیره ... مي‌پرداخته است. در ایام جنگ جهانی اول و مهاجرت آزادیخواهان، دهخدا در یكی از قرای بختیاری منزوی می‌گردد و آنجا است كه پایه تهیه مطالب كتاب «امثال و حكم دهخدا» و نیز لغات «لغتنامه دهخدا» را می‌ریزد و بعد از جنگ به تهران باز می‌گردد و به مطالعه متون منظوم و منثور فارسی و استخراج امثال و لغات می‌پردازد. ولي چهار مجلد كتاب «گزیده امثال و حكم» را در فاصله سالهاي 1308 تا 1311 ه.ش در 2076 صفحه متن و 180 صفحه فهرست با تقریباً سی هزار عنوان مثلی، حكمی، زبانزدی، اصطلاحی و كنایه‌ای و نزدیك ده هزار مثل، حكمت، كنایه و اصطلاح كه به عنوان نظیر و مرادف آمده و با حدود دوازده هزار مورد استنادی به شعر شاعران یا نویسندگان معتبر فارسی، تدوین و طبع و نشر می‌كند، و یادداشتهای لغتنامه و لغات استخراج شده از متون را آماده و تنظیم و تالیف می‌سازد. و چاپ آن توسط مجلس در سال 1324 ه. ش (قسمتی از آن در حیات خود دهخدا) در فاصله سالهای 1324 تا 1334 ه.ش تنظیم و چاپ می‌شود و بقیه را همكاران و دستیاران ایشان در سالهای بعد تالیف و تنظیم و طبع كرده‌اند. هم اكنون لغتنامه دهخدا این اثر جاودانه زبان فارسی پس از شاهنامه فردوسی در بیش از بیست و شش هزار صفحه به قطع رحلی سه ستونی پشتوانه قوی زبان و سرمایه عظیم فرهنگ ماست.
    
   
       
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.