• حاجت طاعت مي‌خواهد، رحمت زحمت. (تهراني)
  • نان کار و زحمت، گوشت به در مي‌کند. (هزاره‌اي)
  • هيچ گلي بي‌زحمت خار نيست. (طوطي‌نامه: 185)
  • هرکس زحمت بکشد به جايي مي‌رسد. (رامسري)
  •آبادي خدا، آتش خدا، همت شما. (دليجاني)
  • آدم بايد چون شير درآورد و چون گرگ بخورد. (فرهنگ‌نامه)
  • آدم مال و ثروت توليد مي‌کند، مال که مولّد آدم نيست. (آذري)
  • آري به فيل صيد نمايند فيل را . (صائب)
  • آسان گردد هر آنچه همت بستي (دهخدا)
  • آسمان وزيرپاي خود آرد/ هرکه راهست همّت عالي (ابن يمين)
  • آخرين بر جان درويشي که صاحب همت است (کمال خجندي)
  • آن که در تابستان سرش از گرماي زياد بسوزد، در زمستان آش وي پخته است. (آذري)
  • از پرنده بال زدن، از آدمي‌زاد همت کردن. (شوشتري)
  • از قله کوهي به قله کوه مجاور رفتن نزديک‌ترين راه است ولي پاي درازي مي‌خواهد. (فرهنگنامه)
  • از همت است هر که به هرجا رسيده است. (صائب)
  • از همت بلند به دولت توان رسيد. (صائب)
  • اسب رهوار، جوي خودش را به دست مي‌آورد. (سوادکوهي)
  • اگر پرورش بدهي، برگ توت، اطلس مي‌شود. (آذري)
  • اهل همت را ز ناهمواري گردون چه باک/ سير انجم را چه غم کاندر زمين جوي و جر است؟ (اميرعلي شيرنوايي، دهخدا، شکورزاده)
  • بازوي کزار بايد وقت کار. (عطار)
  • بازويم کار مي‌کند، دهانم مي‌خورد. (آذري)
  • بازوي همّت به از دست زور. (سعدي)
  • بلبل به باغ و جغد به ويرانه تاخته (ساخته) / هرکس به قدر همت خود خانه ساخته.
  • به چوگان همت توان برد گوي. (بهمنياري، ...)
  • به هرکاري که همت بسته گردد/ اگر خاري بود گل‌دسته گردد. (بدايع لوقايع 1/272، تکلمه،...)
  • به همت کارها آسان برآيد. (صائب)
  • پشت پا بر عرش اعلا مي‌زنم. (احمدجام: 300)
  • تأثير مي‌کند به تنم مشت روزگار/ خم مي‌کنم به همت خود پشت روزگار (کوچه)
  • تا عرق نريزي، نان نمي‌خوري. (لري)
  • چراغ هيچ کس تا صبح روشن نمي‌ماند الا آسيابان. (ابهري)
  • حرکت کن تا برکت يابي (عوام)
  • خدا رزق توي زنبيل نمي‌کند. (سورقمي)
  • دامن مردي به کمر ببند. (خوانساري)
  • در زمستان بدون کشت و کار و در تابستان بدون کمک راه نيفت. (آذري)
  • دستت را سر زانويت بگذار، بگو يا علي. (دماوندي، خوانساري)
  • ذره را همت عالي به فلک راه نمود. (امثال موزون)
  • رنج، راحت‌دان چو شد مطلب بزرگ . (شيخ بهايي،...)
  • روزي به قدر همّت هرکس مقدّر است. (بهمنياري،...)
  • زر از معدن به کان کندن برآيد. (دهخدا، ...)
  • زنبور عسل را پرورش بده تا چشمت زردي (عسل) را ببيند. (آذري)
  • سرمايه جاوداني است کار (بهار)
  • سرماية تعيش، همت بُوَد نه مکنت. (واعظ قزويني)
  • شاه چو برکند دل زمزم و گلستان / آسان آرد به چنگ، مملکت آسان (ابوخليفه اسکاقي)
  • عزت هرکس به قدر همت والاي اوست. (قاسم انوار ...)
  • آسايش کارگر ز کاراست. (پروين اعتصامي)
  • آسياب کار مي‌کند، به سود آسيابان است. (بختياري)
  • آن کس که کار نکند، نمي‌خورد. (آذري)
  • آن که کارش گرفته است آهويي زيبا سر راهش سبز مي‌شود. (ترکمني)
  • آهني که کار کند زنگ نزدند. (آذري)
  • احمق در خوردن، جوان در کار و مرد در جنگ شناخته مي‌شود.
  • تلاش از تقدير جلو افتاده است. (قشقايي)
  • با دسته جمعي تلاش کردن کار پيش مي‌رود. (لري)
  • تلاش کن که طلبکار باشي نه بدهکار. (لري)
     منبع: فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌هاي فارسي دکتر حسن ذوالفقاري

 
    
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
پژوهشها  
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها 
اصطلاحات  
احاديث  
  حکايات و ضرب المثل‌ها  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
 
1. الامام علي (ع): تَعَرَّضُوا لِلتِّجاراتِ، فَاِنَّ لَکُمْ فيها غِنيً عَمّا في اَيْدِي النّاسِ وَ اِنَّ اللهَ يُحِبُّ المُحْتَرِفَ الْاَمينَ.
امام علي عليه‌السلام فرمود: به کارهاي تجاري بپردازيد که بازرگاني، شما را از مال ديگران بي‌نياز مي‌کند. خداوند پيشه‌ور درستکار را دوست دارد.
(وسايل الشيعه، ج 22)
و..
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما است.