اعتماد دولت و ملت



نویسنده: محمود مهدی پور



جوامعى که دولت و مردم به یکدیگر اعتماد و اطمینان دارند به سرعت و باقدرت راه آبادى و شکوفایى و اقتدار و عظمت و پیشرفت را طى مى‏‌کند. در این گونه جامعه‏‌ها، در سایه هدف مشترک‏ مردم و دولت، هماهنگى نیروها و امکانات، همکارى و بسیج ‏اندیشه‏‌ها، تعاون دل‌ها و دست‌ها و در یک سخن مشارکت راستین شکل‏ مى‏‌گیرد.
یکى از اسرار توفیق انبیاء الهى و موفقیت امام خمینى (ره) در انقلاب ‏اسلامى، همین نبودن فاصله‌ی فرهنگى بین آنان و مردم بود.
در جامعه‏‌اى که اعتماد و اطمینان متقابل وجود ندارد، افراد وگروه‌ها، به جاى اندیشیدن به خدمت و سازندگى، بخشى از نیروها و امکانات خویش را صرف مقابله با بخشى دیگر، و شبهه زدایى از ذهن دیگران مى‏‌کنند و پاره‌‏اى دیگر از امکانات صرف نظارت و مراقبت هرچه بهتر و بیشتر بر رقیب مى‌‏شود و بخشى صرف نظارت‏ برخود کنترل‏‌گران مى‏‌گردد.
عدم اعتماد دولت و ملت در برابر دشمن خارجى، قدرت دفاع نظامى ‏را شدیداً کاهش مى‌‏دهد و در عرصه‌ی پیشرفت و سازندگى، حرکت را کند و گاه متوقف مى‏‌سازد.
دامن زدن به اختلافات جناحى و گروهى، رشد علم و فرهنگ را دچار اختلال مى‏‌سازد و اقدامات فرهنگى گروه‌ها و گرایش‏‌ها، فعالیت‌‏هاى مثبت طرفین را خنثى مى‏‌کند و سرانجام جوّ دلهره و وحشت‏ و نفاق بر روابط دولت و ملت حکم‌فرما مى‌‏شود. ملت از دولت‏ بیم ‏مى‌‏برد و دولت از ملت مى‏‌هراسد. و بدین‏‌سان «بى‌‏اعتمادى‏» که‏ آفت‏ بزرگ هرگونه توسعه‏‌ی سیاسى، فرهنگى و اقتصادى است، دامن‌گیر دولت و ملت مى‏‌شود.
کتمان قراردادهاى خارجى و ماهیت «طرف خارجى‏» سانسور خبرها، مولود بى‌‏اعتمادى در روابط دولت و ملت است که بى‏‌اعتمادى‏ افزون‌‏تر هم مى‌‏آفریند.
در جو «بى‏‌اعتمادى ملى‏»، خفقان، وحشت و دلهره و اضطراب‏ روانى، گسترش مى‏‌یابد، تملق، دروغ و خوش رقصى و نمّامى از یک‌‏سو و اتهام و بدبینى و کارشکنى و یأس و نفرین و نفرت از سوى ‏دیگر به چشم مى‌‏خورد و یکى از ضرورى‌‏ترین نیازهاى امروز کشور با تقویت و ارتقاء اعتماد ملت و دولت است. ما قبل از اعتماد سازى‏ در روابط خارجى به گسترش جوّ اعتماد و صداقت و برادرى در داخل ‏نیاز داریم.



گفتمان ملى



گفتگو با کسانى که با همدیگر زبان مشترک و اهداف و آرمان‏‌هاى‏ واحد داریم، کسانى که همه قرآن و سنت و عترت رسول‏‌خدا (ص) را قبول دارند، بسیار ساده‏‌تر و رأفت آمیزتر و جدى‏‌تر از گفتگو بین‏ تمدن‏‌ها و دولت‌ها و فرهنگ‌هایى دیگر است، که دین را ابزار فریب‏ مى‏‌دانند و معتقدند، در عالم حق مطلقى وجود ندارد و هر دین و کیش و فلسفه‏‌اى تا حدى حق است و تا حدى باطل و گاهى حق است و گاهى باطل.
در گفتگوهایى که بر اساس صداقت، براى شناخت‏ حق انجام مى‏‌گیرد، امید تفاهم و تبادل فکر و اندیشه و همدلى و تقریب قلب‏‌ها، وجود دارد. ولى گفتگو با کسانى که جز فریب و استثمار به چیزى ‏نمى‌‏اندیشند، اتلاف وقت و نیرو و بستر غفلت و صحنه‌ی دادن ‏اطلاعات به دشمن است.
راستى برخى گفتگوها و مذاکرات گفتگوى «ناشنوایان‏» و «بیمار» است که عیادت کران از بیماران براى هر دو طرف بسیار رنج‌‏آفرین ‏و غم‌‏انگیز خواهد بود.
گفتگو با کسانى که از شنیدن آواى حقیقت ناتوان‌‏اند، دردى را دوا نخواهد کرد. بهتر است استکبار جهانى در آغاز به درمان گوش ‏ناشنواى خویش بپردازد. و لااقل سمعکى براى خود فراهم آورد، تا گفتگو مقدور و مفید و موثر باشد. مستکبران از شنیدن آواى‏ حقیقت محروم‌‏اند و تا روحیه‌ی خودبرتربینى و سلطه‌‏طلبى را کنارنگذارند، مذاکره و گفتگو مشکلى را حل نخواهد کرد. البته گفت‏ و شنود اندیشمندان آگاه و پارسا با دانشوران و حق‏‌جویان عالم ‏همیشه بوده و خواهد بود و اسلام خود منادى این‌‏گونه گفتگو است قل‏ یا اهل الکتاب تعالوا الى کلمه سواء تکرار است.



موانع اعتماد دولت و ملت



آن‌چه ملت و دولت را از هم دور مى‏‌کند و بین کارگزاران و مردم‏ جدایى مى‌‏افکند، عناصر و عوامل گوناگونى است که به دو سوى دولت ‏و ملت مربوط مى‏‌شود. اگر براستى خواهان هرگونه پیشرفت کشور بسوى استقلال و آزادى و حکومت اسلامى هستیم، باید با همه‌ی عوامل‏ فاصله افکن و اختلاف آفرین مبارزه کنیم.



الف. فاصله اقتصادى



اگر بین دولت مردان و مردم از نظر زندگى تفاوت فراوان باشد و کارگزاران در «مسکن‏»، «لباس‏»، «وسیله سوارى‏»، «لوازم زندگى‏» و «امکانات رفاهى‏» با مردم فاصله داشته ‏باشند و عملاً یک طبقه اقتصادى برتر را تشکیل دهند، در اعتماد مردم به آنان خلل پدید خواهد آمد و از اینجاست که در نظام‏ اسلامى هرکس مترفانه زندگى کند، از هر طیف و جناح و گروه باید از سیستم حکومتى کشور اسلامى کنار گذاشته شود، سر گیرد و برون‏ رود از کربلاى ما، پیامبران که به عنوان رهبران و زمام‌داران ‏جوامع بشرى بر اساس معیارهاى مکتبى شناخته مى‏‌شوند، شرط «زهد» را در عقیده پذیرفته و در عمل به کار بسته‌‏اند. «و شرطت‏ علیهم الزهد فى درجات هذه الدنیا الدنیه و زخرفها و زبرجها فشرطوا لک ذالک و علمت منهم الوفاء به...» (1) خدایا بر آنان زندگى زاهدانه را شرط کردى آنان هم پذیرفتند و دانستى که‏ به پیمان وفا دارند تو هم آنان را قبول کردى و...
و یا در نهج‌‏البلاغه مى‌‏خوانیم: «الا و ان امامکم قد اکتفى من‏ دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه‏» (2) هان، آگاه باشید که‏ پیشواى شما از دنیا به دو جامه‌ی کهنه و از غذاهاى آن به دو قرص‏ نان اکتفا کرده است.
باز على (ع) در بیان علت‏ ساده‌زیستى خویش مى‏‌گوید: «ان‏ الله فرض على ائمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس کی لا یتبیغ بالفقیره فقره‏» (3) براستى خدا بر پیشوایان عادل‏ واجب کرده که بسان فقیران زندگى کنند، تا فقر تهیدستان برآنان دشوار نیاید.



ب. فاصله فرهنگى



وقتى زبان، فرهنگ، اخلاق و عادات ملت و دولتمردان ناهمگون ‏باشد، کارگزاران در جذب توده‌‏هاى مردم و اکثریت قاطع ملت، زبان مشترک و فرهنگ واحد ندارند، توان جلب اعتماد آنان را نخواهند داشت. اصولاً راز عدم توانایى روشنفکران در ایجاد یک ‏انقلاب مردمى در ایران و بسیارى از کشورهاى جهان، نبودن فرهنگ ‏و زبان مشترک بین مدعیان روشنفکرى، غرب‏‌گرایان و توده‌‏هاى مردم ‏است.
غرب‏‌زدگان براى تاثیرگذارى در جامعه همیشه سعى کرده‌‏اند که ازعلماى شیعه به عنوان ابزار ارتباطى و زمینه‏‌ساز اعتماد مردمى استفاده کنند و روحانیون را به عنوان پل پیروزى براى دستیابى ‏به‏ مقاصد خویش بکار بگیرند. و این هشدارى به روحانیون و فضلاى‏ حوزه‏‌هاست که دین و آبروى خویش را قربانى دنیاى آنان نسازند.
البته عالمان پارسا و زمان‏‌شناس شیعه، معمولاً با این نقشه‏‌هاى‏ شوم برخورد آگاهانه داشته و چون سدى استوار در برابر آرزوهاى‏ شیاطین غرب‏‌گرا ایستاده‌‏اند، اگر چه همیشه هم عالم نمایان و افرادى فاقد بینش اسلامى و نابرخوردار از تقواى کافى، بوده‌‏اند که دین و محرومین را به قیمت رفاه ناپایدار دنیا فروخته‌‏اند.
غرب‌زدگان و به اصطلاح نیروهاى ملى مذهبى، وجود عالمان دین را در مرحله‌ی شکل‏‌گیرى انقلاب لازم و مفید مى‌‏دانند ولى در مرحله‌ی تثبیت ‏انقلاب اسلامى شدیداً معتقد به حذف و کنار گذاشتن عالمان دین از صحنه مدیریت کشوراند. نیروهاى به اصطلاح ملى مذهبى از همان ‏روزهاى اولیه پیروزى خواهان آن بودند که امام حکومت را از شاه ‏و دار و دسته‌‏اش گرفته و دو دستى تقدیم این آقایان نماید و درهیچ کارى هم ولو در حمایت از محرومان و پاسدارى از استقلال کشور دخالت نکند.
البته موانع اعتماد به چند عامل فوق محدود نمى‏‌شود و فاصله‏‌هاى‏ اخلاقى، تاریخى، فیزیکى، عاطفى و روانى و تفاوت در آداب و عادات اجتماعى هم هرکدام نقشى در تضعیف پیوند مردم و دولت‏مردان ایفا مى‌‏کند و مى‌‏تواند از موانع اعتماد دولت و ملت محسوب ‏شود.
در نامه امام على (ع) به مالک اشتر مى‌خوانیم که «و لا تنقضن سنه صالحه عمل بها صدور هذه ‏الامه و اجتمعت ‏بها الالفه‏» (4) سنت نیکى که به پیشینان نهاده و عامل وحدت مردم شده است ‏آن‌را نقض نکن.



نقش دین در اعتمادسازى



دین میثاق عقیدتى هر نظام ایدئولوژیک است، در جامعه‏‌هایى که‏ بر اساس جهان بینى و بینش واحد پدید مى‌آید، برخلاف جوامع لائیک ‏و سکولار، رشته پیوند ملت و دولت، دین است. دین بین ملت و دولت رابطه محبت، الفت، اخوت، اعتماد، ولایت و مشاوره و همکارى و همدلى و همراهى و حمایت طرفینى ایجاد مى‏‌کند.
تلاش در جامعه‌‏اى که مردم آن دین‏‌خواه‌‏اند هرگونه بى‌‏توجهى به ‏ارزش‌هاى دینى بزرگ‌ترین ضربه بر استقلال ملى و کیان سیاسى کشور و پیوند مستحکم دولت و ملت است. تردیدآفرینى‌‏ها در برخى مطبوعات ‏دین را از بین نمى‌‏برد. دین فطرى انسان است و زدودن دین ازاندیشه و قلب توده‌‏ها امکان پذیر نیست. فقط وقتى دین‌داران‏ مشاهده کنند که در یک سیستم سیاسى به هر بهانه ارزش‌هاى دینى ‏آنان مورد تهاجم است، در صلاحیت دولتمردان و کارگزاران تردید خواهند کرد. تحلیل مردم این خواهد بود که کارگزاران عقیده به‏ میثاق ملى و مشترک نداشته و یا توان دفاع از آن را ندارند و درهر صورت شایسته اعتماد نخواهند بود.
از این رو، مسوولانى که در برابر تعرض به ارزش‌ها و تعالیم ‏دینى بر نمى‌‏آشوبند. قبل از آن‌که به دین و ملت ضربه بزنند، اعتبار واقتدار دولت اسلامى را هدف گرفته‌‏اند.
دولت‌مردان در نظام اسلامى مقلد و مرید و گوش به فرمان قرآن و سنت و قانون برگرفته از آن‏‌اند، در نظام جمهورى اسلامى رهبرى و شوراى ‏نگهبان فصل‌‏الخطاب هرگونه شک و تردید در فهم درست اسلام ‏است.
شکستن قداست رهبرى و فقهاى شوراى نگهبان و کارگزاران مومن و مخلص نظام اسلامى و تمسخر دولت‌مران متعهد توسط برخى رسانه‏‌ها، مبارزه با استقلال و روابط استوار درونى در جامعه اسلامى است.
در نظامى که به دین و دینداران، آشکارا اهانت ‏شود، نه تنها آرمان همکارى و همدلى و مشارکت مردمى تحقق نخواهد یافت، بلکه ‏رابطه دولت و ملت روز به روز سست‏ تر و فاصله، هرلحظه بیشترخواهد شد و سرانجام دولت پشتوانه مردمی را از دست داده زمینه ‏نفوذ نااهلان پدید خواهد آمد.



راه تقویت اعتماد



براى تحکیم اعتماد ملت و دولت برداشتن گام‌هاى زیر ضرورى است:
1 - کنار گذاشتن منادیان پیوند با کفار و منافقان از سطوح‏ بالاى تصمیم‏‌گیرى فرهنگى و سیاسى.
2 - گزارش صادقانه اقدامات و فعالیت‏‌هاى سیاسى و ارتباطات و آمد و شدهاى خارجى به ملت.
3 - مشاوره صادقانه و سازمان یافته با مردم در همه مسائل‏ سیاسى، اقتصادى و فرهنگى.
4 - احسان و نیکى به مردم و کاهش بار مالیات‏ ها و قیود غیرلازم قانونى.
5 - عفو و بخشش از لغزش‏‌ها و اشتباهات معمول مردم و تلاش در جهت هدایت فرهنگى آنان.
6 - رعایت کامل حقوق متقابل دولت و ملت‏ بر اساس قرآن و سنت.
با این ویژگی‌هاست که به تعبیر امیرمؤمنان (ع): «وقتى رعیت‏ حق والى را بپردازد و والى حق مردم را پاس دارد، حق قدرتمند خواهد شد، راه دین استوار خواهد گردید، نشانه‏‌هاى عدالت ‏برافراشته خواهد شد و کارها به سامان و گام‌ها روبراه خواهد بود و بدین گونه است که زمانه خوب مى‏‌شود و امید تداوم دولت مى‌‏رود و آزمندى دشمنان به یاس تبدیل مى‏‌گردد. (5)

تنظیم و ویرایش: سایت حرف آخر

 

   
 
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
پژوهشها  
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها 
احاديث  
   پايگاههاي پژوهشي  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
 
1. الامام علي (ع): تَعَرَّضُوا لِلتِّجاراتِ، فَاِنَّ لَکُمْ فيها غِنيً عَمّا في اَيْدِي النّاسِ وَ اِنَّ اللهَ يُحِبُّ المُحْتَرِفَ الْاَمينَ.
امام علي عليه‌السلام فرمود: به کارهاي تجاري بپردازيد که بازرگاني، شما را از مال ديگران بي‌نياز مي‌کند. خداوند پيشه‌ور درستکار را دوست دارد.
(وسايل الشيعه، ج 22)
و..
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.